جعفري: در حوزه تئاتر خوابزده هستيم
خبرگزاري فارس: مجيد جعفري گفت: در حال حاضر هنرمندان نااميدترين نقطه زندگي را در حوزه تئاتر تجربه ميكنند، قومي هستيم كه خوابزده شده يا خود را به خوابزدگي زدهايم و گاهي چشمهايمان را باز كرده و هذيان ميگوييم.
به گزارش خبرگزاري فارس، نشست خبري نمايش «زكرياي رازي» نوشته عبدالحيشماسي و به كارگرداني مجيد جعفري در تالار وحدت برگزار شد.
مجيد جعفري در ابتداي نشست ضمن گلايه از رفتار مديران تالار وحدت بيان داشت: بنياد رودكي بر تئاتر برنامهريزي ندارد و اگر ميخواهد تنها روي موسيقي برنامهريزي كند مشكلي نيست. متاسفانه بنياد نه براي تئاتر و نه براي موسيقي برنامه دارد.
وي با عنوان اين مطلب كه ديگر كار نخواهم كرد، بيان داشت: ديگر جايي براي كار وجود ندارد، شايد به اندازه كافي فرهنگ داريم و ديگر نيازي به فعاليت در اين حوزه نداريم. بيخودي عمر تلف ميكنيم، چرا بايد وضعيت به گونهاي باشد كه من به تمام مسئولان فرهنگي با التماس و نامه بخواهم كه اجراي نمايش را ببينند.
جعفري ادامه داد: ديگر بريدهايم و عمرمان را به حرف زدن گذرانديم. هنرمندان با سرمايهگذاري ملت به درخت تناوري تبديل شدند اما در حال حاضر هنرمندان نااميدترين نقطه زندگي را تجربه ميكنند. همه خوابزدهاند يا خودشان را به خواب زدند. بايد بار و بنه را ببنديم و به جاي ديگر برويم كه هنر قيمت و ارزش داشته باشد.
وي افزود: اين قوم خوابزدهاند و فقط براي اثبات هستي گاهي چشمهايشان را باز كرده و هذيان ميگويند. زماني رسيده كه هنرمندان به جايي بروند كه امكان تاثيرگذاري باشد.
اين كارگردان سپس به نمايش «زكرياي رازي» اشاره كرد و شخصيت رازي را مصداق عيني عنوان كرد و يادآور شد: زكريا در آن دوران براي آن كه اثبات كند جالينوس عرب نيست، ايستادگي كرد و در ايران ماند و به سرنوشت بدي گرفتار شد، به طوري كه سنگ مزارش در ايران مشخص نيست، هنرمندان نيز اگر به اين سرنوشت گرفتار نشوند بايد كاري انجام دهند.
جعفري ادامه داد: تاسف ميخورم كه در اين 40 سال بهترين سالهاي زندگي را در تئاتر گذراندم و متاسفم كه گروهي را مجبور كردم تا به هنر نمايشي روي آورند. در اين مدت مرارتها كشيديم كه همه بينتيجه بود.
كارگردان نمايش «زكرياي رازي» با عنوان اين مطلب كه لازم است هنر را رها كنيم، بيان داشت: اميدوارم كساني كه در اول يا نيمه راه هستند شرايط بهتري به دست آورند. تئاتر، هنري نيست كه با يك دست گرفته شود.
وي تصريح كرد: مسئولان يا بايد هنر تئاتر را انكار كنند يا براي آن ارزش قائل شوند. تئاتر مركز تعليم و تعلم است، تئاتر مركز تاثير است اما سينما و تلويزيون اين گونه نيستند و جايي براي آموزش ندارند و اگر تئاتر نباشد، تلويزيون و سينما هنرمندي نخواهند داشت.تئاتر به هنرمند قوه خلاقه ميآموزد. گروهي كه ساليان سال تئاتر كار ميكردند در حال حاضر به سينما رفتند و حاضر به بازگشت در عرصه تئاتر نيستند.
وي با طرح اين پرسش كه چرا كسي حاضر به پرداخت بدهيهاي مركز هنرهاي نمايشي نيست، بيان داشت:همه بارها بر دوش تئاتريهاست و در مديريت نيز كسي حاضر به پذيرفتن كار نيست و در نهايت اين كار را يك تئاتري انجام ميدهد. در اين سالها حرف ميزنيم اما گوش شنوايي وجود ندارد. بايد متوليان ضرورت هنر را احساس كنند.
جعفري اظهار داشت: نسل من انقلاب كرد و اين انقلاب به خاطر رسيدن به چيزهايي بود، قبل از انقلاب شكنجه شده و زندان رفتيم اما باز هم به جايي نرسيديم و عمرمان را هدر داديم.
اين كارگردان به نمايش اشاره كرد و گفت: ايران داراي تاريخ چهار هزار ساله است كه دو هزار 500 سال آن به ثبت رسيده است. با اين تاريخ و قدمت چرا بايد پيشرو نباشيم. زكريا در ايران رنسانسي را پايهگذاري كرد كه در اروپا اين رنسانس 700 سال بعد اتفاق افتاد.كشف الكل يك انقلاب صنعتي بود كه كسي قدر و ارج آن را ندانست و امروز نيز قدر آن را نميدانيم.
وي خاطرنشان كرد:اگر در آن دوران دنباله تاريخ و تمدن را ميگرفتيم و نسلهاي خوبي را تربيت ميكرديم الان جايي ديگر بوديم. عقب افتاديم، در اروپا درسهاي زكرياي رازي داده ميشود اما ما كجاي كار هستيم. اگر راه بزرگان و فرهنگمان را دنبال ميكرديم امروز ميتوانستيم جهان را اداره كنيم و حرفي براي جهانيان داشتيم.
جعفري ادامه داد: امروزه دنبالهرو ديگران هستيم ، بچههاي ايراني ماهواره نگاه كرده و تربيت ميشوند، تربيتي كه آنان ميخواهند، سعي كرديم جلوي آنها را بگيريم اما نشد.اگر نجنبيم بيچاره ميشويم.
در ادامه صحبتهاي جعفري، شماسي نويسنده نمايشنامه نيز با عنوان اين مطلب كه مسئولان هيچ حمايتي نكرده و حتي سنگاندازي هم ميكنند، بيان داشت: اگر تاريخ نداشته باشيم در زمان حال گمشده و آينده را از دست ميدهيم.
وي ادامه داد: وقتي مشاهير بزرگ كشور را ديگر كشورها به يغما ميبرند، چه بايد كرد؟ زندگي بزرگان را روي صحنه مي آوريم تا مردم با اين بزرگان كشور كهن آشنا شوند اما هيچ بازخوردي ندارد. همه ميگويند «هملت» را ميشناسيم اما كسي زكرياي رازي را نميشناسند و اين جاي تاسف دارد. براي اين ملت متاسفم كه به دنبال مسئولان بيخبر و منتقدان دنبالهرو ميروند.
اين نمايشنامهنويس در ادامه درباره انتخاب «زكرياي رازي» براي نوشتن اشاره كرد و با عنوان اين مطلب كه زكريا را از دو وجه انتخاب كردم، بيان داشت: يكي از علل انتخاب زكرياي رازي هنرمند و متفكر بودن وي بوده و ديگر علت آن علم و طبابت رازي است.
وي سپس به عدم تبليغات و سكوت مسئولان در قبال نمايش اشاره كرد و گفت: از عملكرد مسئولان پرسشهاي زيادي مانده كه بيپاسخ است. چرا بايد بيلبوردهاي نمايش گم شود و چرا كسي به نمايش اهيمت نميدهد؟ نمايش يك اعتراض به بيحرمتي دانشمندان در طول تاريخ است.
عبدالحي شماسي گفت: فرهنگ براي دولت است و اگر فرهنگ ايران درست شود، زحمات دولت كمتر ميشود.
علي آيينهساز، مدير تالار وحدت نيز درباره وضعيت تالار وحدت بيان داشت: نبايد به هنر نگاه اقتصادي داشت و اگر تئاتر و موسيقي نيز به لحاظ گيشه موفق باشند، خوب است. تئاتر نسبت به موسيقي از نظر هزينه بالاست.
وي افزود: همه انتظار دارند كه كارهاي فاخر در تالار وحدت اجرا شود و اين در صورتي است كه تالار وحدت نيز در يك دوگانگيگير كرده و به لحاظ سياستگذاري ميان مركز هنرهاي نمايشي و بنياد رودكي ناهمگوني وجود دارد.
وي گفت: بنياد رودكي بدون هيچ مشكلي از توليدان خود حمايت ميكند اما وقتي پاي مركز هنرهاي نمايشي به ميان ميآيد تداخل به وجود ميآيد. بنياد رودكي در مديريت دچار نوعي چندگانگي شده و بايد از موازيكاري جلوگيري كرد.
انتهاي پيام/2
14:07 - 1 ژانویه 2006