نخستين جلسه نقد شعر دفاع مقدس برگزار شد
خبرگزاري فارس: نخستين جلسه نقد شعر دفاع مقدس كه به بررسي مجموعه شعر «قطار انديمشك» و بزرگداشت شخصيت فرهنگي و ادبي سيدحسن حسيني اختصاص داشت، برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، نخستين جلسه نقد شعر دفاع مقدس كه به بررسي مجموعه شعر «قطار انديمشك» و بزرگداشت شخصيت فرهنگي و ادبي سيدحسن حسيني اختصاص داشت، برگزار شد.
در اين نشست كه پرويز بيگي حبيبآبادي به عنوان مجري حضور داشت، گفت: هر حركتي كه در اين زمينه انجام شود، اگر ثبت نشود نقش بر آب خواهدشد. بنابراين براي اين كه اينگونه نباشد بايد بر سنگ هم كه شده اين نشستها را حك كرد تا تمامي افرادي كه در اين منظومه هستند هميشه در مسير خود باشند و از منظومه شاعارن دفاع نقدس خارج نشوند.
وي با بيان اين مطلب كه اگرچه اين جمع از روزهاي آغازين دفاع مقدس در كنار هم بودهاند، ادامه داد: اما اميدوام كه اين محيط صميميتر و قديميتر شود.
ادامه اين مراسم با سخنان قاسم تجليل، استاد ادبيات دانشگاه تهران دنبال شد. وي در ابتداي سخنان خود به نقد همزمان آثار قزوه و سيدحسن حسيني اشاره كرد و گفت: اين دو مشتركاتي در آثارشان با هم دارند و هر يك منفرداتي را هم دنبال ميكنند.
وي ادامه داد: اگر در ادبيات بتوانيم سخن تازهاي بگوييم، اين سخن براي ما خلاقيت منظور ميشود؛ هم از نظر تازگي، بلندآوازگي، پيام و... اين دو شاعر هم در آثارشان توانستهاند ابداعاتي داشته باشند.
در ادامه برنامه، مجري از حميدرضا شكارسري خواست تا براي نقد مجموعه شعر «قطار انديمشك» در جايگاه قرار گيرد. وي در ابتدا به به انتقاد از كساني پرداخت كه بر اين باورند، دوره سرايش شعر جنگ به پايان رسيده است. شكارسري در اين خصوص گفت: شعر دفاع مقدس با شعر دفاع مقدس آغاز شده است. شاعر داراي مسؤوليتهاي مختلفي در بخشهاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي خود است و در بحبوحه هر حادثه و نقطه جوش هر حادثه سياسي، بيشترين توجه را به هر حركتي دارد.
وي افزود: به نظر ميرسد ما در وضعيتهاي بحراني با مرحلهاي از آخرين آثار ادبي رو به رو هستيم كه بهتر است آن را مرحله تعليقي بناميم. اما همانند تابلويي كه از دوردست ميتوان به راحتي به آن احاطه داشت، هر چه قدر از آن دور ميشويم، اشراف بيشتري به آن پيدا خواهيم كرد.
شكارسري تاكيد كرد: بنابراين آثار آتي داراي عمق و اعتبار بيشتري خواهند بود. مجموعه «قطار انديمشك» هم آيينه تمامنمايي از اين بحث است، همانطور كه مجموعه آثار آقاي حسيني اين مهم را دنبال ميكند. سيدحسن حسيني در آن زمان حساس ميگويد: «مادرم ميروم كه اينك كربلا ميخواندم» و... كه در مجموعه «همصدا با حلق اسماعيل خواندهايم» اما در سالهاي بعد اين عمق بيشتر شده و در اشعار حسيني وضوح تصاوير كم ميشود. در اين زمان است كه معناها بيشتر به تاخير ميافتد و گونهاي گرايش به تكنيك در آثار شاعر ديده ميشود.
وي با بيان اين مطلب كه در اشعار آقاي قزوه، رگههايي از شعر فروغ فرخزاد، طاهره صفارزاده و هراتي ديده ميشود، تاكيد كرد: شاعر در مجموعه «قطار انديمشك» از تمامي جريانهايي كه در شعر روز اتفاق ميافتد استفاده كرده است. از مهمترين ويژگيهاي اين مجموعه هم روايتگر بودن قزوه است، به گونهاي كه حتي در غزل هم رگههايي از روايت را ميبينيم. رويكر مجدد به روايت در شعر، از دهه 7 از سر گرفته شد. انجام اين كار هم به دليل اين بود كه شاعر با مخاطبان بيشتري ارتباط برقرار كند. اما بايد دانست، مهم اين است كه اين اتفاق رخ نميدهد مگر اين كه از وجه استعاري كلمات بهره برد.
اين منتقد در نخستين نشست نقد مجموعه شعرهاي دفاع مقدس كه در سالن اجتماعات بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس برگزار شد، ادامه داد: ويژگي بعدي كه در اين مجموعه خودنمايي ميكند، ساختار شعرها است. ساختار از اين جهت كه آيا ميتوان تما شعرهاي «قطار انديمشك» را، شعرهاي قطار انديمشك ناميد؟ به نظر من در برخي از اين اشعار هر چيزي ميتوانسته به جاي قطار انديمشك قرار گيرد. چون اشعار بر يك حس نوستالژيك روان هستند و زمينه براي اين كار بسيار فراهم است، بهطوري كه در سه شعر آخر، اين ساختار به شدت مورد هجوم قرار ميگيرد و هيچ زمانبندي اينها را به هم وصل نميكند.
شكارسري در ادامه با بيان اين مطلب كه اعتراض در برخي از شعرهاياين مجموعه لحني خاص به خود گرفته است، يادآور شد: در شعرهاي شماره 25 و 26 از اين مجموعه كه به شطرنج اشاره دارد، اعتراضها، اعتراضهايي نو هستند و شاعر با تكنيك وارد عمل ميشود.
در ادامه اين نشست فيلمي از برگزاري 14 دوره كنگره سراسري شعر دفاع مقدس پخش شد كه در آن شاعراني چون قيصر امينپور، عبدالجبار كاكايي، عليرضا قزوه و... به شعرخواني ميپرداختند.
پس از پايان اين فيلم بيگيحبيبآبادي در جايگاه قرار گرفت و از مسؤولان بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس خواست تا فيلمهاي اين چهارده دوره را در ضبط شده در اختيار علاقمندان قرار دهند. پس از آن از اسماعيل اميني خواست تا براي نقد آخرين مجمومه شعر قزوه در جايگاه منتقدان قرار گيرد. اسماعيل اميني در ابتدا به انتقاد از شكارسري پرداخت و بيان داشت: اين شيوه نگاه كردن به آثار ادبي را خوش نميدانم. به نظرم در چگونگي نقد آثار ادبي هم سوءتفاهمهايي به وجود آمده كه منتقدان را به اين گونه نگاه كردن سوق داده است.
وي با بيان اين مطلب كه شرايط پديداري اثر، بايد اولين گزينه مورد توجه منتقد در نقد و بررسي آثار ادبي باشد، تصريح كرد: امروز براي ما خيلي ساده است كه بنشينيم شعرهاي دوره جنگ را با معيارهاي امروزي نقد كنيم و بگوييم كه اينها شعر نيستند. اين نكته بسيار مهم است كه مخاطبِ مفروض شعر چه كسي است؟ قرار بوده كه اين شعر را چه كسي بشنود؟
اميني ادامه داد: به عنوان مثال همين قطار انديمشك نمونه خوبي از اين جريان است. شعرهاي آغازين در دوره جنگ سروده شد و بنابراين زبان ملايم است و پيراستگي زبان شعري را ندارد. در اين بخش نمادها و نشانهها صريح است و موضوع هم عام. اين ممكن است به حساب دوره آغازين شاعر گذاشته شود، ولي اين طور نيست، چون در همان روزگار اگر آن را بخوانيم ميبينيم كه كارهاي خوبي سروده شده است.
اين شاعر طنزپرداز كشور با بيان اين مطلب كه تصويري از ساختار در ذهن منتقدان است كه معيارها را به هم ميريزد، افزود: اگر اينگونه بود و با تغيير نامي از يكشنبه به دوشنبه و... ساختار شعري به هم ميخورد، ميبايست شعر حافظ با اين همه تصحيحهايي كه بر آن شده است، به نابودي كشيده ميشد.
اميني با بيان اين مطلب كه بهرهبرداي اين گونه از قطار به وسيله قزوه جسارت ميخواهد، تاكيد كرد: اين جسارت در انتخاب نام قطار انديمشك ما را از فرش به عرش ميبرد.
وي در پايان به طنز در اشعار قزوه اشاره كرد و گفت: طنز در اشعار قزوه به وفور يافت ميشود، معمولا هم طنز ايشان طنزي ستيزهگر است. نوعي رجزخواني است براي آنهايي كه شاعر حضور آنها را خوش نميدارد.
انتهاي پيام/2
12:54 - 21 فروردین 1385