تجربه ناخوشایند اسکی در سالن سرپوشیده مال «رویای آمریکایی»
من نسبت به دورنمای این مال بدبینم اما گذشته از سودآوری، گشایش چنین مالی قطعا هزینه های زیست محیطی نیز به دنبال دارد. به مقادیر عظیم انرژی فکر کنید که این مال برای نگه داشتن بیگ اسنو در دمای 28 درجه در تمام سال به آن نیاز دارد.
گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: در میان تمام تجاربی که طی 50 سال اسکی کردن آموخته ام، اولین اسکی سال 2020 من به گونه ای بود که انگار هیچ چیزی را تجربه نکرده ام. دمای 28 درجه زیر صفر و برف های ماشین ساز به اندازه کافی برایم آشنا بود، ولی بهتر که نگاه کردم، دیدم در یک جعبه مستعطیل شکل بی پنجره سردر آوردم، در زیر دستگاه های برف ساز و سیم های برق و یک بالابر اسکی شیک و پر افاده، از بالای یک سراشیبی لغزان به سمت یک دیوار نقاشی شده در حال اسکی کردن هستم. در «بیگ اسنو» بودم، یک سالن اسکی سرپوشیده در امریکن دریم میدو لندز، مال و پارک سرگرمی تازه سازی که در ایست راترفرود نیوجرسی واقع است. اینکه آیا این پروژه عظیم در عمل، مشتریان و دلارهایی را به سمت خود جذب خواهد کرد که تبلیغ کنندگانش انتظار دارند، باید ماند و دید. هرچند سرگرمی سازهایی چون بیگ اسنو و نیکلدئون یونیورس ساخته شده و آغاز به کار کرده اند، بیشتر مغازه ها و رستوران های این مال قرار است در ماه مارس راه اندازی شود. من به عنوان یک مورخ و علاقه مند به اسکی، متوجه این نکته به شدت آزار دهنده شدم که اسم امریکن دریم میدو لندز با خود آن همخوانی ندارد و زمان بندی احداث آن نیز به نظرم بسیار نامناسب است.
درهای آن درست در ایامی باز می شود که مال ها در سراسر کشور در حال تعطیلی اند؛ روزهایی که نابرابری اقتصادی و تغییرات آب و هوایی، برخلاف آنچه که چشم انداز «رویای آمریکایی» پس از جنگ جهانی دوم را محقق کرده بود، رسیدن به آن را حتی برای آمریکاییان معمولی سخت تر کرده است مال ها در خدمت زندگی رفاه گسترده سال های پس از جنگ در آمریکا براساس مصرف گسترده ای حاصل شده بود که دستمزدهای خوب- که اغلب با تلاش اتحادیه ها عملی می شد- آمریکاییان مزد بگیر و طبقه متوسط صرف آن می شد. مال ها که ظهور آنها از دهه 1950 آغاز شده بود، در مرکز این تحول قرار داشتند. همانطور که لیزابت کوهن مورخ اشاره کرده، مال ها را به سختی می توان مشارکت گران بی گناه در اقتصاد پس از جنگ دانست: آنها، با مغازه های دپارتمانی و سرزندگی مرکز شهرها و خیابان های اصلی حومه شهرها، مشتریان را به سمت خود می کشیدند. آفریقایی آمریکاییان و لاتین تباران در مکان هایی چون نیو وارک نیوجرسی بین خود و مشاغل و فرصت های خریدی که در مال ها یافت می شد فاصله می دیدند، در حالی که شهرهای آنها با کسب درآمدهای مالیاتی جان تازه ای می گرفتند. رشد اقتصادی که تعریف کننده شکوفایی دوران پس از جنگ بود در دهه 1970 کند شد. وقتی این رشد از سرگرفته شد، ثروت ها را به طرقی بازتوزیع کرد که موجب تشدید نابرابری اقتصادی گردید. تا دهه 1990 امنیت و سیالیت اجتماعی که زمانی آمریکاییان آن را چیزی عادی تلقی می کردند تحلیل رفته بود.
در همین حال مال ها افولی یکنواخت و کند را تجربه کردند نابرابری اقتصادی طبقه متوسط را که مدت ها به عنوان پایگاه مشتریان این مال ها عمل کرده بود تضعیف کرد. سپس خرید آنلاین فروشگاه های واقعی و مال های پر ازدحام را تضعیف کرد. در آغاز قرن بیست و یکم، آینده مال های خرید سنتی در بهترین حالت در هالی از از ابهام قرار داشت. برای اطلاع از این اتفاق فقط کافی است به سرنوشت مکیز نگاه کنید. این فروشگاه دپارتمانی که مدت ها به عنوان یک «لنگر» برای صدها مال عمل کرده بود، روز 5 فوریه اعلام کرد که 125 فروشگاه خود را در مراکز خرید در سراسر آمریکا تعطیل می کند. ژاندو در باتلاق های نیوجرسی با این حال «رویای آمریکایی» به دنبال تحقق در میدولندز است سازندگان در سال 2004 کار روی نسخه قبلی این مال را آغاز کردند. در ابتدا قرار بود اسم این مال با الهام از شعر «کوبلای خان» ساموئل تیلور کولریج «ژاندو» گذاشته شود. هرچند که ساخت این پروژه در سال 2008 برای مدتی متوقف شد، اما بعد ژاندو در قالب نام امریکن دریم میدولندز از سر گرفته شد؛ پروژه ای 5 میلیارد دلاری از سوی گروه تریپل فایو، همان موسسه کانادایی که «مال آف امریکا» را در مینه سوتا ساخته است. آنطور که در بلومبرگ بیزینس ویک آمده، امریکن دریم میدولندز «هزارتویی است از ترتیبات و توافقات وام های خصوصی، فروش اوراق قرضه، انگیزه هایی مالیاتی و یک نهاد فاینانس دولتی در ویسکانسین.» اگر تامین بودجه امریکن دریم الگویی بیزانسی دارد، اما منطق آن سرراست باشد.
در حالی که مال های خرید به دلیل جذب مشتریان توسط خرده فروشان اینترنتی در حال تعطیلی اند، امریکن دریم امیدوار است طرفداران خود را با ارائه سرگرمی بیشتر به جای مغازه به خود جذب کند سازندگان این مال جذابیت های استفاده از خدمات با پرداخت ورودیه را در نظر داشته اند، خدماتی مثل پارک آبی دریم ورکز و بیگ اسنو – اولین سالن سرپوشیده اسکی در ایالات متحده- می تواند بازدیدکنندگان را به خود جذب کند بکشاند و سپس همین افراد می روند و پولشان را در مغازه ها خرج می کنند. وقتی بازدیدکنندگان امریکن دریم از سرگرمی به کار خرید می پردازند، صفی از فروشگاه ها در دسترسشان قرار دارد که می توانند از میان آنها انتخاب کنند، مثل فواور21 و هرمس که در آنها کیف دستی هایی به قیمت هزاران دلار درمعرض فروش قرار دارد. من نسبت به دورنمای این مال بدبینم. اما گذشته از سودآوری، گشایش چنین مالی قطعا هزینه های زیست محیطی نیز به دنبال دارد. به مقادیر عظیم انرژی فکر کنید که این مال برای نگه داشتن بیگ اسنو در دمای 28 درجه در تمام سال به آن نیاز دارد. و تازه این مال در منطقه ای واقع شده که تغییرات آب و هوایی و بالا آمدن سطح آب دریا اهمیت زمین های باتلاقی را برای جذب آب و خیزابه های ناشی از توفان ها به ما یادآور می شود. این مال باز هم تکه دیگری از میدولندز را از بقیه نقاط جدا می کند و باعث می شود که این مال و منطقه اطراف آن در برابر سیلاب ها آسیب پذیرتر شوند.
بی مزگی اسکی کردن در جعبه ای بزرگ از نظر من اسکی باز مدام به پیست مصنوعی برمی گردد چرا که امکان دارد هرچه پیش تر می رویم گرمایش زمین طول فصول اسکی را کوتاه تر کند. اما آیا پاسخ این مشکل احداث یک پیست اسکی یخچال مانند مصنوعی بر روی یک زمین باتلاقی است؟ البته اسکی کردن در کوهپایه ها و در فضای باز از نظر زیست محیطی بسیار سالم تر است. گرچه مسیرهایی که به شکل بدی برش خورده اند چهره کوهپایه ها را خراش انداخته اند و در بسیاری از پیست های اسکی – با فروشگاه ها و اقامتگاه های کنار پیست شان – گرایش های ورزشکارانه مدت هاست که جای خود را به ساخت و ساز و خرید و فروش املاک داده است. با این حال در میان تمام ورزش هایی که در طی قرن گذشته در ایالات متحده رونق پیدا کرده اند، اسکی کردن آمیزه خاصی از جمال، هیجان و زیبایی طبیعی را در اختیار مردم می گذارد. اسکی در کوهپایه ها که یکی از محصولات رفاه دوران پس از جنگ و رویای آمریکایی بود، هرگز به طور کامل از محدودیت های زمان خود فراتر نرفت. با وجود تعداد قابل توجهی اسکی باز آفریقایی- آمریکایی، آنها در تصویر کلی موجود از این ورزش جایی ندارند؛ مشکلی که آنی گیلبرت کلمن مورخ در مقاله درخشان خود «سفیدای تحمل ناپذیر اسکی کردن» به خوبی به آن پرداخته است. اما با این حال این ورزش در تقویت اجتماع نقش دارد. پیست های کوچک محلی از مدت ها پیش بخشی از صحنه اسکی در منطقه کلان شهر نیویورک، نیو انگلند و کلرادو بوده اند.
و اسکی درون کشوری همچنان برق طبیعی و سکوت بیشه زارهای زمستانی را بدون آن بالابرهای اسکی مزاحم ارائه می دهند رشد اسکی روستایی در سال های اخیر از جهتی واکنشی است نسبت به پیست های شلوغ و میل به اسکی در مناطق بکرتر و دورتر. امریکن دریم میدولندز را مبهوت و متحیر ترک کردم. مثل همیشه موقع بازگشت از اسکی، ماهیچه هایم درد رضایت بخشی گرفته بودند، اما آن احساس فراغ بال و رضایتی را که معمولا بعد از گذراندن یک روز خوب در طبیعت تجربه می کنم، در خود حس نمی کردم. همینطور که سمت ماشینم می رفتم، عده ای از کارگران ساختمانی را دیدم که سرگرم تکمیل فروشگاه هایی بودند که قرار است در ماه مارس افتتاح شوند. از من پرسیدند: بیگ اسنو چطور بود؟ جواب دادم متفاوت بود. کارگر به من گفت که او هم طرفدار اسکی است، اما برنامه ریزی کرده که به کوه گور در ادیرون داکز برود. بی معطلی در جوابش گفتم که بهترین تصمیم را گرفته است. نویسنده: رابرت اسنایدر (Robert Snyder) استاد روزنامه نگاری و مطالعات آمریکایی در دانشگاه راتجرز نیووارک منبع: https://b2n.ir/860349 انتهای پیام. . 11:05 - 17 فروردین 1399