جنگ رمضان و پارادوکس قدرت

با گذشت یک ماه از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران و عدم توانایی در رسیدن به اهداف مورد نظر؛ چند نکته اساسی و مهم مد نظر است؛
۱_ مسئله اهداف راهبردی و تعریف پیروزی است. اگر اهداف کشور متخاصم (آمریکا و رژیم صهیونیستی) گسترده یا مبهم باشد [مانند تغییر رژیم، اشغال کامل یا کنترل بلندمدت بر منابع) پیروزی سریع دشوار می‌شود. هرچه هدف سیاسی پیچیده‌تر باشد، تبدیل برتری نظامی به نتیجه سیاسی زمان بیشتری می‌طلبد.
۲_ دوم، جغرافیا و محیط عملیاتی است. جمهوری اسلامی ایران دارای جغرافیای پیچیده همچون کوهستان، سواحل طولانی، پراکندگی جمعیت، شهرهای بزرگ و عمق استراتژیک (تنگه هرمز) است. این عوامل توان مانور و برتری تکنولوژیک دشمن را کاهش می‌دهد و جنگ را به یک نبرد فرسایشی تبدیل می‌کند.
۳_ سوم، تاکتیک‌های نامتقارن است. ایران به جای مقابله مستقیم با ارتش و تجهیزات پیشرفته دشمن، از روش‌های جنگ نامتقارن، حملات پراکنده و حملات به خطوط تدارکاتی استفاده کند. چنین روش‌هایی هزینه جنگ را برای دشمن بالا می‌برد و سرعت پیشروی او را کاهش می‌دهد.۴_ چهارم، مسئله روحیه و اراده جنگ. در نظریه کلاوزویتس، «اراده سیاسی و اجتماعی» یکی از مهم‌ترین عناصر جنگ است. روحیه و انگیزه دفاعی قوی جامعه و نیروهای نظامی ایران، حس و انگیزه دفاعی قوی را برای مقاومت طولانی ایجاد می‌کند.در نهایت، در جنگ، تجهیزات تنها بخشی از قدرت است. اراده ملی، انسجام اجتماعی و انگیزه دفاعی می‌توانند مقاومت طولانی و در نهایت پیروزی را به ارمغان بیاورد. در بسیاری از موارد، طرفی که انگیزه دفاع از سرزمین خود را دارد، قدرت پایداری بیشتری نشان می‌دهد.
00:35 - 11 فروردین 1405