مادر شهيد: رسول را سر سفره ديدم كه سر در بدن نداشت
خبرگزاري فارس: مادر شهيد «رسولالله دمياد» ميگويد: همگي سر سفره نشسته بوديم كه من رسول را ديدم. سر سفره نشسته بود و سر در بدن نداشت. فرياد زدم «رسول داره غذا ميخوره. همينجا نشسته».
به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت خبرگزاري فارس، مادر شهيد«رسولالله دمياد» ميگويد: روزي همرزمان رسول به من خبر دادند كه رسول پيغام فرستاده كه امشب ميآيد و از من خواسته تا غذاي مورد علاقهاش را درست كنم.
وي ادامه ميدهد: من نيز همين كار را كردم و اقوام را نيز دعوت كردم. همه آمده بودند اما از رسول خبري نبود.
مادر شهيد رسول ميافزايد: خيلي نگران بودم اما كاري از دستم بر نميآمد. بالاخره تصميم گرفتيم سفره بيندازيم و اگر رسول آمد، جدا غذا بخورد.
وي اصافه ميكند: همگي سر سفره نشسته بودند كه من رسول را ديدم. سر سفره نشسته بود و سر در بدن نداشت. فرياد زدم «رسول داره غذا ميخوره. همينجا نشسته».
اين مادر شهيد ميگويد: همه گفتند خيالاتي شدي و چون در فكر رسول هستي اينطور به نظرت ميرسد ولي من رسولم را ميديدم كه سر سفره نشسته بود. سر در بدن نداشت و لقمههاي غذا را به سمت دهان خود فرو ميبرد.
وي اظهار ميدارد: خيلي منتظر شدم ولي آن شب نيامد، روز بعد به ما خبر دادند كه رسول به شهادت رسيده است. وقتي براي شناسايي رسول رفتم، سر در بدن نداشت.
انتهاي پيام/
13:08 - 7 مهر 1387