داستان ناگفته به قدرت رسیدن صهیونیسم مسیحی در آمریکا
سازمان اتحاد مسیحیان یکی از سازمان های متعددی است که در طول تاریخ آمریکا از این جهت مبلغ دولت اسرائیل و صهیونیسم بوده اند که تشکیل یک کشور تک قومیتی یهودی در فلسطین، یکی از الزامات تحقق پیش بینی های آخرالزمانی و بازگشت دوباره عیسی مسیح به زمین است.
گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: بزرگ ترین سازمان مدافع اسرائیل درایالات متحده نه از اعضای یهودی بلکه مرکب از مسیحیان انجیلی است با مجموعا 7 میلیون نفر عضو که این تعداد دو میلیون بیشتر از کل اجتماع یهودیان آمریکا است. روز دوشنبه هزاران تن از اعضای این سازمان که «اتحاد مسیحیان برای اسرائیل» نام دارد، در واشنگتن گردهم آمدند تا شنونده حرف های سخنران های مختلفی باشند، از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا و رئیس پیشین سازمان سیا گرفته تا مایک پنس معاون رئیس جمهور و جان بولتون مشاورامنیت ملی آمریکا. جان هاگی رهبر سازمان اتحاد مسیحیان که یک واعظ انجیلی مجادله برانگیز است، چندین بار با پرزیدنت دونالد ترامپ دیدار کرده و اخیرا از جمله شرکت کنندگان در نشست اختصاصی کاخ سفید در ماه مارس پیرامون «طرح صلح» آتی دولت آمریکا برای اسرائیل و فلسطین بوده است. اما سازمان اتحاد مسیحیان یکی از سازمان های متعددی است که در طول تاریخ آمریکا از این جهت مبلغ دولت اسرائیل و صهیونیسم بوده اند که تشکیل یک کشور تک قومیتی یهودی در فلسطین، یکی از الزامات تحقق پیش بینی های آخرالزمانی و بازگشت دوباره عیسی مسیح به زمین است؛ رخدادی که مسیحیان معمولا با عنوان «رجعت» از آن یاد می کنند.
هرچند سازمان هایی چون اتحاد مسیحیان و اسلاف آن مدت ها پیش شاهد ایجاد دولت اسرائیل در سال 1948 و بعدتر پیروزی اسرائیل و فتح بیت المقدس در سال 1967 به عنوان تحقق یک پیش بینی انجیلی بوده اند، اما یک پیش بینی وجود دارد که بنا بر اعتقاد این فرقه از مسیحیان انجیلی، تنها چیزی است که بین آنها و رجعت عیسی مسیح قرار گرفته است برآورد می شود که بیش از 20 میلیون تن از این مسیحیان که معمولا با عنوان صهیونیست های مسیحی از آنها نام برده می شود در ایالات متحده حضور دارند و یک بلوک رای دهنده کلیدی و منبع کمک های مالی سیاسی برای حزب جمهوریخواه به شمار می روند. همانطور که در بخش های قبلی این مجموعه گفتیم، این صهیونیست های مسیحی که بیشتر شبیه صهیونیست های مذهبی افراطی در اسرائیل هستند، معتقدند که به منظور کمک به فرا رسیدن آخرالزمان، یک معبد یهودی سوم باید جایگزین مسجد الاقصی و قبه الصخره شود. این دو گروه با باورهای مذهبی متفاوت، از قرن نوزدهم مکررا ائتلاف های فرصت طلبانه ای را به منظور اطمینان از تحقق پیش بینی های فرضی خود شکل داده اند، با وجود این واقعیت که اعضای دیگر گروه ایمانی اگر نگوییم هرگز، ندرتا تفاسیر مشابهی از آنچه که بعد از احداث معبد رخ خواهد داد دارند. این ائتلاف بر اساس یک مشغولیت ذهنی دوجانبه نسبت به تسریع فرارسیدن قیامت شکل گرفته که تا امروز ادامه یافته و اکنون بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ، این گروه ها هم در اسرائیل و هم آمریکا به اوج قدرت خود رسیده اند.
در مطالب قبلی اشاره شد که چگونه این شاخه از صهیونیسم مذهبی بر دولت دست راستی فعلی اسرائیل سلطه پیدا کرده و دولت فعلی این کشور را به برداشتن گام هایی تعیین کننده به سمت نابودی مسجدالاقصی و احداث عنقریب معبد سوم مجبور کرده است دراین مطلب خواهیم دید که چگونه همتای این جنبش مسیحی در ایالات متحده یعنی صهیونیسم مسیحی توانسته است مثل دیگر همتای خود به یک نیروی مسلط در سیاست های آمریکا تبدیل شود، به خصوص در پی انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری که این دیدگاه آخرالزمانی یک محرک عمده در پشت سیاست های خاورمیانه ای این دولت محسوب می شود. با این حال این دیدگاه سختگیرانه از قهرخداوندی از آخرالزمان، مدت ها حکم یک راهنما را برای چهره های برجسته در تاریخ آمریکا و نخبگان آمریکایی ایفا کرده و حتی مقدم بر تاسیس صهیونیسم به عنوان یک جنبش سیاسی است. از این رو نفوذ صهیونیسم مسیحی بر سیاست های دولت ترامپ صرفا تازه ترین مورد در فهرست طولانی مثال هایی است که در آن پیش بینی و سیاست در تاریخ آمریکا به هم آمیخته اند و غالبا نتایجی به دنبال داشته که چهره جهان را تغییر داده اند.
پیوریتن ها، پیش بینی و فلسطین روایت ها از نقش مسیحیان اروپایی و آمریکای شمالی در ایجاد کشور فلسطین معمولا با اعلامیه بالفور در سال 1917 آغاز می شود، اما تلاش های گروه های مسیحی مشخصی در انگلستان و ایالات متحده برای تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین عملا به قرن ها پیشتر بازمی گردد و بسیار بر تاسیس رسمی صهیوینسم توسط تئودور هرتزل مقدم است از جمله نخستین مدافعان مهاجرت فیزیکی یهودیان اروپایی به فلسطین پیوریتن ها بوده اند، یک شاخه از پروتستانتیسم مسیحی که در اواخر قرن شانزدهم ظهور یافتند و به نیرویی صاحب نفوذ در انگلستان و بعدا در مستعمرات آمریکایی آن تبدیل شدند. پیوریتن های متنفذ به شدت علاقه مند به نقش یهودیان در مبحث معاد یا الهیات آخرالزمانی بودند و عده زیادی – نظیر جان اوون یک الهیات شناس قرن هفدهمی، عضو پارلمان و رئیس آکسفورد- وجود داشتند که معتقد بودند بازگشت فیزیکی یهودیان به فلسطین برای تحقق پیش بینی آخرالزمان ضروری است. هرچند در روایت های مدرن از اینکه حمایت های انجیلی های آمریکایی از اسرائیل در کجا و چرا آغاز شد، معمولا ریشه های پیوریتن ها را در آنچه که بعدا به عنوان صهیونیسم مسیحی شناخته شد نادیده می گیرند، اما طرفداران آن همچنان به روشنی میراث آنها را تصدیق می کنند.
برای مثال در کنفرانس روز دوشنبه سازمان اتحاد مسیحیان برای اسرائیل، پمپئو که خود یک صهیونیست مسیحی شناخته شده با اشتغال ذهنی خاص به موضوع آخرالزمان است، خطاب به حاضرین در این جلسه گفت: «حمایت مسیحیان آمریکا از صهیون – برای یک میهن یهودی- به مستعمره نشینان پیوریتن اولیه بازمی گردد و قرن ها دوام آورده است در واقع دومین رئیس جمهور ما (جان آدامز) دوسال قبل تر گفته بود که من واقعا آرزو دارم یهودیان دوباره یک کشور مستقل داشته باشند.» این باورهای پیوریتن که تا امروز دوام آورده اند و فقط محبوبیت آنها بیشتر شده، در انگلیس و مستعمرات آمریکایی اش در آن زمان به خصوص در میان طبقه سیاسی پولدار ریشه دواند و در ارتباط با این که انجیل دقیقا درباره آخرالزمان چه می گوید، تفاسیر گوناگونی را ارائه کردند. به هم پیوستن نیروها برای هدف قرار دادن بیت المقدس مدت ها پیش از آنکه تئودور هرتزل، صهیونیسم سیاسی را پایه گذاری و «دولت اسرائیل» خود را منتشر کند، صهیونیست های مسیحی در ایالات متحده و انگلیس به دنبال هدایت و اثرگذاری بر سیاست خارجی هردو کشور در راستای خدمت به مشغولیت ذهنی مذهبی خود برای تسریع جلوانداختن آخرالزمان بوده اند. سوابق تاریخی به روشنی نشان می دهند که صهیونیست های مسیحی بر وقایع سراسر تاریخ اثرگذار بوده اند، به خصوص در ارتباط با تاسیس دولت اسرائیل و تحولات متعاقب آن در مناقشه اسرائیل- فلسطینی ها.
صهیونیست های مسیحی در دنبال کردن این پیش بینی های آخرالزمانی، اتحادهایی را با صهیونیست های یهودی تشکیل داده اند و فرصت طلبانه از یکدیگر برای تقویت رخدادهای مشترکی استفاده کرده اند که باور دارند فرارسیدن قیامت فرضی آنها را تسریع می کند و به اهداف سکولارتر سیاسی یاری می رساند از هچلر تا هرتزل تا اسکوفیلد و آنترمیر، تا بگین و فالول همین اتحادها بوده اند که سیاست دولت های غربی، به خصوص ایالات متحده و انگلستان را برای بیش از یک قرن شکل داده اند. امروز تنها یکی از پیش بینی های آنها هنوز تحقق پیدا نکرده است؛ احداث یک معبد یهودی سوم در قبه الصخره که در حال حاضر مجموعه مسجدالاقصی روی آن قرار دارد. اکنون بیشتر از هر زمان دیگری دولت اسرائیل انباشته از مقامات عالی رتبه ای است که علنا خواستار تخریب مسجدالاقصی و دنبال کردن روند احداث سریع معبد سوم هستند. به همین ترتیب دولت ترامپ نیز به شدت تحت نفوذ صهیونیست های مسیحی قرار دارد که آنها نیز به دنبال تخریب مسجدالاقصی هستند، به این امید که معبد سوم به زودی به جای آن بنا شود.
با این حال پیوندهای دولت ترامپ با این ایدئولوژی آخرالزمانی حتی از آنچه که در این مطلب مورد بحث قرار گرفت نیز ژرف تر است، چرا که برخی از دیگر اعضای ذی نفوذ دولت ترامپ – به خصوص مشاوران ارشد ترامپ جرد کوشنر و جیسون گرینبالت و سفیر آمریکا در اسرائیل دیوید فریدمن- نیز فعالانه این ایدئولوژی صهیونیستی مذهبی افراطی را تبلیغ می کنند که بازسازی یک معبد سوم را هدف خود قرار داده است این ایدئولوژی محرک اصلی اعطاکنندگان اصلی کمک های مالی بزرگ به ترامپ و حزب جمهوریخواه همچون شلدون ادلسون نیز محسوب می شود. نتیجه نهایی این است که با توجه به اینکه به نظر می رسد این ایدئولوژی آخرالزمانی درهر دو دولت اسرائیل و آمریکا اکنون قدرتمندتر از همیشه شده باشد، خطری که در حال حاضر مسجدالاقصی و به همراه آن صلح جهانی با آن مواجه است، بزرگ تر از هر زمان دیگری شده است. منبع: yon.ir/2BiFV. 10:53 - 10 مرداد 1398