نقش ریاضت در تربیت نفس و رشد انسان

خبرگزاری فارس: در یادداشت اخلاقی این چهارشنبه، نقش ریاضت، اهداف و کارکردهای آن بیان شده است.
قبل از اینکه نقش ریاضت، در رشد انسان توضیح داده شود لازم است مقدمه‌ای ذکر گردد: علمای اخلاق و عرفان می‌گویند: «اراده» یکی از اولین منزل‌های سیر و سلوک در عرفان و از شرایط لازم برای متصف شدن به فضائل و دوری از رذائل در اخلاق اسلامی است. «اراده» یعنی نوعى شوق و رغبت که در انسان ایجاد می‌شود و می‌خواهد خود را رشد دهد و به اخلاق نیکو متصف شده و از اخلاق زشت دوری کند. اگر انسان این شوق و رغبت کامل را به دست آورد، قطعا حرکت می‌کند و به سوی حقیقت عالم، گام بر می‌دارد و تا انسان شوق و رغبت برای اصلاح بیماری‌های نفسانی و آراسته شدن به فضائل اخلاقی را نداشته باشد، حرکت نخواهد کرد. ابن سینا در نمط نهم اشارات گفته که این «اراده» از دو طریق به دست می‌آید: یکی یقین برهانی و دیگری ایمان قلبی. یعنی عده‌ای با حجت باطنی (عقل) به «اراده» می‌رسند و گروهی با حجت ظاهری (مانند قرآن و قول معصومین علیهم السلام) مرید می‌شوند. (نک: ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، 145) بنابراین باید معرفت خود را نسبت به خود، مبدا و معاد از راه عقل و نقل به قدری افزایش دهیم تا شوق حرکت ایجاد شود و واقعا «مرید» شویم که اگر این اتفاق افتاد، انسان دنبال رشد خواهد رفت. انسانی که می‌خواهد به سوی خداوند متعال برود و رشد حقیقی یابد، نیازمند عمل و تمرین و ریاضت است. * انسان برای رشد، نیازمند ریاضت است یعنی پس از مرحله «اراده» که آغاز پرواز است، مرحله تمرین و آمادگى مى‏رسد. از این آمادگى با لغت «ریاضت» تعبیر شده است.
در عرف امروز، کلمه «ریاضت» به کارهای بسیار سخت و زجر دادن نفس گفته ‌می‌شود و با این کلمه، انسان به یاد بعضى از مکتب‌ها و کارهای بسیار سخت می‌افتد که در آنها زجر دادن نفس و تعذیب آن اصالت دارد. نمونه‏ این کارها را در جوکی‌هاى هند می‌توان دید. ولى منظور و مراد ما از «ریاضت»، مفهوم اصلى آن است. «ریاضت» در اصل لغت عرب به معنى تمرین و تعلیم کرّه اسب جوان نوسوارى است که راه و رسم خوشراهى به آن یاد داده مى‏شود. سپس این کلمه در مورد ورزشهاى بدنى انسان‌ها به کار رفته است و در حال حاضر نیز در زبان عربى به ورزش «ریاضة» مى‌گویند. ریاضت در اصطلاح عرفان، به تمرین و آماده ساختن روح براى اشراق نور معرفت اطلاق مى‏شود. پس ریاضت در اینجا تمرین و آماده ساختن روح است و به مشروع و غیر مشروع تقسیم می‌شود: یعنی اگر ریاضت، منافات با اعمال شرع مقدس اسلام داشته باشد، به هیچ عنوان قابل قبول نیست و اگر مخالف آن نباشد، مورد قبول است. جالب اینکه حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام از کلمه ریاضت استفاده کرده است. ایشان فرموده: «إِنَّمَا هِيَ نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى» (من نفس خود را با تقوا ریاضت می‌دهم) (نهج البلاغه/ نامه 45)
حضرت استاد محمد مهدی مهندسی (ره) می‌فرمود: ریاضت واقعی و حقیقی این است که انسان متقی باشد، گناه نکند، نماز با کیفیت بخواند، نماز شب بخواند، به بندگان خدا نیکی و احسان کند و... و انسان هر چه بر کیفیت این امور بیفزاید ارتقای بیشتری پیدا می‌کند چرا که دین اسلام تنها دین ظواهر نیست، بلکه باطنها و حقایقی دارد، هر چه این ظاهر را با باطن، بیشتر همراه کنی بهتر نتیجه می‌گیری و لذا در روایت وارد شده که دو نفر نماز دو رکعتی می‌خوانند اما بین آن دو نماز، به فاصله زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. چرا که هر چه طهارت روح و حضور قلب و اخلاص بیشتر باشد معراج انسان بیشتر خواهد بود. به بیان تفصیلی، چند دسته ریاضت وجود دارد: دسته اول، ریاضتهایی که شرع مقدس بیان کرده است مانند انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات. در این امور هیچ بحثی نیست و بر همه مکلفین لازم است دست‌کم واجبات و محرمات فقهی را مراعات کنند و در این حد، ریاضت داشته باشند. دسته دوم، ریاضتهایی است که شرع مقدس، به آنها اشاره نکرده ولی در حکمت و سلوک و عرفان، مطرح شده است. شرط صحت و مشروعیت این ریاضت‌ها این است که به طور یقین، مخالف شرع نباشد یا به طور یقین، منجر به مخالفت شرع نگردد. البته در مقام مصداق، ریاضت‌های عارفان واقعی، مطابقت با شرع مقدس دارد و مشکلی از این جهت نیست و حتی ریاضت عارفان، دقیقترین نوع ریاضت شرعی است که توضیح خواهیم داد.
و دسته سوم، ریاضتهایی است که یقینا مخالف شرع است مانند برخی از ریاضتهای مرتاضان هندی یا جهله صوفیه که باید از آنها پرهیز شود و اسلام موافق این امور نیست. *‌ ریاضت اهداف و انگیزه‌هایی دارد انسان ـ دست‌کم ـ با ریاضت می‌تواند سه هدف را دنبال کند: هدف اول: درون و روح خود را برای تنبه و آگاهی، لطیف و رقیق و نرم کند. نرم و لطیف و رقیق ساختن روح و بیرون کردن غلظتها و خشونتها از درون از طریق اندیشه‏هاى لطیف و ظریف و تصور معانى دقیق و اندیشه‏هاى رقیق حاصل می‌شود. این امور موجب ظرافت و رقّت و لطافت روح مى‏گردد. مثلا انسان وقتی که بدنش، گرسنه و کاملا سیر نیست و اموری مانند عصبانیت و مریضی و خواب آلودگی ندارد بنشیند و درباره خود و نظام هستی و نعمت‌های پروردگار و هدف‌مندی عالم خلقت و ... تفکر کند. این نوع تفکر، سِرّ و درون انسان را لطیف و رقیق می‌کند و آماده دریافت فیوضات می‌گرداند. همچنین عشق توأم با عفاف به شرط آنکه از نوع عشق نفسانى و روحى و الهی باشد نه عشق شهوانی، روح انسان را لطیف می‌کند. هدف دوم: رام ساختن و تابع کردن نفس امّاره، براى نفس مطمئنّه است تا قوای «تخیل» و «وهم» مدیریت شوند و «تخیلات» و «توهمات» نامناسب به «تخیلات» و «توهمات» مناسب با عالم قدس تبدیل گردد.
اساسا هیچ نیرو و قوه‌ای – به خودی خود – ناپسند نیست و بی‌جا خلق نشده است و بلکه بسیار هم خوب و بجاست. منتها باید انسان نیرو‌ها و قوای خود را کنترل و مدیریت کند و مراقب باشد این قوا و تمایلات و کارکردهای آن، از حد اعتدال به طرف افراط یا تفریط گرایش پیدا نکند که اگر چنین شد مانع رشد حقیقی انسان خواهند بود و اگر آن تمایلات و کارکردهای قوای انسان، در حد اعتدال، مدیریت شدند، کمک شایانی برای رشد و تعالی او خواهند کرد. برای تحقق این هدف یعنی پیدایش این انتظام در درون و برطرف شدن آشفتگی‌هاى روحی و روانى، چند چیز لازم است: یکى عبادت، به شرط آنکه با حضور قلب و تفکر توأم باشد. یعنی انسان باید از عبادات برای تنظیم قوای درونی کمک بگیرد و البته عبادت همراه با حضور قلب چنین کارکردی را دارد. خواجه نصیرالدین طوسی عبارت عجیب و تکان دهنده‌ای در این‌باره دارد که می‌فرماید: اگر عبادت همراه حضور قلب و تفکر نباشد سبب شقاوت انسان می‌شود. (نک: محقق طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ج‏3، ص 382) دیگری آواز خوش آهنگ مناسب با معانى روحانى و معنوی که تمرکز ذهن ایجاد کند و سخن بلندی که با آن ادا ‏شود. مثلًا آیه قرآن که تلاوت ‏می‌شود یا دعا و مناجاتى که قرائت می‌شود و یا شعر عرفانى که خوانده مى‏شود هنرمندانه ادا شود. یعنی هم سخن و محتوا مناسب و بلند و بالا باشد و هم قالب، متناسب با آن باشد که اینها در قلب نفوذ می‌کند و انسان را متمرکز می‌کند.
و دیگری سخن پندآموز که از گوینده‏ و واعظی پاکدل با بیانى فصیح و بلیغ و لحنى نرم و نافذ و هیئتى راهنمایانه شنیده شود. اگر چه سخن حق و درست، از زبان هر کس، در آید، ارزش دارد ولی با همه این حرف‌ها، واعظ اگر اهل عمل باشد سخنش اثر بیشتری دارد و ما باید دنبال کسی باشیم که اهل علم و عمل است تا جانمان را به وسیله مواعظ او انتظام بخشیم. هدف سوم: همه چیز را به خاطر حق تعالی رها و دور کند و تنها خالصانه خداوند متعال را قصد کند. برای این هدف، باید زهد عارفانه داشت تا موانع و شواغل و موجبات غفلت از سر راه برداشته شود و زهد عارفانه یعنی اعراض و قطع علاقه از غیر حق تعالی و دور کردن اغیار و توجه خالص به خداوند متعال. برای توضیح بیشتر باید گفت: زهد عارفانه در مقابل زهد غیر عارفانه است. در زهد غیر عارف، زاهد از دنیا می‌گذرد تا به لذتهای آخرت برسد. زهد نزد غیر عارف، نوعی معامله است به این بیان که گویا در برابر متاع دنیا، متاع آخرت را می‌خرد و برای چنین کسی رضایت الهی نهایت و مقصد اعلی نیست. این حالت، اگرچه به خودی خود خوب و پسندیده است اما وقتی با زهد عارفانه سنجیده و مقایسه می‌شود از درجه پایینی برخوردار است. در زهد عارفانه،‌ عارف نه به لذتهای دنیا توجه دارد نه لذتهای آخرت و تنها و تنها وصال معشوق را می‌طلبد. در زهد عارفانه، هر چیزی غیر از خدا، از سر راه برداشته می‌شود.
از این رو، ریاضت عارفان، منع نمودن نفس از التفات به ما سوای حق و اجبار نمودن آن بر توجه به حق تعالی است،‌ تا اینکه اقبال بر حق و انقطاع از ما سوای حق، برای نفس، ملکه شود. همه ریاضت‌ها، مقدمه این ریاضت است و کسی که دنبال برترین سعادت و نهایی‌ترین هدف خلقت خود است باید همه ریاضت‌ها را طی کند تا به این ریاضت برسد که هر چه را غیر از حق است، رها کند و تنها توجهش به «وجه الله» باشد. به این جهت، ریاضت عارفان، دقیقترین ریاضتها محسوب می‌شود. خواجه نصیرالدین طوسی می‌فرماید: غرض نهایی از ریاضت، نیل و وصول به کمال حقیقی و اتصاف ربوبی است که البته نیاز به استعداد دارد و این استعداد زمانی حاصل می‌شود که موانع خارجی و داخلی نفس از بین بروند و ریاضت‌های مقدماتی، این موانع را از بین می‌برند تا انسان استعداد ریاضت نهایی و رسیدن به هدف نهایی‌اش را به دست آورد. (نک: محقق طوسی، شرح الاشارات و التنبیهات، ج‏3، ص 381) ذکر این نکته ضروری است که در ریاضت‌های عمومی یعنی انجام واجبات و ترک محرمات، نیازمند استاد راه رفته نیستیم بلکه علم انسان در حقیقت، استاد اوست اما در ریاضتهای دقیقتر، انسان باید زیر نظر استاد راه رفته، کار را ادامه دهد.
هرگاه اراده و ریاضت به میزان معینى برسد و انسان در این امور، استقامت داشته باشد؛ پاره‏اى «خلسه»‌ها (رُبایش‌ها) برای انسان پدید مى‏آید، به این نحو که نورى بر قلبش طلوع مى‏کند در حالى که بسیار لذیذ و لذت بخش است و به سرعت مى‏گذرد، گویى برقى مى‏جهد و خاموش مى‏گردد. این حالات در اصطلاح عرفا «اوقات» نامیده مى‏شود و اگر در ریاضت پیش رود، این حالات فزونى مى‏گیرد. اگر انسان در اثر ریاضت‌های شرعی، به چنین حالاتی دست یافت، چنان لذتی برایش روی می‌دهد که زحمات و سختی‌های قبلی، از یادش می‌رود و با شور و اشتیاق بیشتر، به رشدش ادامه می‌دهد. * ریاضت در کلام امام خمینی (ره) حضرت امام درباره ریاضت مطالب ارزنده‌ای دارد که به چند نمونه اشاره می‌کنیم: درباره حب دنیا و برطرف کردن آن از قلب می‌فرماید: براى قلع این مادّه ـ که مایه تمام مفاسد است ـ انسان هر چه ریاضت بکشد، به جا و به موقع است، و الحق ارزش دارد. (امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، 378)
در جای دیگر می‌فرماید: خیلى از اشخاص هستند که دقایق علوم را از همه بهتر مى‏دانند و آن نورى که خداى تبارک و تعالى به آنها عنایت باید بکند نمى‏فرماید. این تهذیب مى‏خواهد؛ این زحمت مى‏خواهد؛ این ریاضت مى‏خواهد. آقا شما که آمدید وارد شدید در این قوم، باید ریاضت بکشید؛ باید زحمت بکشید؛ باید مراعات کنید؛ محاسبه کنید نفس خودتان را؛ شب که از مطالعه فارغ مى‏شوید، آخر شب، محاسبه کنید امروز چند تا کار خلاف، نعوذ باللَّه- ان شاء اللَّه که نیست- امروز چند تا- نعوذ باللَّه- غیبت کردم، به چند تا عالم جسارت کردم. مى‏دانید که اگر یک کلمه، یک کلمه، به یکى از مراجع اسلام اهانت بشود، پیش خدا چه است؟ «فَقَدْ بارَزَ اللَّهَ بِالمُحارَبَة»! اینها اولیاى خدا هستند. (امام خمینی، صحیفه امام، ج2 ص 39) در جای دیگر می‌فرماید: اعمال خودتان را منطبق با اسلام کنید، با احکام اسلام کنید، تا ان شاء اللَّه موفق بشوید و در تحت قُبه مطهره مولا- سلام اللَّه علیه- انوار علم به شما، آن علمى که رضاى خدا در آن است، آن علمى که نور است، آن علمى که شما را نزدیک مى‏کند به خداى تبارک و تعالى به شما عنایت بشود. آن محتاج به ریاضت است. (امام خمینی، صحیفه امام، ج2 ص 41) این یادداشت را با کلام بسیار تکان‌دهنده از این مرد علم و عمل به پایان می‌بریم که فرمود:
حضرت «ختمى» مرتبت به قدرى «ریاضت» کشید و قیام در مقابل حق کرد که قدم‌هاى مبارکش ورم کرد و از طرف ذات مقدّس حق جلّ جلاله آیه نازل شد: «طه‏ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ القُرْآنَ لِتَشْقى‏» و جناب امیر المؤمنین علیه السلام، که حالات و عبادات و خوفش از حق تعالى معلوم است. پس، بدان که سفر خیلى پر خطر است، و این نسیان و فراموشى که در ما است از مکاید نفس و شیطان است، و این امیدها و آمال طولانى و دراز از دامهاى بزرگ ابلیس و از مکاید نفس است. پس، از این خواب برخیز و تیقظ و تنبه پیدا کن. بدان که مسافرى و داراى مقصدى. مقصد تو عالم دیگر است و تو را از این عالم خواهى نخواهى مى‏برند. اگر تهیه سفر و زاد و راحله آن را دیدى، در این سفر درمانده نشوى و در این سیر بیچاره نشوى، و الا فقیر و بیچاره و بینوا گردى، و خواهى رفت به سوى شقاوتى که سعادت ندارد، ذلتى که عزت ندارد، فقرى که غنا دنبالش نیست، عذابى که راحت ندارد، آتشى که خاموشى پیدا نکند، فشارى که بر طرف شدن ندارد، حزن و اندوهى که خوشحالى در پى آن نیست، حسرت و ندامتى که آخر ندارد.
اى عزیز! ببین مولا در دعاى «کمیل» در مناجات با خداى تعالى چه عرض مى‏کند: «أنت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدّنیا و عقوباتها» تا آنکه مى‏گوید: «و هذا ما لا تقوم له السّموات و الأرض» ([اى پروردگار من‏] تو خود، ناتوانیم را از اندکى از گرفتاریهاى دنیا و کیفرهاى آن مى‏دانى ... و این عذابى است که آسمان‏ها و زمین تاب آن نیاورند.) این چه عذابى است که آسمان‏ها و زمین طاقت آن را ندارند و براى تو تهیه شده و باز تنبه ندارى و روز بروز در نسیان و غفلت و خوابت افزوده مى‏شود. هان، اى دل غافل! از خواب برخیز و مهیاى سفر آخرت شو «فقد نودى فیکم‏ بالرّحیل» صداى رحیل و بانگ کوچ بلند است. عمال حضرت عزرائیل در کارند و تو را در هر آن به سوى عالم آخرت سوق مى‏دهند و باز غافل و نادانى. (امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص 177) نویسنده: حجت‌الاسلام وحید واحدجوانانتهای پیام/ک
اخلاق اسلامی
09:07 - 11 آبان 1390

386 بازدید



1 پاسخ