نخستین کتاب با موضوع «الهیات پویشی» ترجمه شد

خبرگزاری فارس: عضو هئیت علمی دانشگاه گفت: کتاب «خداوند در اندیشه پویشی وایتهد» در ایران نخستین کتابی است که در حوزه الهیات پویشی ترجمه شده است.
«رستم شامحمدی» عضو هئیت علمی دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه فارس در مورد تازه‌ترین اثر خود اظهار داشت: کتاب «خداوند در اندیشه پویشی وایتهد» در ایران نخستین کتابی است که در حوزه الهیات پویشی ترجمه شده است این کتاب به تازگی توسط انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چاپ و منتشر شده است.وی افزود: ساختار کتاب با زندگی‌نامه وایتهد شروع شده و بعد مروری به جهان‌شناسی پویشی داشته از هراکلیتوس شروع کرده تا برگسون پرداخته شده است.در فصل دوم، برای نخستین بار در فارسی اصطلاحات و واژگان کلیدی فلسفه پویشی را تعریف کردم. فصل سوم، به مقولات وایتهدی. فصل چهارم، به سیر تحول مفهوم خداوند در آثار وایتهد و سه کتاب «دین و دنیای مدرن»، «دین در فرایند تکوین» و «پویش و واقعیت» پرداخته شد. فصل پنجم، تعامل خدا و جهان فصل ششم، تجدید نظر طلبی در اوصاف خداوند مطرح شد. فصل هفتم، نقد و بررسی دیدگاه وایتهد از دو منظر درون سیتمی و بیرون سیتمیی بررسی شد. فصل آخر کتاب به نتیجه گیری پرداخته شده است و حدود 240 صحفه بوده است.برپایه این گزارش، وایتهد در نظام جهان‌شناسی پویشی خویش، محوریت را به نگرش ارگانیستی یا اندام وار می‌دهد. با چنین نگرشی کل عالم به مثابه مجموعه‌ای در هم تنیده از هستی‌ها و رویدادهاست که از درون و بیرون به هم مرتبط هستند، به گونه ای که نمی‌توان هیچ موجودی را یافت که از استقلال تام و تمام برخوردار باشد.
این در هم تنیدگی و کنش و واکنش دائمی تمام هستی‌ها، طی فرآیندی صورت می‌گیرد که وایتهد از آن به دریافت (Prehension) تعبیر می‌کند.در اندیشه او، تا زمانی که یک هستی بالفعل در فعالیت و پویش دائمی به سر ببرد، همواره در حال تجربه نمودن دیگران بوده و بدینسان دریافت‌هایی را از دیگران اخذ می‌کند، اما هنگامی که فعالیت خودآفرینی اش به پایان رسد، دیگر نه سوژه‌ای فعال، بلکه ابژه و داده‌ای برای فعلیت‌های بعدی می‌گردد و به این ترتیب فانی می‌شود. وایتهد چنین امری را جاودانگی عینی (Objective Immortality) می‌نامد. این فعلیت‌های عینیت یافته که داده‌ای برای فعلیت‌های بعدی هستند حکایت از «حضور در دیگری» دارند که مساوی با حلول (Immanent) در دیگری است. در نتیجه این جاودانگی عینی، گذشته حضوری عینی در «حال» پیدا می کند، «حالی» که در ورای خود به آینده می‌رسد. در اندیشه وایتهد، آینده تا به آنجا اهمیت داشته که به تعبیر او «اگر آینده را حذف کنید، حال نیز فرو خواهد ریخت، بدین معنی که از محتوای شایسته خویش تهی خواهد شد.»با چنین رویکردی است که در نظام پویشی وایتهد:1- رو سوی آینده رفتن یعنی گسترش و پیشرفت خلاقانه جهان. اما بلافاصله باید پرسش نمود که آیا پیشرفت خلاقانه جهان لزوماً به آینده‌ای خواهد انجامید که عاری از شرور باشد؟ 2-ازآن جایی که در اندیشه پویشی وایتهد، «خدا، انسان و جهان» تجلی‌های خلاقیت بوده واز قدرت و آزادی یا اختیار برخوردار هستند، آیا آینده می‌تواند قابل کنترل و قابل پیش‌بینی باشد؟
3- هنگامی که جهان شبکه‌ای از دریافت‌ها بوده به گونه ای که کلیه هستی‌ها در تجربه دائمی به سر برده و همواره داده‌هایی را از گذشته اخذ نمایند که بقاء داشته، و این داده‌ها نیز در کسب رضایت و حصول کمال مؤثر واقع شوند، آیا می‌توان به جهانی امیدوار بود که دیگر آدمی به تخریب محیط زیست نپرداخته و از در رقابت و ستیز با دیگران برنیاید؟ 4- در فلسفه پویشی وایتهد، هر هستی بالفعل از الکترون‌ها گرفته تا خداوند، صاحب قدرتی ذاتی است. بنابراین، کلیه موجودات از قدرت تأثیرگذاری برخوردار خواهند بود، هرچند که شاید این قدرت و تأثیرگذاری از حیث درجه‌ای تفاوت داشته باشد. حال آیا می‌توان به جهانی اندیشید که در آن دیگر جایی برای یک جانبه‌گرایی و ابرقدرت نباشد؟ به نظر می آید می‌توان در چارچوب چنین پرسش‌هایی به تفسیری وایتهدی از آینده پرداخت.انتهای پیام/ک
نماد کتاب
12:01 - 28 دی 1390

46 بازدید




1 پاسخ