قطع‌نامه 479 نشان‌دهنده رضايت شوراي امنيت از تجاوز عراق عليه ايران بود

خبرگزاري فارس: اولين قطع‌نامه شوراي امنيت كه هفت روز پس از حمله عراق صادر گرديد نه اشاره‌اي به نقض تماميت ارضي ايران دارد، نه تجاوز عراق را محكوم كرده، نه پيشنهاد آتش‌بس داده و نه از نيروهاي متجاوز خواسته كه سرزمين‌هاي اشغالي را ترك كنند.
به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، تلاش‌هاي هشت ساله و مقاومت دليرانه و بي‌نظير مردم مسلمان ايران و ايثارگري و مجاهدت ‌حماسي جوانان كشور كه برگرفته از فرهنگ ناب اسلامي و حماسه جاودان عاشوراي حسيني در دفاع از دين و مملكت بود تا جايي ادامه پيدا كرد كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد طي قطعنامه 598 در ژوئيه 1987 به اتفاق آرا، خواستار توقف جنگ و آتش‌بس در جنگ تحميلي عراق عليه ايران شد. با اين وعده كه كميته بي‌طرفي جهت شناسايي و تعيين متجاوز تشكيل و خسارات عظيم جنگ تأمين گردد. مقامات عالي جمهوري اسلامي ايران اين بار نيز بر مجازات متجاوز تأكيد ورزيدند ولي در نهايت معلوم شد قدرت‌هاي بزرگ و حاميان بين‌المللي رژيم عراق هم‌چنان مانع اجراي عدالت بوده و براي حفظ دست‌نشاندگان خود از هيچ پوششي و بكار بردن هيچ ترفند و تهديدي فروگذاري نخواهند كرد. گذري به قطعنامه‌هاي صادره از سوي سازمان ملل در اين خصوص خود گوياي واقعيت‌هاي فراوان است. * اولين قطعنامه شوراي امنيت خواستار خودداري ايران از حمله به نيروهاي عراقي است اولين قطعنامه شوراي امنيت قطع‌نامه شماره 479، هفت روز پس از حمله عراق صادر گرديد كه به رغم اينكه تجاوز عراق با مفهوم قطعنامه مجمع عمومي درباره تعريف تجاوز (1974) كاملا انطباق داشت؛ بنابراين شوراي امنيت با صدور اين قطعنامه به مسئله تجاوز عراق به ديد اغماض نگريست.
اين قطعنامه نه اشاره‌اي به نقض تماميت ارضي ايران دارد و نه تجاوز عراق را محكوم كرده، نه پيشنهاد آتش‌بس داده و نه از نيروهاي متجاوز خواسته كه سرزمين‌هاي اشغالي را ترك كنند. اين قطعنامه تنها از ايران و عراق مي‌خواهد كه از استفاده بيشتر از زور خودداري نمايند در واقع مفهوم ديگر اين قطعنامه آن است كه نيروهاي متجاوز در مناطق اشغالي باقي بمانند و ايران از حمله به نيروهاي ارتش عراق براي باز پس گرفتن مناطق اشغالي خودداري ورزند. * پيشروي نيروهاي عراقي و سكوت 22 ماهه شوراي امنيت پس از صدور اين قطعنامه بي‌محتوا و جانبدارانه شوراي امنيت به مدت 22 ماه سكوت اختيار كرد و اين دقيقا همان ايامي است كه نيروهاي عراقي به پيشروي ادامه داده و مشغول تحكيم مواضع خود در مناطق تحت اشغال بودند تا پايان جنگ هفت قطعنامه ديگر توسط شوراي امنيت صادر گرديد كه در هيچ كدام از آنها رعايت حقوق حقه جمهوري اسلامي ايران به صورت كامل لحاظ نشده است. در عين حال جالب آن است كه هر يك از اين قطعنامه‌ها در مقطعي صادر مي‌شد كه رزمندگان مسلماني ايراني موفق به كسب پيروزي در يكي از جبهه‌هاي نبرد مي‌شدند و اين خود يكي از بارزترين نمونه‌هاي اقدامات جانبدارانه قدرت‌هاي حاكم بر جهان در طول جنگ نسبت به اشغالگر به حساب مي‌آيند. * قطع‌نامه 598 به بعضي از خواسته‌هاي ايران نزديك بود
پس از انجام عمليات‌هاي پيروزمندانه طريق‌القدس، فتح‌المبين، بيت‌المقدس و ديگر عمليات‌ها كه منجر به آزادي بخش‌هايي از سرزمين‌هاي اشغالي شد قطعنامه‌هايي صادر گرديد و بالاخره هشتمين قطعنامه شوراي امنيت در تاريخ 29 تير 1365 (20 ژوئيه 1987) صادر شد كه تا حدودي به بعضي از خواسته‌هاي ايران نزديك بوده و ضمن نكوهش آغازگر جنگ، كاربرد سلاح‌هاي شيميايي را مورد سرزنش قرار داده بود بدين‌ترتيب مواضع غيرعادلانه شوراي امنيت در خصوص جنگ تحميلي اندكي تعديل و به واقع‌بيني نزديك گرديده بود. داعيه اكثر رهبران و مقامات كوچك و بزرگ اين بود كه چون رژيم عراق قطعنامه 598 را پذيرفته و مرتبا اصرار به پذيرش آتش‌بس و قبول صلح دارد لذا اگر جمهوري اسلامي ايران قطعنامه مذكور را بپذيرد صلح و ثبات به منطقه بازگشته و سازمان ملل متحد ضامن اصول اين امر خواهد بود. رهبران ايران با توجه به نكات مزبور اگرچه مجازات و اجراي عدالت را حق قانوني و مشروع خود مي‌دانستند جهت هموار كردن راه به منظور برقراري صلح و آرامش و جلوگيري از خونريزي و وارد آمدن خسارات بيشتر و به اميد آنكه جامعه بين‌الملل به زودي متجاوز را شناسايي و محكوم خواهد ساخت قطعنامه 598 شوراي امنيت را پذيرفته و خواستار اجراي سريع يكايك بندهاي هشتگانه قطعنامه براساس طرح اجرايي دبيركل سازمان ملل متحد شدند. * يك روز پس از تصميم قطعنامه 598 ناوگان نظامي آمريكا در خليج فارس نمايان شد
جالب است دنيا بداند كه يك روز پس از تصميم قطعنامه مذكور كه در آن ساير كشورها به خويشتنداري از هرگونه اقدام براي گسترش بيشتر مناقشه فراخوانده شده‌اند آمريكا به بهانه حمايت از كشتي‌هاي كويتي ناوگان نظامي خود را به خليج فارس روانه كرد و در حمايت از عراق و براي جلوگيري از برتري نسبي آن در جنگ خليج فارس وارد عمل شد. البته آمريكايي‌ها در مراحل مختلف جنگ و از طرق گوناگون اطلاعاتي و تسليحاتي كمك‌هاي موثري به عراقي‌ها نموده بودند به طوري كه فرضا همزمان با سقوط فاو به سكوهاي نفتي ايران حمله كرده‌اند و از همه مهم‌تر و افشاگرانه‌تر اينكه در سال 1367 با سرنگون‌ كردن هواپيماهاي مسافربري ايران به جنگ ابعاد فاجعه‌آميزتري داده‌اند. روزنامه واشنگتن‌پست طي مقاله‌اي نوشت: «مقامات آمريكايي سه پديده خرد كننده را درباره جمهوري اسلامي برمي‌شمرند كه به گمان آنان اثرات سهمگين در روحيه ايرانيان در جبهه‌ها و زوال فكري در تهران به جاي گذاشته است. نخستين پديده، جنگ شهرها. پديده دوم، استفاده فزاينده و موفقيت‌آميز عراق از جنگ‌افزارهاي شيميايي و پديده سوم، سياست دوشاخه آمريكا شامل فشارهاي ديپلماتيك به تهران همزمان با حمايت نظامي از همسايگان ايران». همين حمايت‌ها بود كه زمينه‌هاي تعريض ميدان نبرد را براي عراقي‌ها فراهم آورد و سبب بروز بحران در خليج فارس گرديد. * حمله به نفت‌كش‌ها طراحي جديد عراقي‌ها براي ايجاد جبهه جديد در جنگ
اولين حمله رژيم عراق به تاسيسات نفتي خليج فارس در تاريخ 8 بهمن 1361 صورت گرفت كه طي آن ميدان نفتي نوروز مورد اصابت موشك دشمن قرار گرفت و پس از آن تعداد ديگري از سكوهاي نفتي ايران مورد حملات نظاميان عراقي وارد شد كه ضمن خسارات مالي و جاني آلودگي محيط زيست بخش قابل توجهي از آب‌هاي خليج فارس را سبب گرديد. ممنوعيت آلوده ساختن محيط زيست در اصول عرفي حقوقي بين‌الملل عمومي و هم‌چنين در قوانين مربوط به حمايت حقوق معنوي و انساني در جنگ به ويژه در مواد 55 و 56 پروتكل 1977 الحاقي به قرارداد 1944 ژنو راجع به حمايت از قربانيان جنگ مورد تاكيد قرار گرفته است. حمله به كشتي‌هاي تجاري دول‌ بي‌طرف در آب‌هاي بين‌المللي توسط رژيم عراق از ديگر اقداماتي است كه ارتش عراق پس از شكست در جبهه‌هاي نبرد و عدم توانايي در مقابله با نيروهاي ايران از فوريه 1984 به آن مبادرت ورزيد. هدف اصلي عراق از اين اقدام قطع جريان صدور نفت و اعمال فشار اقتصادي به ايران و هم‌چنين قطع راه‌هاي دريايي و ارتباطي ايران بود. تحقيقات به عمل آمده بيانگر آن است كه رژيم عراق پس از عمليات پيروزمندانه بيت‌المقدس و احساس ناتواني در مقابله با رويارويي با رزمندگان ايراني در جبهه‌هاي نبرد برنامه‌ريزي‌هاي وسيعي را در گشودن جبهه‌اي جديد در منطقه خليج فارس و حمله به كشتي‌هاي تجاري و نفت‌كش‌ها طراحي نمود.
وزير نفت اين رژيم در مصاحبه با روزنامه كويتي الانبا در مورخ 15 اسفند سال 1363 اظهار داشت: «عراق هم‌چنان به نفت‌كش‌هايي كه به بنادر ايران نزديك مي‌شوند حمله خواهد كرد». مقامات ايراني نيز به ناچار اعلام كردند كه چنانچه عراق منابع صدور نفت و ترمينال خارك را مورد حمله قرار دهد ايران نيز رفت و آمد كشتي‌ها را در خليج فارس ناامن خواهد كرد. * دو سوم حملات شكل گرفته در خليج فارس مربوط به عراق بوده است حمله به نفت‌كش‌ها در سال 1363 به دفعات انجام پذيرفت به طوري كه بر حسب آمار از تاريخ 16 مهر 1363تا 21 تير 1364 در حدود 53 حمله هدف به ثبت رسيده است و در طول جنگ هشت ساله بيش از 540 فروند كشتي در خليج فارس مورد هدف قرار گرفت كه دوسوم حملات از سوي عراق بوده است. اگر به اين تعداد حدود يكصد فروند كشتي محاصره شده در اروند رود را نيز اضافه كنيم كه با شروع جنگ نتوانسته‌اند از اين آبراه خارج شوند آثار سوء اين مسئله بيشتر نمايان مي‌شود. ايران در امر مقابله به مثل هم‌چنان مدتي ديگر نيز تامل نمود و تلاش كرد تا شايد مجامع جهاني عراق را از اين جنايت باز دارند ولي نه تنها اين چنين نشد بلكه بعضي كشورها به خصوص اروپايي‌ها با سرازير كردن امكانات خود به سوي عراق و در اختيار قرار دادن هواپيماهاي سوپراتاندارد ميراژ و موشك‌هاي اگزوسه در آتش جنگ نفت‌كش‌ها افزودند تنها در ارديبهشت سال 1363 بود كه اولين اقدام مقابله به مثل جمهوري اسلامي ايران با هدف فروكش نمودن جنگ نفت‌كش‌ها انجام گرفت.
گري‌سيك مشاور كارتر مي‌گويد: «عامل عمده ادامه جنگ از جانب ايران صدور نفت توسط اين كشور است و تا موقعي كه از ايران نفت صادر مي‌شود، جنگ ادامه خواهد داشت. بنابراين بايد جريان صدور نفت ايران را قطع كرد». مي‌توان اذعان داشت كه آتش‌افروزي عراق در گستره وسيعي شامل زمين، دريا و هوا اعم از جبهه‌هاي نبرد، اماكن مسكوني و اقتصادي و آثار باستاني، هواپيماهاي جنگي و مسافربري، كشتي‌هاي حمل كالا و يا ناوگانهاي نظامي، چه مربوط به كشورهاي متخاصم و يا ديگران، همه و همه را در برگرفت. ‌انتهاي پيام/و
14:59 - 11 مهر 1389

0 بازدید



1 پاسخ