خیال‌های شیرین دنیای دختران

خبرگزاری فارس: کتاب «پشت صحنه داستان‌های من» نوشته محدثه رضایی مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه برای گروه سنی نوجوانان است که در آن به برخی از سئوال های ذهنی دختران نوجوان در مواجه با افراد مختلف، اشیاء و پدیده‌های پیرامونی شان پرداخته می‌شود.
در بررسی آثار نویسندگان ایرانی، از ابتدا تا به امروز خلاء بزرگی در بخش داستان نوجوان دیده می‌شود که البته این مسئله در دوره‌های مختلف افت و خیزهایی هم داشته، ولی در مجموع در هیچ یک از دوره‌های تاریخی (حدود بیش از صدا سال) این بخش از بدنه داستان‌نویسی ایرانی موفقیت‌های آنچنانی نداشته که بشود از آن به عنوان نقطه اوج یا قله یاد کرد. با این حال، در سال‌های اخیر حرکت‌هایی از سوی برخی از نویسندگان این حوزه انجام شده که در مواردی هم تا حدودی موفقیت آمیز بوده است.در این زمینه، اخیراً کتاب «پشت صحنه داستان‌های من» نوشته محدثه رضایی منتشر شده که مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه برای نوجوانان است. از این نویسنده پیش از این هم داستان‌هایی برای نوجوانان منتشر شده است که نشان می‌دهد، محدثه رضایی نوشتن برای نوجوانان را به عنوان یکی از دلمشولی‌های خود جدٌی گرفته و با نوآوری‌هایی که در این بخش از خود نشان داده همواره سعی کرده حرکت رو به جلویی را برای داستان ایرانی در بخش نوجوان داشته باشد. کتاب پشت صحنه داستان‌های من از چهارده داستان کوتاه مستقل از هم تشکیل شده که شخصت‌های اصلی آن‌ها اغلب دختران نوجوان هستند. راویان داستان‌ها از نظر رفتار و خصلت‌های درونی تشابه زیادی با همدیگر دارند. به بیان دیگر، ردپای یک شخصیت داستانی را در بقیه داستان‌های این کتاب هم می‌توان دید.
اولین تصویر مشترک از مجموع شخصیت‌های داستانی کتاب پشت صحنه داستان‌های من، تجسم دختر نوجوانی است که روحیه شاعرانه‌ای دارد، اغلب در دنیای درونی خود زندگی می‌کند، رفتارهای نسبتاً متفاوتی نسبت به دیگران دارد و در بیشتر موارد هم شوق نویسندگی دارد. همچنین نوعی خود شیفتگی در وجود این شخصیت دیده می‌شود که البته با توجه به قرار گرفتن در مقطع سنی نوجوانی تا حدودی طبیعی جلوه می‌کند. در چند داستان ابتدای کتاب چنین شخصیتی به ساخته و پرداخته می‌شود و در بقیه داستان‌های کتاب ماجرهای دیگری از این تیپ شخصیت نقش آفرینی می‌کند. داستان اول کتاب (پشت صحنه داستان‌های من) که عنوان کتاب هم از آن برگرفته شده، به نوعی ذوق آزمایی نویسنده در شیوه رایج در میان نویسندگان علاقه‌مند به رفتارهای پسامدرنیستی است که خود نویسنده به عنوان شخصیت اصلی وارد دنیای داستان شده و با بقیه شخصیت‌ها که ساخته و پرداخته ذهن خودش است درگیر شده و به نوعی ماجراهای داستان را پیش کی برند: «بروید توی صف... همگی از کنار پیاده رو! جلب توجه نکنید! آن وقت عابرهای پیاده رو هم می‌خواهند شخصیت داستان من شوند. آن وقت دیگر توی خانه‌مان جا نمی‌شوید. مامانم کله‌ی مرا می‌کند. چی؟ آژانس بگیرم؟ چه غلط‌ها! پولم کجا بود؟ پیاده. در این قسمت داستان، شما باید پیاده راه بروید. هر کس پایش درد می‌کند، از داستان من برود بیرون. کسی برایتان کارت دعوت نفرستاده.» (ص ۱۱)
داستان بعدی با عنوان «سبدهای آشفتگی»، به یکی از مسایل مطرح در دوره نوجوانی می‌پردازد؛ راوی این داستان از آشفتگی و شلوغی اطراف خود احساس ناخوشایندی دارد. او می‌خواهد با خرید سبدهایی برای قرار دادن وسایل مختلف خود در درون آن‌ها نظمی به اطراف خود بدهد که در عمل این گونه نمی‌شود و وجود همین سبد‌ها به آشفتگی بیشتر فضای اطراف او منجر می‌شود. در داستان دیگر کتاب (شایعه)، باز هم یکی دیگر از دغدغه‌های ذهنی یک شخصیت نوجوان مطرح می‌شود. او در مدرسه با شایعه حضور موجودات غیر انسانی در خانه خرابه بغل مدرسه مواجه می‌شود و در عین حال، فکرش درگیر لانه یاکریم در روی دیوار دسشویی مدرسه است؛ یکی از دانش آموزان گفته تخم‌های یاکریم را بر می‌دارد: «دیروز داوودی می‌خواست تخم‌های یاکریم را ببرد خانه‌شان و با‌هاشان نیمرو درست کند که بچه‌های التماسش کردند و این کار را نکرد...» (ص ۲۵) در پایان این داستان با تبدیل شدن تخم‌های یاکریم به جوجه‌های کوچک خیال راوی راحت می‌شود. نویسنده در داستان «سوپ ناهید» هم به یکی از علایق دختران نوجوان (یاد گرفتن آشپزی) پرداخته است. البته در این داستان هم راوی بیشتر به فکر نوشتن؛ داستان نویسی است. همچنین داستان کوتاه «صورتی عزیرم» تصورات ذهنی یک دختر نوجوان است که با مداد رنگی‌ها خود خیال‌ها و تصورات خود را رنگ آمیزی می‌کند و به آن‌ها جان می‌دهد و با خود همراه می‌کند.
عنصر دیگری که محدثه رضایی در ادامه داستان‌های کتاب به کار گرفته است، طنز ملایم است که این رویکرد در داستان «قلب کیکی» نمود بیشتری دارد: «روز تولدم که الهی هیچ نوزادی این جوری مثل من به دنیا نیاید که چهارده سال بعدش نتواند آن روز را جشن بگیرد، مامان از خانه جنب بخورد که نخورد. هی هم من و معصومه را می‌پایید که کوچیک تریم حرکتمان، از نگاه کردن به هم تا دست شویی رفتنمان را زیر نظر داشت...» (ص ۴۶ و ۴۷) نویسنده در داستان دیگر کتاب (پای خرچنگ را ببند)، باز هم به سراغ دغدغه‌های نوشتن یک دختر نوجوان رفته و آن را سوژه داستان خود کرده است. همچنین در داستان «اسب سفید مادر بزرگ»، راوی به بازسازی ذهنیات مادر بزرگ و خیال‌پردازی دختر نوجوانی می‌پردازد که در کنار هم قرار گرفتن این دو نفر باعث شکل گیری فضای تازه‌ای در دنیای این دو نفر شده است. توصیف طنز آمیز فضای حاکم بر خانه‌ای که راوی آن را متعلق به خود و خانواده‌اش می‌داند، سوژه داستان بعدی کتاب (هفت خانه در یک خانه) شده است. او در این داستان به خواسته‌ها و رفتار‌های متفاوت هر یک از اعضای خانواده پرداخته و حتی به حضور توقع میهمان‌های این خانه هم اشاره دارد. حضور راوی در مقام نویسنده، بار دیگر در داستان «زندگی نامه صغری خانم» تجلی می‌یابد و او این بار هم نقش یک داستان نویس را به خود می‌گیرد و از این منظر با مخاطب رو به رو می‌شود.
یازدهمین داستان کتاب با عنوان «چراغ جادو»، باز هم به خیال‌های شیرین دوران نوجوانی مربوط است که در آن دختر نوجوانی در مواجه با چراغ روی میز خود، به دنیای خیال پناه می‌برد و آن را چراغ جاد می‌پندارد. داستان دیگر کتاب، «قرار است یک سیب قرمز بخورم» نام دارد که راوی آن دختر نوجوانی است با دلمشغولی فعالیت‌های متنوع روزانه که تصمیم دارد برای آن‌ها برنامه ریزی منظمی داشته باشد. این رفتار او واکنش اطرافیانش را بر می‌انگیزد. داستان «ایستگاه بهشت» یادآوری یک خاطره دوران کودکی است و آخرین داستان کتاب با عنوان «یک آدم مهم» باز هم برگرفته از رفتارهای خاص دوران نوجوانی است که در آن، یک دختر نوجوان تصمیم می‌گیرد روند نامعمولی را در پیش بگیرد که به یکی از آرزوهای قلبی خود یعنی مهم بودن برسد که این رفتار او نتیجه برعکس می‌دهد. در مجموع، داستان‌های کتاب پشت صحنه داستان‌های من، در پی مطرح کردن برخی از سئوال‌های ذهنی نوجوانان در این مقطع سنی است که‌گاه بیان همین سئوال‌ها جنبه طنز به خود می‌گیرد،‌گاه احساسی جلوه می‌کند و در مواردی هم باعث تأمل بیشتر در بعضی از این رفتار‌ها می‌شود.  -------------------------------------نویسنده: علی الله سلیمی-------------------------------------انتهای پیام/و
کتاب پشت صحنه داستان های من
13:54 - 11 مهر 1390

0 بازدید




1 پاسخ