پرداخت دستمزد گزاف، قدمتي به اندازه تاريخ سينما دارد

خبرگزاري فارس: منافع تهيه‌كنندگان با حضور برخي چهره‌ها تضمين مي‌شود و رضايت‌شان تقريبا در اين سينماي بيمار و از نفس افتاده تا حدودي راحت است. اين نوع دستمزد دادن‌ها مربوط به حالا و يا چند سال پيش هم نمي‌شود و شايد قدمتي به اندازه تاريخ سينماي ما دارد.
اخيرا داشتم مطلب ديدار فرج‌الله سلحشور و محسن رضايي دبير مجتمع تشخيص مصلحت نظام را مي‌خواندم كه به نكات جالبي برخورد كردم. اختصاص ميليارد‌ها تومان بودجه مخصوص فرهنگ كه متعلق به كل هنرمندان است، از نظر دوست عزيزم آقاي سلحشور متعلق به گلزارها و هديه‌ تهراني‌هاست كه اين موضوع مرا كمي به فكر فرو برد. اين مطلب نه در جهت حمايت از فوق ستاره‌ها، اما در جهت حق و بلكه از حيث حمايت از كل هنرمندان دردمند و مستقل اين مرز و بوم به رشته تحرير درآمده است. دوباره به حافظه تاريخي خود رجوع كردم و سينماي ايران را نگاهي دوباره نمودم و ديدم امثال گلزارها و هديه تهراني‌ها لااقل نان جذابيت و گاهي هنر خود را مي‌خورند و تا آنجا كه من به عنوان محقق،‌ نويسنده و مستندساز در اين سينما كنكاش كرده‌ام و فيلم مستند هم در زمينه ستاره‌ها از قديم تا اكنون به نام «درخشش» ساخته‌ام، به نقطه‌اي نرسيده‌ام كه امثال اين‌ها پولي را به شكل رانت و رابطه در اين سينما به دست آورده باشند، بلكه آن‌ها دستمزدهاي بالايي دارند كه تهيه‌كنندگان خصوصي، آن‌ها را مي‌پردازند و آن‌ها مي‌توانند آن پول‌ها را به اين‌ها و امثال اين‌ها ندهند و آن‌ها قاعدتا بيكار مي‌مانند. اما چون منافع آن‌ها با حضور اين چهره‌ها تضمين مي‌شود، رضايت‌شان تقريبا در اين سينماي بيمار و از نفس افتاده تا حدودي راحت است، اين پول‌هاي گزاف را به اين هنرمندان مي‌دهند و اين نوع دستمزد دادن‌ها مربوط به حالا و يا چند سال پيش هم نمي‌شود و شايد قدمتي به اندازه تاريخ سينماي ما دارد.
تنها مثال مرحوم محمد‌علي فردين دستمزدي را كه آن زمان مي‌گرفتند، بيشتر از نصف هزينه ساخت يك فيلم مي‌شد. مردم فردين را دوست داشتند و به خاطر او بليط سينما تهيه مي‌كردند و به خاطر او فيلم را مي‌ديدند، پس پرداخت اين نوع دستمزدها تازگي ندارد؛ در ثاني فيلم‌هايي كه امثال گلزارها و تهراني‌ها (اكثرا) در آن‌ها بازي مي‌كنند، تهيه‌كنندگاني خصوصي داشته و اكثرا هم هيچ‌گونه كمك مادي از دولت هم طلب نمي‌كنند و از جيب شريف خود هزينه‌ها را مي‌پردازند و اين طور هم نيست كه همه فيلم‌هايي كه آن‌ها بازي مي‌كنند، فروش خوبي هم داشته باشد، اما سوپاپ اطمينان بهتري براي جذب تماشاگر هستند. البته نپرداختن اين نوع دستمزدها هم راه چاره دارد اما مسئولين محترم معاونت سينمايي از مشاوران غير خودي كمتر استفاده مي‌كنند و بعضي از كساني كه به آن‌ها مشاوره مي‌دهند، هيچ شناختي از فيلم و سينما ندارند و به همه چيز سياسي نگاه مي‌كنند و هميشه هم پروسه آزمون و خطا را اجرا مي‌كنند و اين آفت سينما شده است.
به هر حال نكته ما چيز ديگري بالاتر از اين‌هاست و دوست عزيز هنرمند و سازنده يوسف پيامبر فراموش كرده‌اند كه بسياري از جوانان ما چندين و چند سال هدر شدن عمرشان با وجودي كه شايستگي هنري، علمي و فرهنگي نيز دارند، كسي دست آن‌ها را نمي‌گيرد و به آنها كمك نمي‌كنند و اگر هم مسئولين كاري براي آن‌ها انجام دهند، رعايت انصاف و عدالت را نمي‌كنند،‌ دوستان هنرمندي را سراغ دارم بيشتر از پنج سال است به دنبال چشم اميدي از طرفمسئولان هستند، معاونت سينمايي، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي متولي حمايت از فيلمسازان اول، بنياد فارابي‌ حامي و حمايت‌كننده سينماي ايران، حوزه هنري تبليغات اسلامي و خيلي‌ جاهاي ديگر پول‌هايي را به كساني مي‌دهند كه حتي لياقت ساخت فيلم كوتاه 5 دقيقه‌اي را ندارند، اما به آدمي كه سينه سوخته و كاربلد و خوب است هيچ‌گونه كمكي نمي‌كند و اگر هم ‌زماني به او كمك كند، تمام انرژي او را كه بايد براي توليد بگذارد. در زمان اسيري آن انرژي را هدر مي‌دهد، به بعضي از‌ آن‌ها حتي پنجاه يا صد ميليون نمي‌دهند تا فيلم خود را بسازند و بهترين سال‌هاي خوب جواني خود را در پشت در مديران محترم به اصطلاح فرهنگي مي‌گذرانند.
روزي با يكي از اين دوستان به دفتر آقاي بنيانيان همه‌كاره حوزه هنري رفتيم، در نهايت و عنوان كردن حرف‌هاي تكراري فرمودند كه ما اگر پولي هم بدهيم به كارگردان‌هاي صاحب نام پرداخت مي‌كنيم. البته من براي خودم آنجا نرفته بودم و براي دوست كارگردان اولي خدمت ايشان رسيده بوديم. من به آقاي بنيانيان گفتم امثال آقاي مجيدي و يا حاتمي‌كيا كه از استادان من هستند، جلوي هر سوپر ماركتي و يا اداره‌اي بروند به آن‌ها پول براي ساخت فيلم مي‌دهند، اما شما پولي را كه به يكي از آن‌ها مي‌دهيد، صرف ساخت فيلم براي 10 فيلمساز اول مي‌شود. اگر از ميان اين ده فيلمساز، دو تا فيلمساز خوب تحويل سينماي ايران بدهيد، شما رسالت خود را انجام داده‌ايد، در غير اين صورت بايد به خدا جوابگو باشيد.
چرا راه دور برويم. خود من حدود سه سال اسير پشت در اتاق مسئولين محترم ارشاد وقت بودم و چون باج ندادم و راضي نبودم به هر قيمتي فيلم خود را بسازم و با وجود حدود‌ بيست سال تجربه فيلمسازي در زمينه‌هاي داستاني، مستند و حتي انيميشن با اين حال چون به جايي وصل نبودم و يك فيلمساز مستقل بوده و تنها نگاهم به خداي يگانه بود، با صبر و تحمل ناملايمات با حمايت تهيه‌كننده‌اي خصوصي، در نهايت با همراهي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي با 35 درصد كمك مالي توانستم فيلم خود را بسازم. همه تلاشم را كردم تا فيلمي شريف و با آبرو و با تكنيك روز جهان را به تصوير بكشم، چي شد. بعد از ساخت در جشنواره فيلم فجر حق من را خوردند و فيلم من را از بخش سينماي ملي خارج كردند و فيلم ديگري را جايگزين آن كردند و آن فيلم هم با آبروريزي كنار گذاشته شد. اصلا جشنواره‌هاي ما چون همه دولتي هستند، جايي براي فيلم‌هاي من و امثال من وجود ندارد. هر يك از جشنواره‌ها جرياني را دنبال مي‌كنند، دنبال اين هستند كه كي با آن‌هاست و كي سر سفره شبانه آن‌ها مي‌نشيند.
فيلم‌ها نه به خاطر شايستگي و زيبايي تكنيك و مضمون زيبا، بلكه به خاطر تيتراژ و نام دوستان انتخاب و جايزه مي‌گيرند. اين را بي‌عدالتي مي‌گويند، حالا آقاي محترم شما ناراحتيد كه چرا با هفت ميليارد تومان فيلمي و يا سريالي ارزان ساخته‌ايد و فلاني چهل ميليارد گرفته سريالش را ساخته است. دوست عزيز اگر عدالت در فرهنگ و هنر ما وجود داشت، مطمئن باشيد شما هم بايد مي‌رفتيد داخل صف مي‌ايستاديد. دو سال است فيلم اولم است فيلم اولم را كه قرباني نابرابر‌ي‌ها در امكانات، توليد، پخش و غيره شد، ساخته‌ام و عين اين دو سال با نفسم مبارزه كردم و هر فيلمي را نساختم. دنبالش هستم تا بتوانم فيلمي شريف‌تر از اولي و با آبروتر بسازم. مركز گسترش به فارابي و فارابي ما را به معاونت سينمايي پاس مي‌دهد، معاونت هم به دليل مشغله زياد كه مجبور است تمام تصميم‌گيري‌ها را خودش انجام دهد.
... چه بگويم كه ناگفتنش بهتر است، خلاصه سر كاريم و هيچ كس هم به درد دل ما گوش نمي‌دهد. مگر ما عمر نوح پيامبر را داريم. بعد شما ناراحتيد كه مثلا نهاد رياست جمهوري در زمان آقاي خاتمي و آقاي احمدي‌نژاد بيش از پانصد ميليون تومان به ما كمك نكردند. خوب به جاي آن‌ها آقاي ضرغامي اين محبت را كردند تا شما سريال هفت ميلياردي را بسازيد. آن زمان با اين پول بيش‌تر از 30 فيلم سينمايي مي‌توانستيم بسازيم، پس پول ناچيزي نبوده كه خيلي راحت از كنار آن بگذريم و چهل ميليارد هم خيلي زياد است. به هر حال براي ساخت سريال‌هاي عظيم و دهان پر كن بايد هزينه گزاف هم داد ولي حرام و حلال كردن بيت‌المال جواب دارد و آن هم به خداوند يگانه. اميدوارم نيت دوستان همه درست باشد و حرام و حلال نكرده باشند، من و امثال من و محمدرضا گلزار و هديه‌تهراني‌ها بعد از مرگمان همان نكير و منكر سراغمان مي‌آيند و از ما سؤال و جواب مي‌كنند، اما كساني كه حق را زير پا گذاشته و مسئوليتي داشته و از طريق ارتباطات حرام و حلال بيت‌المال را مرتكب شده‌اند، معتقدم مولايم علي (ع) و مالك اشتر سراغ آن‌ها مي‌آيند.
روي صحبتم به سمت استادم آقاي سلحشور عزيز است،‌ من براي شما به عنوان بزرگ‌تر و پيش‌كسوت و هنرمندي كه سعي دارد قصص قرآن را در كشور عزيزمان به تصوير بكشد، احترام قائل هستم، اما بياييد منصفانه قضاوت كنيد. گلزارها و تهراني‌ها فرزندان شما هستند، امكان دارد با شما هم‌فكر نبوده، اما آن‌ها در همين نظام رشد كرده‌اند و خود ما زمينه‌اي براي به دست آوردن آن دستمزدهاي زياد به وجود آورده‌ايم. وقتي فيلمي ساخته مي‌شود كه خود آن فيلم آن‌قدر جذاب نيست كه مردم را به سالن‌هاي سينما بياورند، بنابراين به نيروهاي كمكي احتياج داريم و اين ستاره‌ها چه بخواهيم چه نخواهيم، نيروهاي كمكي هستند و نمي‌توانيم آن‌ها را حذف كنيم و با تهمت و وصله، آن‌ها را از سينماي كشورشان دور كنيم.
آيا جايگزيني براي آن‌ها داريم؟ اگر هستند بهتر است شما معرفي كنيد و به ميدان بيايند، در غير اين صورت آن‌ها به راه خود ادامه مي‌دهند و شما هم بهتر است به عنوان يك مرد مؤمن و با خدا، هدايت‌كننده باشيد و به دنبال اين هم نباشيد كه از اين هزار ميليارد تومان سهم بيشتري به دست آوريد. به دنبال اين باشيد تا نظام قسط و عدالت لااقل در سينماي ما برقرار شود و شايستگي سالاري جايگزين رابطه و رانت گردد. اميدوارم اين دوست عزيز حرف‌هاي من را سياسي قلمداد نكند و كسي هم به من وصله ناجور نزدند، چون همه مي‌دانند من تنها در زماني قلم به دست مي‌گيرم كه واجب دانسته‌ام و هميشه خدا را در نظر دارم و جز خداي يگانه به هيچ كس هم وابسته نيستم و تاكنون هم با خانم هديه ‌تهراني و آقاي محمدرضا گلزار فيلمي كار نكرده‌ام و حتي پنج دقيقه هم با آن‌ها صحبت نبوده‌ام و در فكر فيلمي هم نيستم از آن‌ها استفاده كنم، چون از پس دستمزد اين عزيزان برنمي‌آيم و اميدوارم تا زنده هستم از آن‌ها در فيلم‌هايم به خاطر جذب تماشاگر استفاده نكنم و اگر زماني افتخار همكاري با اين عزيزان را داشتم، زماني باشد كه فكر كنم آن‌ها آنقدر هنر بازيگري دارند كه به خاطر آن هنر، مردم را به سينما بكشند و نه به خاطر تيپ و جذابيت‌هاي فاني. ----------------------------------------- نويسنده: نادر طريقت نويسنده، محقق و كارگردان سينما ----------------------------------------- انتهاي پيام/ا
14:00 - 18 تیر 1390

0 بازدید




1 پاسخ