هر فلسفه سیاسی متضمن مردمگرایی نیست/ الزامات مردمگرایی ملی
افراد و گروههای سیاسی تنها در چارچوب فلسفه و نظام سیاسی مطلوبشان میتوانند مردمگرا بودن خود را اثبات کنند. طبیعی است که هیچ فرد یا گروه سیاسی نمیتواند با فلسفه و نظام سیاسی جعلی یا اجارهای، مدعی مردمگرا بودن باشد.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، حجت الاسلام والمسلمین داود مهدویزادگان عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در کانال شخصیاش درباره الزامات مردم گرایی ملی نوشت:*الزامات مردم گرایی ملیدرباره مردمگرایی زیاد میشنویم و میخوانیم ولی کمتر درباره شرایط تحقق آن بحث میشود. خیلی کسان و گروههای سیاسی بی آنکه مجبور شوند، مردمگرا بودنشان را اثبات کنند، از مردمگرایی دم میزنند، خصوصاً در وقتی که هزینه این مردمگرایی از جیب دیگران باشد و آنها سر سفره آمادهای بنشینند که دیگری آن سفره را تدارک دیده است.مردمگرایی در دو سطح محلی و ملی قابل تصور است. البته مردمگرایی در سطح جهانی هم ملحوظ است، ولی فعلاً موضوع بحث حاضر نیست. اما مردمگرایی محلی یعنی رعایت و لحاظ کردن مردم کوچه و بازار که معمولاً همه روزه میبینیم و گپ و گفتی با ایشان داریم، در این سطح از مواجهه با مردم، هر کسی را مردمگرا نمیخوانند، بلکه نگاه به عمل افراد میکنند که مثلاً تا چه اندازه کاسب با خریدار و کارمند با ارباب رجوع، رهگذر چابک با عابر افتاده، پولدار محل با فقیر و مسکین محله، صاحب خانه با مستاجر، مدارا میکند و کنار میآید و دستگیری میکند و اهل گذشت است. فردی که چنین خصال پسندیدهای داشته باشد، همه اهل محل کسب و زندگی، او را مردمدار میخوانند. یعنی شرط مردمگرایی محلی عمل به همین خصال پسندیده است. قدیمترها به چنین کسی لوطی محل میگفتند.اما مردمگرایی در مقیاس ملی فراتر از مقیاس محله است.
زیرا مردمی که از آن سخن میگوییم بسیار فراتر از مردم محل کسب و زندگی است حتی فراتر شهر و استان است. مردم در مقیاس ملی است. در این سطح قطعاً هیچ یک از ما در طول عمر با همه مردم مواجهه پیدا نمیکنیم و هیچ خبری از اسم و رسم هم نداریم. با وصف این، خود را مردمگرای ملی هم میدانیم. اما چگونه؟ من که با آحاد مردم در تماس نیستم تا بخواهم مردمگرا ملی باشم، اتفاقاً در سطح ملی است که خیلی کسان و گروهها دعوی اثبات نشده مردمگرا بودن را دارند. بنابراین، مهم است که بدانیم شرایط مردمگرایی ملی در چیست؟ در چنین حالتی نقش واسطهها و فضاهای عام و جهانشمول پر رنگ و جدی میشود. عناصری چون هویت و فرهنگ و منظومههای اعتقادی و ارزشی و گفتمانی جامعه در ساخت روحیه مردمگرایی تأثیر مستقیم دارد. هر یک از این عوامل میتوانند حس با هم بودگی ملی را در کسان و گروههای سیاسی و اجتماعی پدید آورند. گفتم میتوانند، چون میتوانند حس با هم نبودگی را نیز تقویت کنند. اگر هویت چند تکه یا به اصطلاح موزائیکی باشد یا فرهنگ استبدادی حاکم باشد یا منظومه عقیدتی و ارزشی مردم مبتنی بر فردیت باشد، طبعاً مردمگرایی شکل نمیگیرد و مدعی آن هم فریبکاری بیش نیست.نگارنده در این گفتار درصدد بیان عوامل یاد شده شکلگیری مردمگرایی نیست بلکه به اجمال میخواهم به عامل اساسی دیگر در شکلگیری مردمگرایی ملی اشاره کنم و آن فلسفه سیاسی است. هر یک از فلسفههای سیاسی از نظام سیاسی معقول و مطلوب سخن میگویند. ولی هر فلسفه سیاسی متضمن مردمگرایی نیست.
این حرف شامل فلسفه سیاسی دموکراسی خواه هم میشود زیرا قرائتهای فلسفی زیادی از دموکراسی وجود دارد که بعضاً یکدیگر را تخطیه میکنند. بنابراین، نه هر دموکراسیخواهی مردمگرا است و نه هر قرائت غیر دموکراسی خواه ضد مردمگرایی است. بلکه باید به استدلال فلسفی نظام مطلوب رجوع کرد و وجه عقلانی بودن آن را معلوم ساخت.*نتیجهگیریبرای ثبوت دعوی مردمگرایی ملی به معیارهایی فراتر از مردمگرایی محلی نیاز است. مهمترین این معیارها، فلسفه سیاسی است. افراد و گروههای سیاسی تنها در چارچوب فلسفه و نظام سیاسی مطلوبشان میتوانند مردمگرا بودن خود را اثبات کنند. طبیعی است که هیچ فرد یا گروه سیاسی نمیتواند با فلسفه و نظام سیاسی جعلی یا اجارهای، مدعی مردمگرا بودن باشد.انتهای پیام/.
10:54 - 30 خرداد 1396