علم منطق با الهام از قرآن تحول‌پذير است

خبرگزاري فارس: عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي با تأكيد بر ضرورت بازنگري در مباني منطق و معرفت‌شناسي نيم قرن اخير گفت: بايد با استفاده از مباني قرآني، متد، معرفت‌شناسي و منطق خود را تحول بخشيم.
سيديحيي يثربي، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي در گفت‌وگو با خبرنگار آيين و انديشه فارس با انتقاد از كتاب‌هاي منطق نگارش شده در نيم قرن اخير در كشور گفت: كتبي كه در چند دهه اخير توسط اساتيد ايراني نوشته شده است و در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود، بر اساس منطق يوناني بوده و از كارآيي لازم برخوردار نيست. * علم منطق فعلي از كارآيي لازم برخوردار نيست يثربي اظهار داشت: متأسفانه در نيم قرن اخير به «منطق» و «فلسفه» كه اصول آنها بر بنيادهاي يوناني استوار است، عنوان «اسلامي» اطلاق كرده‌ايم؛ در صورتي كه اين چنين نيست. تصور مي‌كنيم كه فلسفه ملاصدرا و ابن‌سينا، فلسفه اسلام است؛ در صورتي كه در هيچ يك از آثار اين بزرگان، فلسفه و منطق، عنوان و قيد اسلامي ندارد. يثربي در خصوص تلاش فيلسوفان ايراني در راستاي پذيرش علوم يوناني از سوي دين اسلام گفت: فيلسوفان قديم تلاش كرده‌اند كه علماي دين با تدريس علومي كه از ديگران دريافت كرده‌اند، مخالفت نكنند، اما متأسفانه در قرن 20 و 21 سعي بر رنگ‌بخشي اسلامي به علوم منطق و فلسفه داشته‌ايم كه اين علوم، بازخواني و نقد تقريباً ناكارآمدي از علوم يونان هستند.
وي در پاسخ به اين سئوال كه به كار بردن قيد اسلامي براي منطق و فلسفه به زيان اسلام است و يا به ضرر اين علوم تمام مي‌شود، گفت: اين علوم منطق و معرفت‌شناسي، خدشه‌اي به اسلام وارد نمي‌كند، اما اگر در اين شيوه توقف كنيم، نمي‌توانيم جهش فكري مناسبي داشته باشيم. غرب، چهار قرن پيش منطق يوناني را نقد و براي خود راهي جديد باز كرد، اما ما همچنان خود را در چارچوب معرفت‌شناسي منسوخ نگه داشته‌ايم. يثربي با تأكيد بر عدم كارآيي علم منطق فعلي كه در كشور رواج دارد، گفت: بايد اين منطق را نقد كنيم و با الهام از قرآن ـ و نه متون يوناني ـ متد جديدي را جايگزين شيوه فعلي كنيم. * مفاهيم منطق قديم در علوم جديد جايگاهي ندارد در ادامه اين گفت‌وگو، يثربي با انتقاد از مباني كتاب‌هاي منطق گفت: نيمي از اين كتاب‌ها مربوط به تعاريف است. منطق دو فصل اساسي دارد كه شامل «حد» و «برهان» است. حد، همان تعاريف است. ما تعريف را بر «جنس» و «فصل» استوار كرده‌ايم و اين دو، برگرفته از «ماده» و «صورت» يوناني هستند. وي با بيان اينكه در حال حاضر، «جنس» و «فصل» در علوم طبيعي كاربردي ندارند، ابراز داشت: با مفاهيمي همچون جنس و فصل نمي‌توان شيء يا حيواني را تصوير كرد. به عنوان مثال، اگر كسي تصوري از «اسب» نداشته باشد، نمي‌تواند از تعريف «حيوان شيهه‌كش» شناختي نسبت به اسب حاصل كند. همچنين آب را نبايد با جنس و فصل تعريف كرد، چرا كه امروز همگان مي‌دانند كه آب مايعي روان است و از تركيب شيميايي اكسيژن و هيدروژن حاصل مي‌شود.
نويسنده كتاب «فلسفه عرفان» اظهار داشت: ارسطوييان و مشائيان، ماده و صورت را به خاطر آن مي‌پذيرفتند كه وجود جزء بر جسم را محال مي‌دانستند، اما امروزه همگان مي‌دانند كه جسم داراي اجزا است. هنگامي كه يك ليوان آب را در دو فنجان مي‌ريزيم، اين اتفاق از نظر يونانيان قابل تفسير نيست، چون آنها جزء را نمي‌پذيرند. ارسطوييان براي توجيه اين اتفاق آب را ماده‌اي بدون صورت در نظر مي‌گرفتند و مي‌گفتند هنگامي كه آب را در دو ظرف ديگر مي‌ريزيم، صورت جديدي پيدا مي‌كند، اما علم امروزه به سادگي اين موضوع را پاسخ مي‌دهد و هنگامي كه آب، تحت فشار قرار مي‌گيرد، چينش مولكول‌ها شكل جديدي ايجاد مي‌كند. يثربي با تأكيد بر اينكه امروزه، قسمت عمده‌اي از منطق ارسطوي كاربرد ندارد، افزود: منطق ارسطويي، افلاطون‌محور و گمراه كننده است، چرا كه در حال حاضر، حقيقت مواد توسط بشر كشف شده است. اين موضوع حتي بر خلاف قرآن نيز هست. در حال حاضر، بايد انسان به معناي واقعي انسان را بشناسيم و تعريف «حيوان ناطق»، معرفت و شناختي از انسان به ما نمي‌دهد. * منطق ارسطويي با آموزه‌هاي قرآن هم‌خواني ندارد سيد يحيي يثربي در پاسخ به اين سئوال كه آيا دستيابي به تعاريف منطقي از طريق «قرآن» امكان‌پذير است، گفت: قرآن به عنوان دست دراز شده خداوند به سوي بشر است. قرآن حاوي رهنمودهاي بسياري است و به اين سئوال در مقاله «نقد منطق» كه در مجله «نقد و نظر» منتشر شده است، پاسخ گفته‌ام.
اين نويسنده آثار فلسفي با انتقاد از خط قرمزهاي واهي كه نقد منطق ارسطويي را بر نمي‌پذيرد، گفت: با استفاده از قرآن و مفاهيم متعالي آن، با منطق ارسطويي برخورد كرده‌ايم، بنابراين مشكل اصلي، ذهنيت جديد حاكم بر مديريت است كه مانع از پيشرفت مي‌شود. يثربي در پايان با بيان اينكه ذهن يك حكيم به جزئيات نمي‌پردازد و تنها كليات را مي‌بيند، تصريح كرد: قرآن، انسان را به مشاهده و تجربه فرا مي‌خواند، اما ما تحت تأثير عقايد افلاطون، تجربه را بد مي‌پنداريم. انتهاي پيام/ح
09:24 - 29 فروردین 1389

2 بازدید




1 پاسخ