آیتالله بهشتی: آرامش دلهای ما در مبارزه، امام بود
تا امروز هر بار در برابر مسائل پیچیده و نگرانی آور قرار گرفتهایم، حل مشکل را نزد پیر مغان بردهایم. رهنمود امام ناشی از یک دید وسیع بود.به دلیل قبول رهبری امام آن رهنمود را همه پذیرفتهایم و عمل کردهایم.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس،از سال 1356 تا پیروزی 22 بهمن 1357 عامل اساسی و بنیادی موفقیت انقلاب ایران در شکست رژیم شاهی بود.
من به عنوان یک شاهد و کسی که همه دقیقهها و نکتههای ظریف این تحول را تا حدود زیادی از نزدیک میدیدم، میخواهم در این روز که تحت عنوان شکرانه سلامت امام مراسمی داریم و در این مجمع نماز و نیایش خداوند یکتا، از صمیم قلب و با تمام وجود برگزار میشود، بگویم که عامل اساسی در رهایی ملت ما از آن همه توطئه و دامهای تفرقهافکنی که شیطان بزرگ آمریکا و رژیم دست نشانده شاهیاش در ایران و ساواک دست پرورده سیا، با عوامل رنگارنگ شان بر سر راه ملت ما به وجود آورده بودند، امام بود و امام.
اینجا بود که به نظر من همه مردمی که میتوانستند زیر بناها را در لابهلای رو بناها بشناسند و بفهمند، میتوانستند نقش اصل امامت را در سعادت بشر و در سعادت یک جامعه تجربه کنند.
ما در این دو سال و نیم اخیر بیش از هر زمان دیگر ارزش اصل امامت را در یک عینیت اجتماعی دیدیم و شاهد بودیم و یافتیم.
در شورای انقلاب، در دولت موقت، در احزاب و جمعیتها، در روحانیت، در جامعه مدرسین حوزه، در میان طلاب جوان نظر واحدی به دست نمیآمد. مردد میشدیم که از کدام راه باید به جنگ دشمن برویم. همه میدانستیم که باید به جنگ دشمن برویم و باید دشمن ستیز و کفر ستیز باشیم، اما راه عینی و مشخص این ستیز برایمان روشن نبود.
چون خودمان را در برابر دو، سه یا چهار راه مقابله با دشمن مییافتیم.
خدای رحمت کند عالم و مجاهد بزرگ مرحوم آیتالله طالقانی را، ایشان چندین بار در جلسات و یکی دو بار هم در همین مجامع عمومی این نکته را بیان کردند که من هر بار به قم میروم درباره مسافرتم مطالب گوناگون گفته میشود، هر کس مسافرت مرا یک جور تفسیر میکند، ولی من میخواهم بگویم دلیل مسافرت من به قم این است که هر بار در برابر انبوه مشکلات احساس نگرانی میکنم، به قم میروم و با امام به سخن مینشینم و در آنجا نگرانیم به آرامش تبدیل میشود و به تهران باز میگردم.
برادران و خواهران، این یک واقعیت و یک تجربه مکرر بوده است.
تا امروز هر بار در برابر مسایل دشوار و پیچیده و نگرانی آور قرار گرفتهایم، حل مشکل را نزد پیر مغان بردهایم، و با او در میان گذاشتهایم امام رهنمودی قاطع و روشن فرا راهمان نهاده که چه بسا در آن موقع دلیلش چندان روشن نبوده است و فقط به دلیل تجربههای مکرر میدانستیم که رهنمود امام ناشی از یک دید وسیع در افقی بس گستردهتر است و به دلیل قبول رهبری امام آن رهنمود را همه پذیرفتهایم و عمل کردهایم.
و پس از عمل کردن با فاصله یک هفته، یک ماه، دو ماه فهمیدهایم امام درست مطلب را شناخته بود و ما از دید آن نکاتی که امام میدید غافل بودیم.
همین دیشب با برادر عزیز و مبارز و یار دیرین جناب آقای هاشمی رفسنجانی نشسته بودیم و درباره دو مسئله که مربوط به دو ماه اخیر است صحبت میکردیم. به ایشان گفتم: ما در حدود بیست روز قبل دور هم نشستیم و درباره آن تصمیمی که اما داشتند، مطالب را تجزیه و تحلیل کردیم و هر دو به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که واقعا امام در آن تصمیم دو ماه قبل چیزها میدیدند که همه ما نمیدیدیم.
حال شما عزیزان، میپندارید که یک شاگرد و ارادتمند امام، امروز به مناسبت روز شکرگزاری برای بهبود امام به اینجا آمده تا از امام ستایش کند، هر چند ستایش شاگردی از استاد و رهروی از رهبر کار ناپسندی نیست، ولی با صداقت میگویم که منظور من از بیان این واقعیتها بحث پیرامون امام نبود، بلکه بحث پیرامون امامت بود.
انتهای پیام/
00:03 - 7 تیر 1392