كليني: سياست خارجي آمريكا در سال 2011 متحول ميشود
خبرگزاري فارس: يك كارشناس ارشد مسائل استراتژيك با بيان اينكه آمريكا در سياست خارجي خود در سال 2011 كماكان به موضوع افغانستان، عراق، شمال آفريقا و بعضاً نقاط جديد اصرار به رهبري دارد و علاقمند به دنبال كردن اصل ماندگاري است، گفت كه سياست خارجي آمريكا در سال 2011 متحول ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس، فرهاد كليني كارشناس ارشد مسائل استراتژيك در ميزگرد «بررسي اولويتهاي سياست خارجي آمريكا در سال 2011» كه در خبرگزاري فارس برگزار شد، در خصوص استفاده آمريكا از اسناد ويكي ليكس در عرصه سياست خارجي، تغيير جايگاه بازيگران گذشته در نظام بينالملل، فاكتورهاي عدم نتيجهگيري آمريكا در سياست خارجي، عدم توانايي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا از تحولات خاورميانه و سياست جديد آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران به گفتوگو پرداخت كه مشروح اين اظهارات از نظر خوانندگان ميگذرد.
* ويكي ليكس سياست خارجي آمريكا را تحت تأثير قرار داد
كليني گفت: در چارچوب شناخت از اولويتهاي سياست خارجي جديد آمريكا بعد از تحولات خاورميانه و خصوصاً در سال جديد بايد ديد نظام پيشبيني و نظام تعيين اولويتهاي سياست خارجي آمريكا به چه ميزان همپا و همراه يكديگر است.
وي با بيان اينكه بررسي ضرورتهاي تنظيم جديد در اولويتها از ديگر منابع تحليل در شرايط جديد محسوب ميشود، افزود: ما در گذشته شاهد گزارش 2025 بوديم كه پيشبيني آمريكا از روند تحولات بينالمللي و ژئوپلتيكي بود، گزارشات ادواري كه بر اساس تخمين جامعه اطلاعاتي آمريكا صورت ميگيرد و از سوي ديگر شاهد اقدامات كلينتون براي تهيه QDDR براي وزارت خارجه آمريكا بوديم. همزمان شاهد يك سري پديدهها بوديم كه بر سياست خارجي آمريكا تأثير گذاشت كه ويكي ليكس يكي از آنهاست.
اين كارشناس مسائل استراتژيك گفت: اين پديده مديريت شده براي دستگاه سياست خارجي آمريكا تهديد و فرصتهاي متنوعي را بوجود آورد. همچنين شاهد نتاجي بوديم كه دولت اوباما از آن به عنوان دستاورد ياد كرده است مانند استارت كه يك دوره ناقص در موضوع خلع سلاح را بوجود آورد. شكستها و عدم تواناييهاي آمريكا در حوزههاي ژئوپلتيك از ديگر موارد مطرح در اين زمينه بود.
* خروج تركيه از حوزه بازيگري براي آمريكا
وي عدم توانايي آمريكا در موضوع برقراري امنيت مطلوب در افغانستان و چگونگي دولتسازي پس از امنيت شكننده در عراق را از ديگر مسائل پيش روي دولت آمريكا برشمرد و گفت: عامل سوم تغيير مديريت يارگيري در منطقه بود يعني تركيه كه زماني نقش يك شريك سنتي براي آمريكا را بازي ميكرد بازي جديد منطقهاي خود را رقم زده و وارد يك سياست مستقل و همراه در حوزه پيرامون خود شده و امروزه به درخواستهاي فوري آمريكا نه ميگويد. از سوي ديگر شاهد تلاش آمريكا براي تقسيم هزينهها در حوزه بينالملل بوديم مثل رويكرد آنها به ناتو و تعريف مجدد آنها از همكاري براساس توليد مفهوم جديد از تهديد و امنيت، مشاركت و مطرح كردن انتظارات جديد از ناتو در اجلاس ليسبون بوديم.
* فاكتورهاي عدم نتيجه گيري آمريكا در سياست خارجي
اين كارشناس ارشد مسائل استراتژيم گفت: همزمان در آمريكا شاهد ادامه يك بحران از درون بوديم كه حوزه سياست خارجي آمريكا را متاثر كرد. كسري بودجه و افزايش بدهي آمريكا، افزايش نرخ بيكاري در اين كشور، ادامه كاهش ارزش دلار و عدم سازماندهي در رفتار اقتصادي آمريكا چهار فاكتوري هستند كه نشان ميدهد آمريكا نتوانست مانور در سياست خارجي، انتظارات و اهداف خود را دنبال كند.
وي افزود: آمريكا دچار عدم توانايي براي رسيدن به استراتژي مطلوب است چرا كه نميتوان بين توانايي، ظرفيت و تبديل آن به يك واقعيت جديد حركت كند و آن را به ثمر رساند. تفاوت ديدگاه در رفتار تاكتيكي آمريكا در نگاه به سياست خارجي و انتظاراتي كه از آن براي تحكيم منافع ملي و استمرار قدرت و رهبري در معادلات جهاني را دنبال ميكند نيز نكته مورد توجهي است كه بايد بررسي شود.
* تلاش پنتاگون براي ترميم اشتباهات نظاميان آمريكايي در منطقه
وي با بيان اينكه تجربه نشان داده است كه اولويت سياست خارجي آمريكا بر اساس سود و ضرر تعيين ميشود، گفت: تغيير بودجه نظامي آمريكا يكي از موارد مهم است كه نشانگر تغيير ماموريت در اولويتهاي آمريكا ميباشد.اصرار پنتاگون در رهبري پنهان سياست خارجي آمريكا از اين قبيل است كه در آن تلاش ميشود چهره مخدوش شده آمريكا را در پي اقدامات نظامي ترميم كند.
كليني جابجايي قدرت در جهان را از ديگر موارد دانست و گفت: جايگاه جديد چين و بازيگري برزيل و هند نمونهاي بود كه آمريكاييها در سال 2020 انتظار آن را ميكشيدند و نه در اين دوره. اين كشورها موفق شدند زودتر به آينده خود دست پيدا كنند و اصطلاحاً آن را نقد كنند.
وي اضافه كرد: عدم توجه به حيات خلوت آمريكا در حوزه آمريكاي لاتين و باز شدن دست كشورهاي جديد در بازار در اين منطقه از موارد ديگر است. روندي را كه جريان قرمزها (چپهاي جديد) در آمريكاي لاتين بوجود آوردند مبناي چپ را در نظم بينالمللي احيا كرده است كه اين سؤال را در آمريكا ايجاد كرد كه آيا بايد با اين جريان برخورد ايدئولوژيك كرد يا نه و يا بايد به صورت حوادث موجي و گذرا به آن نگاه كرد.
* آمريكا در پيش بيني تحولات خاورميانه ناكام بود
وي افزود: از ديگر موضوعات مهم نشانه تغييرات ژئوپلتيك در حوزه خاورميانه عربي است كه طي آن آمريكا برخي از دولتها كه زماني در زمين آمريكا بازي ميكردند فعلاً و در كوتاه مدت از اين زمين خارج شده و يارگيري آمريكا در معماي خاورميانه تضعيف شد. مردم منطقه دريافتهاند كه نگاه آمريكا به دموكراسي كاملاً ابزاري و نه آرماني است.
كليني اظها رداشت: كنش و واكنش كه دستگاههاي سياست خارجي آمريكا از خود نشان دادند و نقد و بررسي كه انديشكدههاي آمريكايي و ژورناليستي سياسي آمريكا نشان ميدهند كه آمريكا فاقد آمادگيهاي لازم براي پيشبيني تحولات منطقه بود، البته آمريكا در برخي مسائل پيشبيني لازم از تحولات را داشت كه به صورت نقطهاي و نه دومينويي بود.
* ناتواني از مديريت تحولات تونس ناشي از اختلاف سيا و پنتاگون بود
اين كارشناس ارشد مسائل استراتژيك اضافه كرد: سازمان سيا مأموريت خود در شمال آفريقا را بيشتر از پنتاگون تعريف كرده بود و تمايل نداشت اين سرمايه در شمال آفريقا را به سادگي از دست دهد به همين دليل يك اصرار غير حرفهاي در توان خود داشت. جامعه اطلاعاتي آمريكا از نظر نظامي و امنيتي كماكان دچار اختلافات نظر در منطقه خاورميانه است كه اين موضوع در افغانستان نيز خود را نشان داد. خيلي كوتاه اشاره ميشود كه مثلاً در كشور تونس، اروپا و آمريكا با يكديگر رقابت نامرئي داشتند و فرانسه تلاش داشت كه مسير تحولات كنوني را مديريت كند.
* نگاه آمريكا در سال 2011 معطوف به افزايش قدرت شوراي امنيت است
وي گفت: در سطح اول تحليل سياست خارجي آمريكا براي سال 2011 بايد گفت كه امروز روسيه، اروپا و چين در جايگاه گذشته خود قرار ندارند. روسيه جايگاه جديدي را براي خود تعريف كرده، چين به سرعت به آينده پيش ميرود و اروپا كماكان دوران گذار از بحران را دنبال ميكند به همين دليل دريافت يك سخن واحد از اين منطقه در كوتاه مدت غير ممكن است.
كليني همچنين گفت: سطح ديگر اصرار مجدد بر مديريت بحران است. سياست خارجي آمريكا كماكان به موضوع افغانستان، عراق، شمال آفريقا و بعضاً نقاط جديد اصرار به رهبري دارد و علاقمند به دنبال كردن اصل ماندگاري است.
به گفته وي سطح سوم اصرار به مسائل جهاني است كه ترميم سازمان ملل و شوراي امنيت است.
اين كارشناس ارشد مسائل استراتژيك همچنين اضافه كرد: البته نگاه آمريكا ترميم شوراي امنيت است چرا كه با ديد قدرت محور به مسائل نگاه ميكند. به همين دليل در سفر اوباما به هند پذيرفتن اين كشور به عنوان يك عضو جديد شوراي امنيت را به عنوان يك امتياز مطرح ميكند و تلاش ميكند هند را مديون خود كند.
* آمريكا در سال 2011 سياست خارجي خود را متحول ميكند
وي اضافه كرد: موضوع بعدي اين است كه آيا آمريكا پس از مذاكرات استارت وارد بحث سلاحهاي تاكتيكي هستهاي و بازدارندگي موشكي جديد خواهد شد يا نه؟ با توجه به اينكه روسها وارد مرحله جديد پدافند موشكي ميشوند كه سامانه S500 است، آمريكا موضوعات حقوق بشر، آب و هوا و موج جديد مهاجرت بخصوص پس از تحولات جديد خاورميانه را دنبال ميكند و اين موارد موضوعاتي هستند كه در تحولات آينده مؤثر خواهند بود و به همين خاطر آمريكا با توجه به اين مسائل مجبور است سياست خارجي خود را به روز كند.
* آمريكا پيشبيني از تحولات منطقه نداشت اما پيشبيني مواجهه با يك شوك را داشت
كليني تصريح كرد: در موضوع تحولات مصر بايد سطح اتصال آنلاين سيستم امنيتي مصر را مورد توجه قرار داد. بحث غافلگيري در منطقه و قدرت پيشبيني در مصر دو موضوع متفاوت است. در تحولات اخير 4 فاز داشتيم يكي وقوع تحول بود، ديگري چگونگي ميزان تأثيرگذاري متقابل آنها در صحنه، چگونگي مديريت و هدايت فرمان در درون تحول فاز سوم و انتقال تحول به ديگر حوزهها فاز چهارم تحولات بود.
وي افزود: آمريكا پيشبيني از تحولات منطقه را نداشت اما پيشبيني مواجهه با يك شوك را داشته است. دستگاه اطلاعاتي آمريكا اصرار غير منطقي براي حفظ سرمايههاي خود داشت و نه عدم پيشبيني موضوع.
* مردم مصر با گفتمان انقلاب به سوي اسقاط رژيم مبارك رفتند
كليني اضافه كرد: آمريكاييها سعي ميكنند كه يك سياست ترميمي را در مورد مصر دنبال كنند به همين دليل در شعارهاي معترضان كلمه موت به كار نميرفت و از اسقاط و رفتن مبارك سخن گفته ميشد. زماني كه ميگوييم كلمه "الموت" در شعارهاي مردم مصر مطرح نبود يعني اينكه حركت مردم مصر به سمت تغييرچهره نبود بلكه ساختار قدرت را هدف گرفته بود و "اسقاط" نظام را دنبال ميكردند. امروز اگر جامعه مصر نوع بازي خود را تنظيم ميكند با شرايط ليبي و يمن متفاوت است، البته آمريكا تلاش ميكند تا تهديد را به فرصت تغيير دهد و تحولات مصر در موضوع گفتمان را براي كشورهاي غير همراه الگوسازي كند و البته از نگاه تاكتيكي نيز بر مبناي مكانيسم تغيير در دولتهاي ضعيف مورد بهره برداري قرار دهد.
وي گفت: در خصوص تونس و مصر غربيها در اوايل تحولات گفتمان نان و اقتصاد را مطرح ميكردند بعد به تدريج با بالا گرفتن صحنه موضوع ضرورت دفع فساد دولتي و ضرورت ترميم و اصلاح را مطرح كردند، در حاليكه گفتمان مردم بيداري و كرامت بود كه خروج از زور و سلطه و بيداري تاريخي و تجديد هويت را دنبال ميكند به همين دليل با سلاح "الله اكبر" به سوي تغيير نظام رفتند و اين همان گفتمان انقلاب اسلامي است.
* فراخوان ناگهاني سفراي آمريكايي به دليل از هم پاشيدگي برنامههاي آمريكا در خاورميانه بود
وي گفت: سياست خارجي آمريكا به دنبال يك مطلوبيت است. آرايش آمريكا در منطقه كاملاً به هم خورده و نيازمند يك ساماندهي ميداني است.فراخواني ناگهاني سفراي آمريكا به همين دليل بود تا اولويتها و برنامه آينده را تنظيم كنند. آمريكا با اروپا در گذشته همراه، همگام و اردوگاه مشتركي بودند اما با توجه به شرايط جديد، اروپا از آمريكا بر اساس يك پرگماتسيم فاصله خواهد گرفت كه در موضوع فلسطين و شهركسازي در فلسطين اشغالي نمايانگر شد.
* اولويت آمريكا در برخورد با ايران در سال 2011
كليني گفت: آمريكا در اولويتهاي جديد 2011 و انتظارات جديدي از چين براي همراهي در مقابل ايران خواهد داشت زيرا چگونگي رفتار با ايران يكي از اولويتهاي آمريكاست. ضربه و تحريم انتظارات آمريكا در مقابل ايران را برآورده نساخته و اگر با رويكرد تقابلي در نظر بگيريم روي 3 حوزه متمركز خواهد شد يكي ضربه از درون، ديگري فشار از پيرامون و سوم تحريم هرچه بيشتر است.
* نياز بيشتر آمريكا به چين و روسيه در سياست خارجي جديد
وي با اشاره به اينكه موضوع احتمال انتقام جمهوريخواهان از اوباما در فضاي خارجي امروز قوت گرفته است، افزود: در نگاه برخي از كارشناسان امريكايي اوباما نيازمند به سياست خارجي و ضربه به ايران براي دادن امتياز به جمهوريخواهان و نجات خود از وضعيت كنوني است لذا اولويت سياست خارجي آمريكا در سال 2011 در بازي پارادايم و آنتاگونيسم(خصومت) است كه بايستي ديد بعد از صبر استراتژيك چطور تعريف خواهد شد. دموكراتها براي جلوگيري از تضعيف بيشتر سياست خارجي آمريكا تلاشهاي جديدي را مد نظر دارند، بر اين مبنا نيازمندي بيشتري به يارگيري خواهند داشت.
* تقويت ناتو و همكاري با كشورهاي ضعيف منطقه
اين كارشناس ارشد مسائل استراتژيك اضافه كرد: همكاري با دولتهاي ضعيف و نيمه همكار در منطقه از ديگر اولويتهاي اجباري آمريكاست. تقويت ناتو كماكان در دستور كار است و تلاش ميكنند گروه 20 و گروه 8 را قوي نگه دارند. بحث همكاري با روسيه به خصوص در عدم اشاعه افزايش و در موضوع كره شمالي كماكان يك دغدغه و آزار براي سياست خارجي آمريكا باقي خواهد ماند. توجه جديد به آمريكاي لاتين حفظ ميشود و لابي يهودي در داخل آمريكا نقش بيشتري را خواهد يافت.
كليني اضافه كرد: در پايان بايد گفت كه آمريكا پس از جنگ جهاني دوم افزايش قدرت يافت و يكهتازي كرد و رهبري يك اردوگاه را به دوش كشيد، پس از پايان جنگ سرد بسياري انتظار داشتند كه آمريكا قدرت خود را بالاتر ببرد اما آمريكا دچار افول قدرت در حوزه سياست خارجي و داخلي شد. امروز 65 سال از عمر قدرت آمريكا ميگذرد و به نظر ميرسد وارد سن بازنشستگي ميشود.
انتهاي پيام/خ
11:34 - 16 اسفند 1389