«فیض احمد فیض» سراینده درد فلسطین و آزادی پاکستان
خبرگزاری فارس: احمد فیض از بزرگترین و تأثیرگذارترین شاعران اردو زبان است که زندگی مادی و معنوی مردم شبه قاره هند با شعر در هم آمیخته و زبان شعر بیشتر از آنچه که تصور میشود، روی اذهان مردم این بخش از جهان تأثیر گذار است.
به گزارش دفتر منطقهای خبرگزاری فارس، زندگی مادی و معنوی مردم شبه قاره هند با شعر در هم آمیخته است و زبان شعر بیشتر از آنچه که تصور میشود، روی اذهان مردم این بخش از جهان تأثیر گذار است.
کتب مذهبی هندوها بیشتر با نثر مسجع نوشته شده که بسیار شبیه به شعر است، علاوه بر این مردم در مراسم مذهبی کتابهایی چون «سیتا» و «ویدا» را با لحنی آهنگین و به صورت آواز میخوانند.
شعر و آواز برای بیان احساسات در تمام کشورهای شبه قاره هند از جمله پاکستان به وضوح دیده میشود، که نمونه بارز آن شعر سنتی «قوالی» است که برای بیان شخصیت پیامبر (ص) و ائمه اطهار (سلامالله علیهم) به کار میرود.
صحبت کردن به صورت اشاره و کنایه نیز رواج زیادی بین مردم پاکستان دارد و حتی روستاییان بیسواد هم در صحبتهای روزمره خود اشعار شعرای معروف را به زبان میآورند.
شعر در این سرزمین، تمام زوایای زندگی مردم را در بر میگیرد و جالب است که کارشناسان سیاسی نیز مقاله خود را با شعر آغاز میکنند و رهبران احزاب نیز در سخنرانی خود از اشعار شعرای انقلابی بهره میبرند.
مردم برای بیان عواطف خود از جمله عذرخواهی و یا عمیق کردن پیوند دوستی با سایرین از کارتهای مخصوص که با شعر تزیین شده یا نوشتن شعر با خط زیبا روی کاغذهای ابر و باد استفاده میکنند.
شبه قاره هند مهد پرورش شاعرانی بود که پیوند ناگسستنی با زبان فارسی داشتند که شاعران مسلمان که بعدها به پاکستان مهاجرت کردند بیشتر در این زمینه تلاش کردند.
شهر «لاهور» مرکز ایالت «پنجاب» همیشه مهد ادب دوستان و شعرای به نام شبه قاره هند بوده است. «مسجد پادشاهی»، «قلعه لاهور»، «باغ شالیمار»، «باغ جناح» و موزه لاهور قدمت تاریخی این شهر، را به خوبی نمایان میسازد.
نویسندگان و شاعرانی چون «علامه اقبال لاهوری»، «فیض احمد فیض»، «روبینه نازلی»، «سعادت حسن منتو»، «امریتا پریتم»، «حبیب جالب»، «بهابسی سدهوا»، «محسن حمید»، «محمد محسن اقبالف»، «محمد الطاف گوهر» و «نعیم قیصر» شخصیتهای ادبی معروف شبه قاره هند هستند که در شهر لاهور پرورش یافتهاند.
بیشتر کارشناسان اردو زبان بر این باورند که بعد از «میرزا غالب» و اقبال میتوان فیض احمد فیض را بزرگترین و تأثیرگذارترین شاعر اردو زبان دانست.
فیض احمد فیض قبل از جدایی پاکستان از هند، در 13 فوریه سال 1911 میلادی در یک خانواده اصیل و فرهیخته در شهر «سیالکوت» به دنیا آمد.
پدرش بسیار علم دوست و نویسندهای زبردست بود که چندان شهرت پیدا نکرد و مادرش «سلطان فاطمه» زنی با کمالات بود که قلم خوبی داشت و در محافل ادبی شهره بود.
فیض مانند همه کودکان ابتدا به مکتب رفت و از استادی و همجواری «محمد ابراهیم سیالکوتی» بهره فراوان برد. وی در سال 1921 میلادی در مدرسه «سکاج میشن» شهر سیالکوت مشغول به تحصیل شد.
این شاعر اردو زبان بعد از اینکه مقاطع ابتدایی را با نمرات عالی به پایان رساند، «مولوی شمسالحق» را که استاد علامه اقبال لاهوری نیز بود به عنوان استاد خود برگزید و زبان فارسی و عربی را از وی آموخت. در سال 1932 با بهترین نمرات از دبیرستان لاهور فارغ التحصیل شد و در این زمان وی توانسته بود ریز و بم زبان عربی و فارسی را فرا گیرد.
در سال 1930 فیض که جوان شناخته شدهای بین ادب دوستان بود با «ایلس فیض» که او نیز در خانوادهای مذهبی و اهل علم پرورش یافته بود ازدواج کرد و در دبیرستان «امرتس» به عنوان استاد مشغول به تدریس شد.
وی سرانجام به پاس خدماتش در دبیرستان امرتس به عنوان استاد دبیرستان «هیله» لاهور انتخاب شد. فیض احمد فیض در سال 1942 وارد ارتش شد و در سال 1944 به مقام سرهنگ تمامی ارتقا پیدا کرد. شاعر خوشسخن پاکستانی در سال 1947 زمانی که به اوج پیشرفت در ارتش رسیده بود از مقام خود استعفا داد و شهر لاهور را برای ادامه گذران زندگی انتخاب کرد. وی به شهرهای زیادی از جمله لندن، مسکو و بیروت سفر کرد و با اندوختههایی ارزشمند به کشورش بازگشت.
در سال 1951 فیض به جرم مخالفت با دولت دیکتاتوری وقت به زندان افتاد و مدت چهار سال از عمرش را در زندان شهرهای «سرگودا»، «ساهیوال»، «حیدرآباد» و «کراچی» بسر برد. وی در این مدت اشعاری سروده که به «زنداننامه» معروف است. فیض که تبدیل به خطر بزرگی برای دولت وقت پاکستان مبدل شده بود به مصر تبعید شد.
2 بیت از اشعار وی که در مصر سروده از این قرار است:
فیض نہ ہم یوسف نہ کوئی یعقوب جو ہم کو یاد کرے
اپنا کیا کنعاں میں رہے یا مصر میں جا آباد ہوئے
فیض نه تو یوسف هستی و نه یعقوب در انتظار توست
پس باید به کنعان برگردی و به مبارزه ادامه دهی
فیض احمد فیض در زمان سکونتش در مصر از حامیان مردم فلسطین بود و از زبان شعر برای حمایت از آزادی قدس شریف استفاده کرد.
نمونهای از اشعار وی در رابطه با فلسطین و مردم مظلوم این سرزمین را در زیر میخوانید:
ما پیروز میشویمبه فضل حق روزی پیروز میشویممجاهدان سینه شان را سپر کردهاند
از یورش لشکر دشمن ترسی ندارندآنان جنگجویانی هستند که شهادت را به زندگی
ترجیح میدهندجا الحق و زهق الباطل وعده خدای سبحان است
بنابراین جهاد در را خدا به معنای رسیدن به بهشت استہم جیتیں گے
حقّا ہم اک دن جیتیں گےبلآخر اک دن جیتیں گےکیا خوف زیلغارِ اعداء
ہء سینہ سپر ہر غازی کاکیا خوف زیورشِ جیش قضاصف بستہ پہں ارواح الشہداءڈر کاہے کا؟
ہم جیتیں گےحقّا ہم اک دن جیتیں گےقد جاء الحق و زہق الباطلفرمودہ ربِ اکبر
ہے جنت اپنے پاؤں تلےاور سایہ رحمت سر پہ پےپھر کیا ڈر ہے؟ہم جیتیں گے
حقّا ہم اک دن جیتیں گےبلآخر اک دن جیتیں گے
گریه نکن ای کودک فلسطینی مادرت تازه به خواب رفته
گریه نکن ای کودک فلسطینی لحظاتی قبل پدرت به فیض شهادت
نائل شده و از غمهای دنیا رهایی یافته است.
گریه نکن ای کودک فلسطینی برادرت برای جهاد به سفری دور رفته است.
گریه نکن کودک فلسطینی خواهرت تازه ازدواج کرده اما معلوم نیست کی بیوه شود
گریه نکن ای کودک فلسطینی که نه تنها پدر، مادر و خواهر و برادر بلکه خورشید ماه نیز
از غم تو میگریند.مت رو بچےرو رو کے ابھیتیری امی کی آنکھ لگی ہےمت رو بچے
کچھ ہی پہلےتیرے ابا نےاپنے غم سے رخصت لی ہےمت رو بچےتیرا بھائی
اپنے خواب کی تتلی پیچھےدور کہیں پردیس گیا ہےمت رو بچےتیری باجی کا
ڈولا پرائے دیس گیا ہےمت رو بچےتیرے آنگن میںمردہ سورج نہلا کے گئے ہیں
چندر ما دفنا کے گئے ہیںمت رو بچےامی، ابا، باجی، بھائیچاند اور سورج
تو گر روئے گا تو یہ سباور بھی تجھ کو رلوائیں گےتو مسکائے گا تو شاید
سارے اک دن بھیس بدل کرتجھ سے کھیلنے لوٹ آئیں گےادامه دارد...انتهای پیام/و
12:52 - 28 آذر 1391