نويسندگاني كه خود را نسل پنجمي مينامند اثر شاخصي ندارند
خبرگزاري فارس: مهدي يزدانيخرم گفت: خيلي از نويسندگاني كه خود را نسل پنجمي مينامند، هنوز اثر شاخصي ندارند و به صورت پراكنده آثار خود را منتشر كردهاند.
مهدي يزدانيخرم -نويسنده و روزنامهنگار- در گفتوگو با خبرگزاري فارس، اظهار داشت: براي من تقسيمبندي نسلهاي مختلف نويسندگان به عنوان نويسنده اهميتي ندارد، بلكه اين موضوع به عنوان يك منتقد براي من مهم است. زيرا ما نيازمنديم كه نويسندگان را از جهات گوناگون تقسيمبندي كنيم تا بتوانيم درباره آنها صحبت كنيم. اين امر در تمامي دنيا متداول است.
نويسنده «به گزارش اداره هواشناسي: فردا اين خورشيد لعنتي...» افزود: اينكه نويسندگان جديد در سالهاي اخير به كافهنشيني روي آوردهاند يك مساله جديد نيست. در تاريخ ما فقط يك دوره است كه كافهنشيني وجود ندارد و آن هم در سالهاي دهه شصت و اوايل دهه هفتاد است، زيرا در آن دوره كافهاي وجود نداشت.
وي افزود: گرايش به كافهنشيني در سالهاي اخير يك برخورد نوستالژيك با كافهنشين دهههاي گذشته است و از دل آن ادبيات كافهاي بيرون نميآيد. كافهها اكنون مفهوم ابزاري دارند و حس نوستالژيك نويسنده را نسبت به نسلهاي پيشين ارضا ميكند.
يزدانيخرم درباره ادبيات كافهاي گفت: ادبيات كافهاي، ادبياتي است كه در دهه چهل مرسوم بوده است. اين ادبيات، ادبياتي است كه با محوريت يك يا دو كافه خاص مشكل ميگرفت و آن كافه به عنوان يك مكان روايي و داستاني وارد ادبيات ميشد و نويسنده به اين منظور به كافه ميرفت تا آدمهاي آن كافه را درك كند و بر اساس آنها داستان بنويسد. اما اكنون چنين ادبياتي مطرح نيست.
وي ادامه داد: هنوز خيلي زود است تا نام نسل پنجم را به نويسندگان جديد اطلاق كنيم. وقتي از نويسندگان نسل پيشين سخن ميگوئيم، همه آن نويسندگان به عنوان نويسنده تثبيت و پذيرفته شدهاند. بايد يك مدتي بگذرد تا بتوان براساس آثاري، نويسندگاني را طبق ويژگيهايي جزو يك نسل به شمار آورد.
اين منتقد ادبي در پايان گفت: اكنون حرف زدن از يك نسل جديد نويسندگان به نظر ميرسد احساسي باشد.
انتهاي پيام/ش
12:08 - 19 خرداد 1385