نبايد با حذف هزليات سعدي بخشي از متون ادبي خود را از بين ببريم
خبرگزاري فارس:يدالله جلالي پندري با انتقاد از استدلال فروغي و يغمايي مبني بر پاك كردن ديوان سعدي از هزليات گفت: نبايد با اين استدلال نادرست بخشي از متون ادبي خود را حذف كنيم تا اينگونه به دانشجويان ادبيات فارسي القا شود كه سعدي هرگز لب به هزل نيالوده است.
به گزارش خبرنگار فارس، يدالله جلالي پندري استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه يزد در دستگفتارهاي سعدي ضمن مقايسه حديقه سنايي و بوستان سعدي گفت: حديقه نزديك به 80 سال پيش از بوستان سروده شده است درباره بوستان سال تأليف مشخص است و شاعر اشاره كرده كه اين كتاب را در سال 655 هـ ق سروده است اما در مورد حديقه سال تأليف روشن نيست و تنها براساس شواهد و قرائن برميآيد كه اين كتاب در اواخر عمر سنايي يعني در سالهاي 528 يا 529 هـ ق سروده شده است.
وي افزود: هر دوي اين آثار منظومه تأليمي هستند منتهي در بخشي از بابها اين دو منظومه تفاوتهايي دارند مثلا نام كتاب سعدي بوستان است كه البته برخي نام ديگر آن را سعدينامه خواندهاند اين داستان درباره حديقه نيز صادق است چرا كه در كنار آن برخي پژوهشگران نام فخرنامه نيز ذكر كردهاند.
جلالي در ادامه تصريح كرد: كل ابيات بوستان 4 هزار بيت است اما حديقه 10 هزار بيت دارد و اين قضيه تفاوت بين ايجاز و اطناب را به ذهن متبادر ميسازد اما اين كه سنايي و سعدي چه اندازه طرفدار ايجاز و چه اندازه طرفدار اطناب بودند بايد درباره آنها پژوهش صورت گيرد.
استان دانشگاه يزد در ادامه اظهار داشت: بوستان بر وزن شاهنامه يعني بحر متقارب سروده شده است اگرچه وزن شاهنامه مناسب منظومههاي حماسي اما تغيير لحن سعدي و شكل نصيحت و اندرزگويي او موجب شده تا بوستان لحن شاهنامه را به ذهن مخاطب القا نكند.
وي ادامه داد: سنايي برخلاف سعدي بحر خفيف را به كار گرفته است و اين وزن كه او به آن علاقه دارد نه تنها در حديقه بلكه در غزليات او نيز به كار رفته است.
جلالي سپس به مقايسه بابهاي بوستان و حديقه پرداخت گفت: سعدي بوستان را در ده باب سروده است گو اين ده باب را بعد از حمد و ثناي خداوند پيام (ص) و ياران وي و مدح ممدوح خود يعني سعدبن اتابك زندي آورده است در حالي كه در حديقه قضيه برعكس شده يعني سنايي پس از ستايش و حمد خدا به موضوعات ديگر پرداخته و در نهايت در باب دهم كه آخرين باب كتاب اوست به مدح ممدوح يعني بهرامشاه پرداخته است و بايد پژوهش شود كه تدبير سعدي مؤثر بوده يا سنايي؟
مصحح غزليات سنايي افزود: سعدي پس از مدح ممدوح خود در باب اول به عدل و تدبير و رأي پادشاهان ميپردازد. اتصال ستايش او از سعدبن اتابك زندي به باب عدل بيحكمت نيست چون در اين باب حكمرانان را به عدل و رايزني با مشاوران توصيه ميكند. اين نكته در حديقه نيز ديده ميشود چرا كه سنايي در باب پاياني كتاب خود ضمن ستايش بهرامشاه كه نزديك به 500 بيت است همان كاري را ميكند كه سعدي در باب عدل انجام داده و ممدوح خود را به عدل و راي دعوت ميكند.
وي همچنين به ديگر شباهاتهاي ميان اين دو اثر اشاره و خاطرنشان كرد: سعدي و سنايي هر دو در آغاز منظومههاي خود انگيزه تأليف كتاب را ارمغاني براي دوستان توصيف ميكند.
جلالي ديگر شباهتهاي ميان بوستان و حديقه را مفاخرههاي هر دو شاعر خواند و متذكر شد: سعدي و سنايي در منظومههاي خود مباحث زيادي را درباره تواضع بيان ميكند اما جالب است كه آنها در مفاخرههاي خود عنوان ميكنند مطلبي كه در حكايتها بيان كردهاند هيچ كسي آنها را نياورده است.
اين پژوهشگر ادبي در ادامه عنوان كرد: يكي از كارهايي كه سعدي انجام داده و شعر او با شعر عنصري و فرخي سيستاني تفاوت داشته باشد قرار دادن نصيحت بر داخل مدحويات است. در آن روزگار نصيحت كردن پادشاهان نوعي احساس برتري عقلاني شاعر نسبت به شاهان به شمار ميآمده است. اين مطلب درباره حديقه نيز صادق است چرا كه در ستايشهاي سنايي از بهرام شاه نيز اينگونه نصحيتها ديده ميشود.
وي اضافه كرد: در واقع خود سنايي نيز در گروه شاعران مداح قرار ميگيرد و مشكلي كه او با خود دارد همين است كه گاهي از بيرون به مداحيهايش مينگرد و ميبيند كه جايگاهش در دربار شاه نيست اينجاست كه آن دوگانگيها كه شفيعي كدكني در كتاب تازيانه سلوك مينويسد سنايي گاهي شاعري مديحهپرداز است. آن دوگانگيها ظاهر ميشود كه شفيعي كدكني در كتاب تازيانه سلوك درباره آن مينويسد سنايي گاهي شاعري مديحهپرداز است و گاهي منتقدي كه از بيرون به مداحيهاي خود انتقاد ميكند.
جلالي سپس با اشاره به مضامين بنايي در بوستان و حديقه تصريح كرد: كاري كه سعدي و سنايي همچون فردوسي انجام دادند قرار دادن مضامين بنايي در داخل بوستان و حديقه است. فردوسي در بخش داستان زال و رودابه به مضامين عشقانه را در داخل منظومه حماسي ميآورد و سنايي و سعدي نيز موضوع عشق را در كتابهاي خود مطرح ميكند اما تفاوت ميان اين دو شاعر در اين است كه عاشقانههاي سنايي درباره عشق الهي است اما در مضامين عشقي بوستان عشق زميني نيز ديده ميشود و حتي سعدي خودش را در داخل اين عشق زميني قرار ميدهد.
مصحح غزليات سعدي در ادامه گفت: سنايي در حكايتهايش تنها رواي است اما سعدي علاوه بر رواي بودن خودش نيز تجربههاي عاشقانه داشته است كه البته سندهاي قطعي در اين باره وجود ندارد و ما ناگزير هستيم صرفاً براساس شواهدي كه خود او در شعرش بيان كرده اينگونه قضاوت كنيم.
وي در ادامه متذكر شد: حكايتهاي سعدي غالباً مبتني بر گفتوگو است به اين معني كه رواي وارد داستان ميشود و حكايت را كه بيشتر جنبه تمثيلي دارد روايت ميكند و از داستان خارج ميشود و پس از آن شاعر شروع ميكند به پند و اندرز دادن اما صبر و حوصله سنايي در اين قضيه بسيار كمتر از سعدي است چون او حكايت را زود به پايان ميرساند و شروع ميكند به نصحيت كردن كه ما امروز اين نوع ادبي را شعارگونه ميخوانيم.
جلالي سپس به شباهاتهاي بين حكايتهاي بوستان و حديقه اشاره كرد و افزود: اين دو شاعر در حكايتهاي خود اجتماع زمان خود را نقد ميكنند مثلاً در داستان بين شحنه و قاضي و پيرمرد سعي ميكند با استفاده از گفتوگوي ميان قهرمانان كه شيوه قدما براي ايجاد تنوع و پرهيز از توصيف بود مخاطب را به سمت حكايت خود جذب كند.
اين استاد دانشگاه به هزليات دو شاعر پرداخت و گفت: سنايي در مثنوي حديقه مرزي بين كلمات و مطرود و كلمات عادي قائل نشده است خيلي از كلمات در آثار او وجود دارد كه ما امروز از خواندن آنها در كلاس درس عاجز هستيم.
وي با طرح اين پرسش كه آيا در روزگار سنايي سخنان هزل او بيشتر از سخنان جد او تأثير داشته است، بيان داشت: آيا قدماي ما با زبان هزل كوشش ميكردند كه نصحيتهاي خود را بيان كنند؟ و آيا ما ميتوانيم با نگاه امروزي به ارزيابي متون ادبي كلاسيك برويم. ناصر خسرو نيز اين زبان هزل را درباره دشمنان خود به كار ميبرد به همين دليل شايد اين زبان آنگونه كه ما از آنها متنفريم براي مردمان گذشته بار منفي نداشته است. البته بايد اشاره كنيم سنايي اين هزليات خود را توجيه ميكند و با تشبيه هزل خود به اوباش و سخنان جد خود به آدم زيرك ميگويد كه مخاطب او اين هزلها را سخناني جد خواهد گرفت.
اين پژوهشگر ادبي در ادامه با بيان اين كه در بوستان سخن هزلآميز وجود ندارد اظهار داشت: مرحوم محمدعلي فروغي و مرحوم حبيب يغمايي ما را از هزليات سعدي برحذر ميداشتند استدلال آنها اين بود كه بايد ديوان سعدي را از هزليات پاك كرد آيا اين عمل امانتداري را زير سؤال نميبرد و آيا ميتوان با اين ستدلال درست بخشي از متون ادبي را از خواننده دريغ كنيم تا دانشجويان ما تصور كنند كه سعدي هرگز لب به هزل نيالوده است. روشن است كه اين استدلال خلاف واقعيت است چرا كه بخشي از كليات سعدي را خبثيات شامل ميشود كه كم از هزليات عبيد زاكاني ندارد.
اين استاد دانشگاه در پايان به مناجاتهاي سعدي و سنايي اشاره كرد و گفت: بخشي از بوستان و حديقه مناجات است اما نگاه سعدي در مناجات با نگاه سنايي تفاوتهايي دارد از جمله اين كه سنايي درخواست خودش را مستقيماً به خدا بيان نميكند بلكه از اهالي غزنه درخواست ميكند تا واسطه شوند و خواستههاي او را به خدا برسانند در حالي كه سعدي برعكس مستقيماً با خدا راز و نياز ميكنند.
انتهاي پيام/
21:12 - 20 آبان 1388