قیصر امینپور، خاطرهها و نقدها
خبرگزاری فارس: از قیصر امینپور باید زیاد گفت و شنود، هرگاه درد جاودانگی، را میشنوم یاد قیصر در ذهنم قد میکشد، جالب این که، کتاب مذکور درباره شاعر فرهیختهای است که با آهنربای شعر و اخلاقش بسیاری را به شکوه شعر انقلاب کشاند.
در حوزه ادبیات و خصوصا دنیای شعر و شاعری کتابهای زیادی امسال در معرض دید علاقهمندان قرار گرفت، یکی از زیباترین این کتب «درد جاودانگی» است. هرگاه، درد جاودانگی، را میشنوم یاد قیصر امینپور در ذهنم قد میکشد. و جالب این که، کتاب مذکور درباره شاعر فرهیختهای است که با آهنربای شعر و اخلاقش بسیاری را به شکوه شعر انقلاب کشاند. درد جاوادانگی، توسط خانه کتاب و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان منتشر شده است. این کتاب یادنامهای از شاعران و نویسندگانی است که بیشتر در حوزه ادبیات کودک و نوجوان چهرهاند؛ و از این جنبه میتواند جزء یادنامههایی باشد که برای قیصر باید مینوشتند. جمالالدین اکرمی، در پیشگفتار این یادنامه 296 صفحهای آورده است که: «امینپور با شعرها و دردهای شاعرانهاش زیست. نه دردی که در سلولهایش میدوید و نه دردی که با جریان خون در رگها به قلب میرسید. دردی که حس انسان دوستیاش در خلجانهای روحی، آن را به همنوعانش هدیده دارد. درد نادیده انگاشته شدن انسانهای سزاوار. در مستحیل شدن در روزمرگی انسانهایی که برای دگرگونی و تأثیرگذاری خلق شدهاند. درد پرسهزدن در حاشیه و رانده شدن به گوشههای خلوت به انسان. درد جاودانگی، در چهار بخش تدوین شده است. بخش اول: همراه با قیصر امینپور(خاطرهها) بخش دوم: درد جاودانگی(قیصر امینپور، شعر نوجوان و مجلهی سروش نوجوان) بخش سوم: در آینهی نقد(نقد اشعار قیصرامینپور) بخش چهارم: سوگ سرودهها
برخی از قسمتهای کتاب در آثار دیگری نیز آمده است. من جمله بخش سوم مقاله «مسیح یا قیصر» از روحالله مهدی پورعمرانی، که در شماره 13 چهرههای ادبیات کودکان و نوجوانان، توسط نشر روزگار آمده بود، به زعم نگارنده تروتازهترین بخش از کتاب قابل توجه «درد جاودانگی» بخش خاطرههاست؛ خاطرهی «داود لطفالله» از برگزیده شدن کتابش «احوال پرسی چترها» توسط سروش نوجوان در سال 74، خاطره آشنایی«هادی خورشاهیان» با قیصر در راهرو دانشکدهی ادبیات، ماجرای انتخاب نام کتاب «در کوچه آفتاب» توسط «جواد محقق» که قیصر 15 نام را برایش میخواند و با مشورت محقق، این نام را برای مجموعه رباعیهایش بر میگزیند: از پرسش تو، جواب را میخوانم در چشم تو انتخاب را میخوانم هر شب که به دل غبار غم میبارد «در کوچه آفتاب» را میخوانم خاطرات «حامد محقق» از قیصر و این که قیصر را برای دیالیز به بیمارستان میبرده و صحبتهایی که از آن سالها در ذهن حامد، مانده است.
حامد محقق که خودش از شعرای توانمند حوزهی ادبیات کودک و نوجوان به شمار میآید، با لحنی جاذب و جذاب، عاشقانه به نوشتن خاطرات معطرش از قیصر همت گماشته است، به همین روی، بخشی از آن خاطرات را در پی میآورم؛ «همیشه تا زنگ میزدم جواب میشنیدم و فقط به اندازهی کفش پوشیدن و پایین آمدن از چند پله طول میکشید تا قیصر در را باز کند و دستش را دراز کند برای دست دادن، اما این بار زیاد طول کشید تا قیصر بیاید. بیحالتر از همیشه بود. حتی از دفعهی اولی که بعد از دیالیز با هم برگشتیم خانه. در ماشین را برایش باز کرده بودم. سلامی داد و توی ماشین نشست خیلی نگران شدم. این دفعه حتی احوال پدرم را نپرسید. چه برسد به مادر و سجاد! سرش را به صندلی تکیه داد و آرام چشمهایش را بست. دزدکی نگاهش کردم. درد را پشت پلکهایش میشد دید. اولین باری بود که قیصر را این گونه میدیدم. هر چند، یادنامهی «درد جاودانگی» قابل تحسین است اما جای خالی نوشتههای بعضی افراد در آن حس میشود. توجه به نکات زیر شاید بتواند در چاپهای بعدی این اثر ماندگار، جالبتر جلوه کند. 1، شماره صفحاتی که در فهرست آمده است در کتاب مشاهده نمیشود! مثلا در بخش دوم «قیصر امینپور و شعر نوجوان» در فهرست صفحهی 75 آمده است ولی در کتاب صفحهی 83 آمده است، متأسفانه این بینظمی تقریبا در کل کتاب به چشم میخورد.
2، قیصر امینپور، در حوزه نثر نیز نویسندهی توانمندی بوده است. مثلا نویسنده میتوانست به جایی این که دو صفحه نثر از امینپور در آخر کتاب بیاورد، حداقل دو صفحه از کتابهای نثر قیصر مثل: گفتوگوهای بیگفتگو، بیبال پریدن، طوفان در پرانتز که در حوزهی نثرهای ادبی اوست بیاورد. تحقیق بیشتر در حوزهی شعر و زندگی دکتر امینپور میتوانست به کاملتر شدن اطلاعات مخاطب هنگام مطالعهی اثر کمک کند. در پایان، کتاب «درد جاودانگی» کتاب قابل توجه و تأمل و تحسین است و پیشنهاد میشود مشتاقان کتاب را تهیه کنند. انتهای پیام/و
11:28 - 26 اردیبهشت 1391