راه‌هاي شناخت كرامات شهدا

خبرگزاري فارس: اصلاً در معجزه بودن دفاع‌مقدس نبايد شك كرد. مثال مي‌خواهيد؟ هركتابي درباره تاريخ و خاطرات دفاع‌ مقدس را از هر جايش كه دوست داريد، شروع كنيد به خواندن! اما فراموش نكنيد كه خواب ديدن يا ادعاي افرادي كه سركوچه طي طريق كرده‌اند! نمي‌تواند كرامتي را اثبات كند.
به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، واقعيت، جفت پاهايش را گذاشته است روي زمين،‌ هيچ‌جور هم زمين نمي‌خورد؛ اما دروغ، اصلاً نيازي به پشت پازدن و اين چيزها ندارد. روي هواست ‌و شايد به همين خاطر هم باشد كه عجيب و غريب مي‌زند و آدم را قلقلك مي‌دهد تا به‌عنوان يك چيزِ خاص باورش كند. يكي از همين دروغ‌هايي كه هميشه دوست داريم باورشان كنيم، بعضي از همين كرامت‌هايي ‌است كه از شهدا مي‌شنويم. اين‌قدر كرامت‌هاي جور واجور توي همديگر پيچيده‌اند كه تشخيص دادن راست و دروغ بودن آن‌ها كار حضرت فيل است. البته در اين مورد اگر كارهاي زير را انجام دهيد مي‌توانيد كار حضرت فيل را خودتان رأساً انجام دهيد. * توجه به راوي بايد ببينيم گوينده اين كرامت چه كسي است؟ اصلاً قابل اعتماد هست يا نه؟ مثلاً كسي كه سَرِ كوچه طي طريق كرده و تو كار خط ‌خطي كردن صفحه صورت و دست‌وپاي ملت بوده، مطمئناً از امام جماعت محل اعتبار كمتري دارد. يك احتمالش اين است كه يارو سر به راه شده و افتاده توي كار خدا و پيغمبر(ص)،‌ اما آن طرف هم نبايد يادمان برود كه اين كار از آن كسب‌هايي است كه احتمال گرفتنش زياده و اصلاً خرجي هم ندارد.‌ پس شايد طرف فقط تغيير شغل داده باشد. اينكه من اين دستمال‌ را از فلاني گرفتم و شفا مي‌دهد و كلي از اين حرف‌ها، احتمال دروغ بودنش خيلي زياد است. * عدم توهم‌زدگي
توهُم زده‌شدن از آن دردهاي بي‌درماني است كه در محيط‌هاي معنوي بيشتر خودش را نشان مي‌دهد. مثلاً عكاس از همه‌جا بي‌خبر در آن تاريكي هوس عكس گرفتن مي‌كند و فلاش مي‌زند، فردا چهارده نفر مدعي مي‌شوند كه در جلسه ديشب يكي از ائمه را ديده‌اند كه به جلسه آمده است و جالب اين‌كه هر كدامشان يكي از معصومين را ديده است! گرچه ما گفتيم اين درد بي‌درمان است، اما منظورمان اين بود كه درمانش خيلي سخت است؛ پس پيش‌گيري كنيد. بهتر است همه‌اش دنبال اين نباشيم كه هر چيزي را يك امر غيرواقعي و خيلي عجيب و غريب ببينيم. صحبت‌هاي آدم‌هاي متوهم را هم زياد باور نكنيم.
مثال؛ گردان ما يك ماه كنار كرخه بود. چادر تداركات در يك تپه و حسينيه در تپه ديگري بود. براي آساني كار، بر روي دره اين دو تپه پلي درست كرده بودند تا راحت‌تر رفت و آمد كنيم. يك شب هيئتي از بازاري‌هاي تهران وارد گردان شدند و بچه‌ها نيز، همه مشغول دعا و روضه و گريه بودند. يكي از بازاري‌ها از همان راه عادي به دستشويي مي‌رود و در راه برگشت راهش را گم مي‌كند. يكي از بچه‌هاي تداركات با او روبه‌رو مي‌شود و او را از روي پل به حسينيه مي‌رساند. اين بازاري كه قبلاً پل را نديده بود به خودش گفت «اينجا كه پل نداشت! اين پل از كجا آمد؟» آمد ميان جمعيت و شروع كرد به هاي‌هاي گريه كردن كه من امام زمان (عج) را ديده‌ام و ايشان مرا از آن سمت دره از روي پل به اين سمت آورد. جمعيت هيئت گريه مي‌كردند. بچه‌ها كه مي‌دانستند قضيه از چه قرار است، زده بودند زير خنده و مجلس خراب شده بود. بعد از آن، اسم آن پل شد «پل امام زمان». (نقل از حجت‌الاسلام‌ طائب) * خواب حجيت ندارد اصولاً خواب حجيت ندارد،‌ يعني آن‌قدر محكم نيست كه به تنهايي بتواند چيزي را ثابت كند. از آن چيزهايي هم هست كه هر كسي به‌راحتي مي‌تواند ادعايش را داشته باشد.
مثال؛ شب، يكي از بچه‌ها را مأمور كرديم تا از يك محور پيشروي كند و اين محور را پاكسازي كند. صبح كه به نمازخانه آمدم ديدم چند نفر را دور خودش جمع كرده است و مي‌گويد امام زمان(عج) به خوابش آمده و گفته است كه از اين محور پيشر‌وي نكنيد كه شكست مي‌خوريد و از فلان مسير برويد. حسابي سرش داد كشيدم و گفتم «اين چه حرفي است كه مي‌زني؟» بعد از چند دقيقه گفت كه از پاك‌سازي اين محور مي‌ترسيده است و براي همين اين حرف‌ها را سَرِ هم كرده است. (نقل از سردار قاليباف) * صاحب كرامت، داراي ويژگي خاص باشد اين يكي از نكات اصلي است و خداوند به ‌واسطه كرامت اين ويژگي خاص را به همه توجه مي‌دهد؛ بالاخره بايد نسبتي بين فرد و كرامت وجود داشته باشد؛ اينكه هر كسي بخواهد ادعاي كرامت بكند و براي خودش دفتر و دستك راه بيندازد كه سنگ روي سنگ بند نمي‌شود و اوضاع آن‌قدر به هم مي‌ريزد كه هركسي قلقلك مي‌شود تا يك كرامتي را به نام خودش سند بزند. مثلاً يكي از اين ويژگي‌ها، غسل جمعه است. شهدايي بوده‌اند كه غسل جمعه‌شان ترك نمي‌شد و جسدشان بعد از چند سال سالم ماند؛ اين يعني نسبت خاص بين ويژگي شهيد و كرامت آن شهيد. * ساده‌لوح نباشيم
همين ساده‌لوحي است كه باعث مي‌شود خيلي‌ها هوس با كرامت بودن به سرشان بزند. اول يك ادعايي مي‌كنند و همين‌ كه چند آدم ساده‌لوح دورشان را گرفتند، خيال مي‌كنند خبري شده است. مثال؛ سال 65 منطقه بوديم كه گفتند مادر شهيد ... حضرت زهرا(س) را زيارت مي‌كند و ايشان به‌ او عطر مي‌دهد. گفتم: اين خطرناك است. در آينده جلوي اين شخص را نمي‌شود گرفت. از منطقه كه برگشتم، به منزل ايشان رفتيم. دكاني باز شده بود! يك‌ماه در تهران مانديم تا قضيه را جمع كنيم. از طريق مجاري قانوني ادعاي كذب اين خانم اثبات و بساط ادعاي دروغين‌اش جمع شد. چند سال بعد از جنگ بود كه شنيدم قبر شهيد ... در بهشت‌زهرا بوي خوش مي‌دهد. گفتم: اي دل غافل! عطرها از كف دست مادرش رفت داخل قبر! (نقل از حجت‌الاسلام‌ طائب) البته اين پنج راه حل بالا نبايد دليل شود كه هر چيزي را هم كه شنيديم، سريع رد كنيم. خيلي از شهدا هستند كه داراي كرامت‌هاي اثبات شده‌اي هستند؛ مثل شهيد معماريان كه آمده‌اند و پارچه‌اي به پاي مادرشان كه به‌شدت درد مي‌كرده بسته‌اند، يا امضاي شهيد سيدمجتبي صالحي خوانساري پاي كارنامه دخترش. «مسئله مهم در دفاع‌مقدس اين نيست كه شهدايش چقدر كرامت داشته‌اند. اين مورد در مقابل عظمت خود دفاع مقدس خيلي كوچك است. خود دفاع‌مقدس يك كرامت بزرگ است.» (نقل از حجت‌الاسلام‌ طائب)
اصلاً در معجزه بودن دفاع‌مقدس نبايد شك كرد. كرامت اصلي نيز همين است. مثال مي‌خواهيد؟ هركتابي درباره تاريخ و خاطرات دفاع‌ مقدس را كه مي‌خواهيد برداريد و از هر جايش كه دوست داريد، شروع كنيد به خواندن! *منبع: ماهنامه امتداد انتهاي پيام/و
12:25 - 15 اوت 2011

0 بازدید




1 پاسخ