پاسخ سيدضياء هاشمي به اظهارات منوچهر محمدي
خبرگزاري فارس: «سيد ضياء هاشمي» رئيس اتحاديه تهيهكنندگان سينماي ايران در يادداشتي به اظهارات «منوچهر محمدي» پاسخ داد.
به گزارش خبرگزاري فارس، «سيد ضياء هاشمي» رئيس اتحاديه تهيهكنندگان سينماي ايران در يادداشتي به اظهارات روز گذشته «منوچهر محمدي» پاسخ داد.
متن كامل اين يادداشت به شرح زير است:
با خواندن اظهارات آقاي منوچهر محمدي در يكي از روزنامههاي سينمايي بسيار مفتخر شدم كه منوچهر خان محمدي پس از سالها سايهنشيني و پشت پرده بودن، اين بار بر آن شده تا از پس پرده بيرون آيد تا حرفهاي گذشته ما كه چون پرده برافتد نمايان شود. حال كه به امالتئوريسين رسيديم و پدرخوانده معنوي پا از نهانخانه بيرون گذاشته و سر بيرون آورده، باعث مسرت است. آقاجان تو كه نه نشان از منوچهر شاهنامه داري نه به محمد منسوبي، از كجا گزارش دادگاه من و گفتههاي من و قاضي را ميداني كه ميگويي همه ميدانند.
همه مردانگيات را كه لاف نداشتناش را برمن زدي، بر خود بخوان و همه جزء جزء دادگاه را رسانهاي كن تا من هم بدانم چه گذشته كه من در دادگاه بوده، نفهميدم و توي در دادگاه نبوده، ميداني.
من از مسلماني خود گريزان شدم كه تو مسلمانيام را تائيد كردهاي. به همان خدايي كه من و تو نميشناسيماش كه از آب گلآلود سينماي ايران داريم بهرهها برميداريم و ترسمان بر اين است كه آب زلال شود تا همه منافعمان زير سؤال رود، من تلاش بر تعامل و دلجويي كردم. درست فهميدي اما نه از ترس قاضي و محكمه كه از ترس خدا. خدا ميداند همانگونه كه تلاش بر دعوا ميكني، من سر بر مُهر مِهر نهادهام. اما تو كه سالهاست در حاشيه ميتازي، اكنون به استقبال دعوا رفتهاي، بيآن كه سمتي داشته باشي.
مسئولان خانه سينما اگر خودشان حرف نميزنند و عضو سخنگوي بدون حكمشان را به ميدان فرستادهاند. آقاي محترم من بر سر حرفم هستم و از هيچ حرفي به جز تكواژهاي تبري نجستم، پس بدان من باز هم بر سر هل من مبارزهام هستم و همان كه تو گفتي اگر حكم ثابت شود، انجام ميدهم. سر و رويت را پاك كن كه در اين ايام مبارك از هول پر از حليم شده و در ديگ حليم افتادهاي.
در ادامه اين يادداشت آمده است: اگر داعيه حضورت بر امور صنفي است، من كه نيك ميدانم تو غير از خود، كسي را نميبيني اما اگر بخواهي در آتيه از گره تار روحانيت با پود فرش از سبزيها و دهرقمي شهرداري تا منارههاي مسجدالاقصي از گره زدن اماكن متبركه به ته ريشههاي اعتراض مردم و از مزايدههاي شهرداري و سينما و ارزهاي هزينه شده برايت جملههايي خواهم ساخت تا دو سه فيلمنامه اقتباسي از آن فراهم كني.
و باز هم با ارتباطهاي مخوفات با پشت سريهايت قلم به دستان و همه آنهايي كه بيهزينه ميخري و ارزشهايي كه با هزينه ميفروشي برايت بگويم. راستي با گالن چهار ليتري بنزين حوزه هنري و مارمولك چند جمله ميتوان ساخت؟
در ادامه ميخوانيم: ميخواهي قراردادهايمان در ده سال گذشته يا بيست سال گذشته را از معاونت سينمايي استعلام نماييم؟! تا سپيدي و سياهي بدنمان در كنار رودخانه نمايان شود كه بدانيم زندگي را كداممان با چكهايمان به دوزخي بدل كردهايم به نام پرديس؛ و آگهي مزايده پرديس زندگي را چه كسي هديه آورد؟! و ما چگونه در مزايده برنده شديم. تو كه هميشه برنده بودي و هستي و خواهي بود. چرا كه در هر معاونت و دولتي نور چشمي بودهاي و هميشه جزء لاينفك ارزشهاي سياسي كه بر هر فعل و انفعال تور خود پهن كردهاي و ماهي خود گرفتهاي.
اما من برد به هر قيمتي را نميخواهم و نميخواستم. من دو پسر دارم و به حمدالله در هيچ شورايي دامادي ندارم كه ضامن چكهايم شود. نه اهل شمشيريام نه براي ماديات استخاره ميكنم و نه هيچ. ميتوانستم جوابات را ندهم تا بر دلت بماند، اما ديدم يك بار كه خود و عيار خود را نشان دادهاي به اين بركت هم كه شده بيجوابت نگذارم تا هميشه خودت باشي ديگران را تهمت نزني و جلو نفرستي. خدا آخر و عاقبتمان را مانند هم نكند. من فكر ميكنم ميتوان با هر اخراجي رستگار شد. من دوستي دارم از «حوزه علميه شاهرود» اخراج شده باز هم خود را رستگار ميداند.
والسلام
سيد ضياء هاشمي
انتهاي پيام/
15:23 - 17 مرداد 1390