«زم‌هرير»؛ فيلمي ضد جنگ و ضد سينما

خبرگزاري فارس: «زم‌هرير» را نمي‌توانيم سينما بناميم. اگر هم ذهنيت كارگردان اين بوده كه نسخه‌اي مقابل «اخراجي‌ها» روانه پرده سينما كند، كاملا در اشتباه است چرا كه آن فيلم از ابتدا تكليف خود را با مخاطب روشن مي‌كند، اما روايت «زم‌هرير» صادقانه پيش نمي‌رود.
«زم‌هرير» عنوان دومين فيلم علي روئين‌تن در سمت كارگردان است. اين فيلم كه سعي دارد روايتي ديگر از جنگ و زندگي آدم‌هاي پس از جنگ را به تصوير بكشد، در سكانس ابتدايي تا حدودي به هدف خود نزديك ميشود. شروعي خوب و به قول يكي از كاراكترهاي فيلم انقلابي! اگر چه بازي‌هاي بد و دكوپاژ ضعيف همين سكانس را نيز تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد. پس از پايان سكانس اول، فصل ديگري براي فيلم رقم مي‌خورد و آن داستان تكراري فيلمساز آرمان‌گرا و مبارزه با مديران فرهنگي (كه معمولا در اين فضاها ابله نشان داده مي‌شوند!) به شوخي نه چندان دلچسبي بدل مي‌شود كه كاملا سكانس افتتاحيه را زير سئوال مي‌برد. داستان با مطرح كردن سئوالي مي‌خواهد مخاطب را به دنبال خود بكشاند و آن وصيتنامه پدري است كه دختر خود را ترغيب به رفتن نزد كسي مي‌كند كه در جنگ فرمانده بوده و در حال حاظر وانمود مي‌كند كه ديوانه شده است.
نويسنده «زم‌هرير» پس از كشاندن مخاطب خود براي معرفي شخصيت‌هاي داستانش از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرد و سعي مي‌كند تا «سيدعلي» را به عنوان شخصيت اصلي معرفي كند. مخاطب كه كنجكاوانه با دختر قصه براي پيدا كردن سيدعلي همراه مي‌شود با تدبير كارگردان نه تنها دختر را گم مي‌كند بلكه با كاراكتري ديگر روبرو مي‌شود كه ثبات شخصيتي ندارد و دليل ورودش به قصه و رابطه‌اي كه دختر را ترغيب به پيدا كردن او بكند، تا پايان فيلم كشف نمي‌شود. روئين‌تن عجولانه سعي دارد تا پايان فيلم شخصيت‌هاي متعددي را معرفي كند و نه تنها خود نيز در معرفي كردن عاجز مي‌ماند بلكه روال قصه و منطق داستاني‌اش را نيز از دست مي‌دهد. فيلمنامه «زم‌هرير» از پايه، درست بنا نشده است و ضعف زيادي به‌لحاظ قصه‌گويي، شخصيت‌پردازي و از همه مهم‌تر صداقت در روايت دارد. عدم توانايي در ساخت چنين فيلمي، نشان مي‌دهد حضور بازيگران مطرح نيز اين بار كمكي به فيلم نكرده است. از همان ابتدا و با آمدن نيروهاي امنيتي، مشكل در هدايت بازيگران نمايان مي‌شود و هر چه فيلم جلوتر مي‌رود [به ويژه در سكانس‌هاي جنگي] متوجه مي‌شويم كه كارگردان در هدايت صحنه كاملا وا داده است.
آقاي روئين تن حتما" تصديق مي‌فرمايند كه كاركترهاي فيلم‌شان در قالب رزمندگان [اعم از لات بي سروپايي كه آمده تا خون پدر شهيدش پايمال نشود و مشروب خوري كه ظاهرا" به جبهه آمده ترك كند، تا دكتر هسته‌اي كه حتما" در آن سال‌ها آنقدر زياد بوده‌اند كه جايشان در جبهه‌ها خالي بوده] در سكانسي كه با لباس غواصي در آب براي عمليات پيش مي‌روند، در آن ميانه بي‌سرپرست و بي‌برنامه هر كاري دل‌شان مي‌خواهد مي‌كنند به جز بازي! در اين فصل، براي ايجاد درام در قصه نياز بود حتما" برادركشي راه بيفتد؟ تكليف «حاج مريم» قصه هم روشن نيست ظاهرا" فرماندهان ما خواب بوده‌اند. شايد هم جنگي كه روئين‌تن به راه انداخته، جنگ ديگري است! جنگي كه در آن فقط اسلحه ناموس رزمنده نيست، بلكه حاج مريم كه سلام بر او باد نيز در آنجا فيض مي‌برده است! بگذريم! فيلمنامه فقير و كارگرداني ضعيف‌تر «زم‌هرير»، مزيد بر علت است تا آن را سينما ندانيم و اگر هم ذهنيت كارگردان اين بوده كه نسخه‌اي مقابل فيلم «اخراجي‌ها» روانه پرده سينما كند، كاملا در اشتباه است، چرا كه آن فيلم از ابتدا تكليف خود را با مخاطب روشن مي‌كند و صادقانه قصه خود را روايت مي‌كند؛ اما روايت «زم‌هرير» صادقانه پيش نمي‌رود و تنها نقطه قوت‌اش، حضور بازيگراني است كه حضور آنان نيز جاي تأمل دارد. نويسنده: امير افشارفتوحي انتهاي پيام/ا
00:03 - 10 بهمن 1388

0 بازدید




1 پاسخ