1 آوریل 2026فکرش را هم نمیکردم روزی یک طلبه، خانهام را جارو بزند!
شیشه تمام پنجرهها با موج انفجار موشک، کف اتاق ریخته بود. به خانم صاحبخانه گفتم: لطفا جاروبرقیتون رو بیارید تا خرده شیشهها رو جمع کنم. حاج خانم که غافلگیر شده بود، گفت: ای وای! نه حاج آقا. این چه حرفیه؟! گفتم: مادر! من توی خونه خودمون، ظرف هم میشورم. خیالتون راحت، بلدم...
در پاسخ به و