مسلمانمان خواندند تا شهیدوار زندگی کنیم و شهیدانه بمیریم
خبرگزاری فارس: محمدحسین عزیز! شجره اسلام به برکت خونهایی که با آن آبیاری شد، امروز شاداب و سرزنده است. تأثیر این خونها امروز از عراق و افغانستان گرفته تا قلب اروپا و قلب کفر محسوس است؛ آری، ما را مسلمان خواندند تا شهیدوار زندگی کنیم و شهیدانه بمیریم؛ «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ».
روزگار، روزگار جنگ بود و آتش ... صدای گلولههای وحشی و بیرحم از هر سو به گوش میرسید. باید سینه سپر میکردیم و در مقابل لات بی سر و پای آمریکایی ایستادگی میکردیم. عدهای با لگدمال کردن همه خواهشهای نفسانی و خواستهای دنیایی خویش، قدم در معرکه حق و باطل گذاشتند و عدهای دیگر در پی مطامع دنیایی خود مجاهدت کردند. صفآرایی جنود عقل و جهل یعنی همین ...آنان که عاقل بودند خود را مجنون و دیوانه خواندند و جهلاء دم از عقل و عاقلی میزدند؛ دیوانگان رندانگی کردند و رفتند تا عاشقانه در اوج نگاه یار خود را جای دهند و ما را در این وانفسای روزگار با انبوهی از مشکلات دنیایی رها ساختند و گفتند: مرد باید که مردانه شود تا بتواند پروانه شود.روزگار، روزگار جنگ بود و آتش ... صدای گلولههای وحشی و بیرحم از هر سو به گوش میرسید. جنگ، جنگ بیتعارفی بود! نمیزدی، میخوردی! توپ، تانک، مسلسل؛ کلاش ژسه، نفربر؛ هواپیما و موشک؛ چه جنگل عجیبی بود! و چه جنگ عادلانهای! تن بود در برابر تانک.رزمندگان غیور مرد ما باید در مقابل یک چنین حیوانات درنده خویی ایستادگی میکردند. رام کردن توپ و تانک کار چندان سختی نبود و لیکن اهلی کردن نااهلان وحشی صفت بعثی، بعید به نظر میآمد. در این جنگل اما اوج پرواز جنگندهها را دوست داشتم، چون اوج نگاهها را بر میانگیخت؛ نگاه زمینیان را به آسمان میدوخت، حال آنکه آسمان خود خیرۀ زمین بود؛ هواپیما فرود میآید و با فرود آمدن چشمان زمینی، پیشانی بر خاک ساییدن تجربه شیرینی است.
حالا آسمان دیده شدم و باید به دنبال کشف ارتفاع خودم کهکشان پیمایی کنم؛ گویی من قطعه گمشدهای از این کهکشان هستم! پس ای کهکشان، در میان خورشید و ماه و همه کرات و ستارگان خود، جایی هم برای آرمیدن من خالی بگذار که میخواهم در حوالی خورشید سوزانی گردش کنم تا چون عاشق دلسوختهای از حُرم وجودش پرها بسوزانمش ...حال مرا راه نشانی بده تا در بین کرات و آسمانها و زمین، نه راه را که خود را گم نکنم... و نور چشمی میخواهم تا خوب ستارگان را رصد کنم!جانباز شیمیایی، شهید «منوچهر مدق» "جنگ ما جنگ عشاق بود؛ اگر ما توی این هشت سال دوام آوردیم، اگر مجروحین صعب العلاج ما در آسایشگاهها، منازل و بیمارستانها دوام آوردند، اگر خانواده معظم شهدا صبر میکنند، همه از عشق به خدا و امام حسین علیهالسلام است. کسی که به جبهه میرود باید عاشق باشد وگرنه تخصص و غیره به تنهایی سودی ندارد."آری! عشق قانون نانوشته این عالم است که حتی جنگیدن هم با عشق متمثل میشود و صورت میپذیرد. پس برای جنگیدن باید عاشق بود...شهید «محمدتقی رضایی» "در فکر اصلاح هر چه بیشتر خود باشید، تا جامعه خود را بهتر بسازید. چرا که انسان هرچه صالحتر باشد، به همان اندازه مصلحتر است."معلوم میشود که نمیتوان ژست جنگیدن و مبارزه کردن با جنود باطل و مفسدههایش را به خود گرفت و در عین حال خود نیز مالامال از انواع و انحاء فسادها باشیم.شهید «ناصر رضایی» "دوست دارم باد صبا جسم خاکستر مرا به کربلا ببرد تا جسم سوختهام زیارت عاشورا بخواند."
چه خوش مرحمی است داغ سوزان کربلا و چه اکسیر شفا بخشی است زیارت عاشورا ...شهید 17 ساله «داوود دولت آبادی» "ای برادران و خواهران! برای مقام دنیا به سر و کله هم نکوبید که شهدا روز قیامت یقه شما را خواهند گرفت که ما برای اسلام خون خود را دادیم و شما برای مقام و حفظ مقام خود به اسلام ضربه زدید."آری! آنان برای اسلام خون خود را نثار کردند و عدهای برای حفظ مقام خود آثار خون دیگران بر دستانشان مشاهده میشود.شهید «حمیدرضا حصاری» "دعای کمیل و دعای ندبه، نماز جمعه و دعای توسل در ساخته شدن من بسیار موثر بود. شما نیز به اینها عمل کنید؛ پشیمان نمیشوید. دعای جامعه کبیره و ... نعمتهایی هستند که اگر کسی یک لحظه از آنها غفلت کند پشیمان میشود." همان نعمتهایی که ما را متذکر میشوند به نعمت عظیم امامت و ولایت...شهید «حسنزاده» "بیایید نگذاریم اسلام ما به دست هواداران غرب و شرق بیفتد، بیایید نگذاریم خونین کفنان در غرب بمیرند و خوش باوران غرب کام گیرند و در آخر نگذارید درخت خونین اسلام به تسخیر زشت مسلکان در افتد."شاید شجره اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله به دست هواداران غرب و شرق نیفتد، لیکن مسلمانانی که جنس اسلامشان ژلاتینی است (یعنی اسلامی که رنگ و بو و مزه خاص خود را ندارد) رخنه در بدنه این شجره نمودهاند و البته خوش باوران غربی هم کام میگیرند.
شهید «حسین جریانی» "خدایا! شاهد باش که اگر ما در روز عاشورا نبودیم که به ندای هل من ناصر امام حسین علیه السلام لبیک گوییم، امروز جان ناقابل خود را که در مقابل اسلام مانند قطره آبی است برابر دریا، در راه او میدهیم."به حسین میگویم: جریانی که شما به راه انداختید چون موجی میماند که عدهای به آن سرعت، قدرت و شور میدهند و عدهای تنها روی آن موج سواری میکنند.بار پروردگارا! تو شاهدی که بعد از شهدا، چه کسانی بر عهد با خون نوشته شده شهدا ایستادگی نمودند و در نثار مال و ایثار جان و بذل آبرو در راه اسلام دریغ نورزیدند. وقتی در میان سوز اشک و آه نماز جمعه شهر، نوای یا صاحب الزمان در گوشها طنینانداز میشود و بعد پیر زخم چشیدهای را مشاهده میکنی با ناله صدا میزند: "ای سید و مولای ما! جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم..."؛ حس میکنی که چوب حراج بر همه دارایی خود میکوبد، اما گویی همه را در کف دستان خود گرفته و عازم است تا یکجا در راه انقلاب و اسلام فدا کند، بلکه نثار مولایش باشد...«الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» (توبه / 20).شهید «محمدحسین پیرهادی» "اسلام دارد زنده میشود. اسلامی که 1400 سال پژمرده شده بود. باید با خون عزیزان آبیاری شود تا جهان از نور آن استفاده نماید. ای حزب الله از انقلاب با جان و مال حمایت کنید. حزب الله مظلوم است و خانواده شهدا مظلومند، و راهی جز اسلام نمانده است."
محمد حسین عزیز! شجره اسلام، به برکت خونهایی که با آن آبیاری شد، امروز شاداب و سرزنده است. تأثیر این خونها امروز در عراق، افغانستان، پاکستان، بحرین، یمن، عربستان، مصر، اردن، لیبی، تونس، الجزایر، سومالی، سودان، سوریه، لبنان، فلسطین، ترکیه، اندونزی و حتی در قلب اروپا و قلب کفر، آمریکا یا در کشورهای آزادی خواه آمریکای لاتین چون کوبا و ونزوئلا و... محسوس و قابل مشاهده است. و ما را مسلمان خواندند تا شهیدوار زندگی کنیم و شهیدانه بمیریم؛ «لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ» (حج / 78).اکنون جای خالی خودم را در این کهکشان بزرگ پیدا کردهام! قطعهای از بهشت نه آرامگاه، که رزمگاه من است! «وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» (بقره / 36)آدمی باید از اوج آسمانها در جایی روی همین کره خاکی هبوط کند، شاخکهایش را به کار انداخته و فرکانس کلمات معجزهآسای الهی را دریافت کند «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ» (بقره / 37)، تا اوج نگاه یار را خریدار باشد؛ چرا که آسمان خود خیره زمین است و آسمانیان محو نگاه خاک نشینانی چون محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند.قلبی که با نام حسین علیه السلام میتپد، نمیشود که با یاد منتقم حسین علیه السلام اجین نباشد و دلگرمی پیدا نکند؛ که طاووس اهل بهشت ما را چشم در راه است تا اوج بگیریم و چون انصار روحالله پرهای خود را سوخته سازیم و آسمان را به زمین دوخته سازیم.
هر رهگذری در این مسافرخانه هستی، رسالتی دارد و من باید در این کره خاکی با یاد خاکی پوشان سرخ گونه، به مبارزه با سرخ گونههایی دیگرگونه و تصنعی همت کنم تا حسین را یاری کرده باشم و این است جهاد اکبر که «الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» (بقره / 217). و آنان که صحنه جنگ فرهنگی و اعتقادی را به جنگ ژلاتینی مثل میکنند، خود به جرم اسلام ژلاتینی محکوم هستند...یادمان باشد که پیر میکده عشق ما را گفت "جنگ ما جنگ حق و باطل است و این جنگ تمام ناشدنی است"؛ پس برادرم روزگار جنگ ادامه دارد و دشمن همچنان وحشی گونه به فرهنگ ما حمله ور شده و عملیات تخریب عقائد مذهبی ما را دنبال میکند «وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا» (بقره / 217) و این بار تنهای حقیقی خواهد بود در برابر تانکها و توپهای مجازی خواهد ایستاد.برادر همرزمم! زمانه بسیار حساسی است؛ در هر کشور یا هر گوشه دنیا که هستی جهادگر باش، که تو از جانب حضرت احدیت برگزیده شدهای «جاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباکُم» (حج / 78)! بکوش و تن خود را به زحمت بیانداز تا به صفوف جنود عقل ملحق شوی که «اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِق» (فرازی از زیارت جامعه کبیره)، اگر چه به زحمت سینه خیز رفتن از روی برفها باشد که مجاهد واقعی از اهالی خطر است و بدان که هیچ عذر تقصیری در برابر کوتاهیهایمان پذیرفته نیست و یادت باشد که ملازمت امامت، الزامی دارد چون الحاق به ولایت و تمسک به برائت از دشمنان رسالت...--------------------------نوشته حامد حبیبی--------------------------
13:44 - 11 مهر 1390