«کیس نادر» یا جانباز شیمیایی!
بدون خبر قبلی ما را به ساری آوردهاند. اول تصور کردم محبتشان گل کرده اما فهمیدم قرار است پزشکان اروپایی در یک تور علمی با همکاری سازمان منع سلاحهای شیمیایی، ما را معاینه کنند تا به قول خودشان «کیس نادر» ملاحظه کنند.
به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، جانباز شهید «حمید رضا مدنی قمصری» بخشهایی از خاطرات خود در ایام جانبازی را در دفتری نگاشته که پس از شهادت او توسط همسرش منتشر شده است.
پیش از این، خبرگزاری فارس گفتگویی با همسر شهید قمصری ارائه داده بود. آنچه در ادامه میآید، خاطراتی از شهید است که به نوعی دیدهها و شنیدههای او محسوب میشود و حاوی نکات و موارد جالب توجهی است که شاید برای لحظاتی ما را به فضای زندگی جانبازان شیمیایی سوق دهد، ساعاتی از زندگی بین مردم، شهر، خانه و ... این خاطرات در کتابی با عنوان «خاطرات سوخته» گردآوری شده است. "بخش پنجم" این خاطرات در ادامه میآید.
-برگه بیست و یکم*موجودات موذی از نگاه حزب بعث
در بیمارستان ساسان بستری بودم که خبر رسید چند فلسطینی را بستری کردهاند. به دیدن یکیشان رفتم. یکی از دانشجویان فلسطینی که برای تحصیل آمده بود، در اتاقش نقش مترجم را بازی میکرد. این جوان خوشتیپ، در حال آسفالتکاری برای اسراییلیها هنگام درگیری، تیری به نخاعش خورده و آسیب جدی دیده بود. پرسیدم، چه کشوری بیش از همه مدافع فلسطین است. انتظار داشتم بگوید ایران ولی گفت عراق! باور کردم تبلیغات دروغین صدام ملعون، نافذتر از آن است که ایران با درمان مصدومان فلسطینی بتواند ذهنشان را روشن کند. دیگر نپرسیدم پس چرا برای درمان به عراق نرفتی؟ لابد میگفت صدام بیچاره به دلیل به خطر انداختن منافع آمریکا در منطقه و شلیک موشک به تلاویو و بیرون راندهشدن از کویت، شرایط خوبی برای پذیرایی و درمان ندارد!
یاد کتاب «لابی مرگ» افتادم. «تیمرمن» در این کتاب نوشته است «شعار حزب بعث این بود که سه نژاد موذی در جهان هست که معلوم نیست خداوند چرا آنها را خلق کرده است. بنابراین وظیفه ما نابودی آنهاست. یکی مگس، یکی یهود و دیگری ایرانی!»
*بزرگترین مرد عرب مقابل اسرائیل، صدام است!
وقتی آن سرلشکر عراقی در مصاحبه مطبوعاتی در اروپا گفت «ایرانیها را مثل حشرات موذی امشی کردیم همانگونه که شما به حشرات موذی خود سم میپاشید» و هیاهویی در رسانههای غربی ایجاد کرد، همه تصور میکردند این جملهها از دهانش در رفته است. غافل از این که شعار حزب بعث همین است.
صدام کینه از ایرانیها را در دل عراقیها کاشته است که به رغم روابط پنهان با اسرائیل، همه باور کردهاند بزرگترین مرد عرب در مقابل صهیونیست، صدام است.
-برگه بیستودوم*«کیس نادر» یا جانباز شیمیایی!
این هفته بدون برنامهریزی و خبر قبلی ما را به ساری آوردهاند. اول تصور کردم محبتشان گل کرده است اما به زودی فهمیدم قرار است پزشکان اروپایی در یک تور علمی با همکاری سازمان منع سلاحهای شمیایی، ما را معاینه کنند. این پزشکان، پیش از این مصدوم شیمیایی ندیدهاند و در مقابل پرداخت مبالغ هنگفت به این جا سفر کردهاند تا به قول خودشان «کیس نادر» ملاحظه کنند. دهها پزشک اروپایی در زمان جنگ مصدومان شیمیایی ما را درمان کردند که تجربههای منحصر به فردی دارند. به جای دعوت از آنها برای یک کار پژوهشی گسترده، ما را برای بازدید پزشکان تازهکار به ساری میآورند! آیا این سفر ثمری برای ما دارد؟ یا پول هنگفتی را به جیب برخی سرازیر میکند؟
*تعیین درصد جانبازی با روشهای بدوی!
دهها جانباز شیمیایی در اثر سرطان به شهادت رسیدهاند. پزشکان کشور با این همه ادعا نمیتوانند یک کار پژوهشی علمی انجام دهند و مشکل این همه مصدوم شیمیایی را حل کنند؟ این همه رزمنده پشت در کمسیونها در انتظار تعیین درصد هستند و بنیاد مستضعفان و جانبازان هنوز با روشهای بدوی وضعیت آنها را بررسی میکند. روزی که حضرت امام (ره) دستور ادغام بنیاد جانبازان در بنیاد مستضعفان را داد منظورش تأمین هزینه درمان ایشان از راه درآمدهای بادآورده آن بنیاد بود. الآن جانبازان قربانی و گاهی ابزار درآمد این بنیاد شدهاند.
-برگه بیستوسوم* اروپا مخالف سلاح شیمیایی است!
امروز عصر با یکی از پزشکان آلمانی که به ساری آمده تا ما را مورد بررسی قرار دهد مشغول صحبت شدم کمی آلمانی کمی انگلیسی، بالآخره حرف همدیگر را فهمیدیم. میگفت اروپا مخالف سلاح شیمیایی است. به همین دلیل جز یک مورد استفاده از گاز کلر در جنگ جهانی اول که منجر به مرگ سربازان کشورهای مختلف شد، هیچ مورد استفاده دیگری قید نشده است. حتی هیتلر هم به رغم انباشتهبودن انبارهای طرفین جنگ جهانی دوم از انواع سلاحهای شیمیایی، جرأت نکرد از آن استفاده کند. میگفت در محل کشتهشدن سربازان کانادایی و اروپایی در مرز بلژیک و فرانسه یک موزه جنگ شیمیایی تأسیس شده است که آثار خطرناک سلاحهای شیمیایی را تبلیغ میکند.
* از کاربرد سلاح شیمیایی علیه ایرانیها خبر نداشتم!
گفتم، همین اروپا مواد شیمیایی را به صدام نداد؟ همین غرب از صدام که از هیتلر هم جانیتر است حمایت نکرد؟ شما از کاربرد سلاح شیمیایی در اروپا جلوگیری کردید، ولی آیا این سلاح در نقاط دیگر مورد استفاده قرار نگرفت؟ شما برای جلوگیری از صدام برای کاربرد سلاح شیمیایی علیه مردم ایران، مردم عراق و رزمندگان ایران، چه کردید؟ فکر کرد الآن میخواهم به اتهام همه این جرمها محاکمهاش کنم. بلند شد ایستاد و دستهایش را بالا برد و گفت: من فقط یک پزشک هستم، پس از جنگ جهانی دوم هم به دنیا آمدهام، پیش از این سفر، از کاربرد سلاح شیمیایی علیه ایرانیها هم خبر نداشتم!
-برگه بیست و چهارم*امتحان داروی جدید روی «کیسهای نادر»...
امروز با راهنمایی یکی از دوستان پیش یکی از پزشکان متخصص ریه رفتم که سابقه درمان مصدومان شیمیایی در جنگ را هم دارد. پس از ویزیت و معاینه، سر صحبت باز شد. فهمیدم استاد همان پزشکی بوده است که من اغلب پیش او میروم و حرف اول را در مورد مصدومان شیمیایی میزند. بدون شک سواد این استاد بیشتر بود ولی بدون اینکه گلهای داشته باشد معتقد بود کار پژوهشی بر مصدومان شیمیایی انحصاری شده است. داروی جدید شاگردش را نشان دادم، تعجب کرد. پرسید «برای دیگران هم تجویز کرده است؟» گفتم برای چند نفر از دوستان که حالشان مثل من خوب نیست. گفت «وظیفه انسانی حکم میکند بگویم، دارد روی شما آزمایش میکند! البته این کار در پزشکی مرسوم است اما بدون اطلاع و اجازه شما غیر انسانی است.»
*هر مصدوم شیمیایی، یک مقاله علمی!
بیدرنگ برایم عمل جراحی یکی از دوستان تداعی شد که یک «لپ» از ریهاش را برای آزمایش برداشتند و میان چندین آزمایشگاه ایرانی و خارجی تقسیم کردند و در گزارش عمل نوشتند یک سانتیمتر مربع از ریه برداشته شده است! به یاد حرفهای یکی از پزشکان دستیار وی افتادم که میگفت: «شما مصدومان شیمیایی کیسهای نادر هستید و از کار پژوهشی روی هر یک از شما یک مقاله علمی بیرون میآید.» و سپس به یاد حرف یکی از اهالی سردشت افتادم که میگفت: «مردم سردشت مستقیم و بدون استفاده از ماسک، مدتها در معرض گاز خردل بودند. این همه آزمایشهای متنوع روی مردم سردشت برای بررسی علمی است نه فقط کمک به درمان آنها. اگر جنبه درمانی مطرح بود، رسیدگی عمومیت مییافت نه این که آزمایشها و عملهای مکرر روی چند نفر خاص تکرار شود!» و یاد حرف پزشک معالجم افتادم که در یک مصاحبه تلویزیونی میگفت «بیماری که مصدوم شیمیایی است، اطلاعات سری تلقی نمیشود. پژوهش روی اوست که میتواند سری باشد.»
-برگه بیستوپنجم*هنوز مدرکی برای اثبات اتهام شرکتهای اروپایی نداریم!!
امروز همراه مهندس مرتضوی برای پیگیری کاری به بنیاد رفته بودیم که سر صحبت با یکی از مسئولان بنیاد باز شد. قضیه شکایت مصدومان شیمیایی علیه شرکتهای اروپایی را مطرح کردم. میگفت «ما هیچ مدرکی برای اثبات قانونی نداریم!» گفتم «اسناد دادگاه دامشتاد آلمان که برای محاکمه مدیر عامل شرکت کارل کولب تشیل شده، همه در اختیار ماست» و توضیح دادم «پس از حمله موشکی صدام به تلاویو به تلافی حمله آمریکا به عراق در پی اشغال کویت، اسرائیل از انبوه شرکتهای کمککننده به صدام کارل کولب را برگزید، چون مدیر عامل آن قبلاً نازی بوده است. همچنین لرد نلسون در دو کتاب، اسرار انتقال تکنولوژی ساخت کارخانجات تولید سلاحهای شیمیایی را توسط شرکت متروکس چرچیل انگلستان به عراق شرح داده است. همینطور در سایت کنگره آمریکا، متن سخنرانی آقای گنزالس در مجلس آمریکا آمده است که وزارت کشاورزی آمریکا تحت عنوان کمک به تولید مواد دفع آفات نباتی پولی معادل هزینه تولید حشرهکش برای کل دنیا به مدت 200 سال را از طریق بانکBNL ایتالیا به بانک مرکزی عراق واریز کرده است! آقای تیمرمن، پژوهشگر سیاسی آمریکا هم در کتابش اسامی سیصد شرکت کمککننده تسلیحاتی به صدام را آورده است.»*مستند سلاح شیمیایی ساعت یک و نیم شب!
بنده خدا هاج و واج مانده بود که من این اطلاعات را از کجا آوردهام. گفتم آقای طالبزاده در مستندش مطرح کرد. پرسید چه ساعتی پخش شده؟ گفتم یک و نیم شب!
ادامه دارد...انتهای پیام/ا
10:45 - 7 ژوئن 2014