ذبح عشق و فروپاشی ارزشها در سینمایی «تهران کنارت»
«تهران کنارت» نه یک درام اجتماعی، که مرثیهای بر سقوط اخلاق و مرگ تعهد است؛ اثری ساختارشکن که با عبور عامدانه از خطوط قرمز، عشق را به مسلخ پوچگرایی، فمینیسم رادیکال و ولنگاری میبرد.
خبرگزاری فارس؛ فیلم سینمایی «تهران کنارت» اثری است که بیش از آنکه دغدغه روایتگری یک درام اجتماعی را داشته باشد، به مانیفستی تصویری برای هنجارشکنی و قبحزدایی از ساختارهای بنیادین جامعه ایرانی تبدیل شده است. کارگردان در این اثر با استفاده از ابزار سینما، به شکلی سیستماتیک و عامدانه، مفاهیمی چون تعهد، حیا و جایگاه خانواده را هدف قرار داده و در مقابل، تصویری از یک نسل غوطهور در پوچگرایی و بیهویتی به نمایش میگذارد.تقدسزدایی از نهاد خانواده در سکانس افتتاحیه فیلم با یک پارادوکس بزرگ آغاز میشود؛ سکانس عروسی که در ضمیر ناخودآگاه مخاطب نماد تعهد و آغاز یک زندگی مشترک است، در همان دقایق نخست به ابزاری برای عادیسازی «روابط خارج از چارچوب» تبدیل میگردد. دیالوگ صریح عروس خطاب به شخصیت اصلی (با بازی علی شادمان) مبنی بر دعوت او به خانه و تاکید بر اینکه «شب اولمان نیست، ۵ سال است که با همیم»، خشت اول این معماری ویرانگر است. این رویکرد در میانه فیلم و در دیالوگ ملتهب مربوط به صدور ویزا به اوج خود میرسد؛ جایی که پرسش «چند وقته نشدی؟» به شکلی عریان، پیامدهای ولنگاری اخلاقی و روابط آزاد (ازدواج سفید) را به تصویر میکشد و خطوط قرمز رسانهای را درمینوردد.
فمینیسم افراطی و تقلیل جایگاه مردانیکی از مشهودترین لایههای زیرین «تهران کنارت»، نگاه رادیکال و بیمارگونهی فمینیستی حاکم بر شخصیتپردازیهاست. در این ساختار، مردان قصه از جایگاه انسانی و تکیهگاه بودن تنزل یافته و تصویری حقیر، غریزی و بعضا دونشأن از آنها ارائه میشود. کنشهایی نظیر پوشاندن کفش پای کاراکتر زن توسط مرد، یا سکانس تحقیرآمیز انداختن غذا در دهان او (که به شکلی نمادین، رفتار با یک حیوان خانگی را تداعی میکند)، همگی در خدمت این مردستیزی پنهان هستند. حتی در برخی صحنههای عاطفی (نظیر لمس صورت هنگام پانسمان زخم و یا نوازش سر علی شادمان توسط آناهیتا افشار)، جنس این تماس فیزیکی نه از سر عشق، بلکه برخاسته از ترحم، خلاء عاطفی و نگاهی از بالا به پایین است.
عادیسازی ناهنجاریها: از الکل تا ادبیات رکیکفضاسازی فیلم در خدمت ترویج یک سبک زندگی کاملاً زیرزمینی و غربی است. نمایش اکیپهای مختلط، رقص بازیگر زن نقش اول و کلوزآپهای تار از شیشههای مشروب روی میز، در کنار شنیده شدن صدای برخورد شیشهها، نشان از تلاش فیلمساز برای دور زدن ممیزیها و همزمان، تزریق این فضا به ذهن مخاطب دارد.استفاده از موسیقیهای خارج از عرف (پخش صدای خوانندگان زن و همخوانی بازیگر خانم) و همچنین بهکارگیری ادبیات بهشدت زننده و رکیک و بیحیایی مثل «از باسن مست بودن» برای توصیف حالات مستی و بیخودی، فضای فیلم را از یک اثر انتقادی به یک اثر سخیف و مبتذل تقلیل داده است.
پوچگرایی، مهاجرت و مسلخ تعهد در سکانسهای پایانیکاراکترهای «تهران کنارت» نمایندگان نسلی سرگرداناند که هیچ لنگرگاهی برای ماندن ندارند؛ از دختری که صراحتاً معیار انتخابش را «فقط قیافه» میداند تا دیالوگهای فرعی مانند جمله راننده غریبه تاکسی(«منم بازی») که تکمیلکننده پازل این بیتعهدی فراگیر است. اما اوج این بیهویتی اخلاقی و مرگ تعهد، پس از بازگشت کاراکتر زن از خارج کشور رقم میخورد.
در دیداری که قاعدتاً باید نقطهی عطف عاطفی داستان باشد، دو کاراکتر به جای نمایش دلتنگی، با بیتفاوتی محض و وقاحتی تلخ، از روابط متعددی که در دوران دوری هم داشتهاند پرده برمیدارند.کاراکتر مرد در همین مکالمهی عاری از تعهد، با افتخار با بیان اینکه «دختره به زور 25 سالش میبود و زیاد باهاش حال نکردم» از یک رابطهی وان نایت که در زمان دوری ارتباط داشته، صحبت میکند و نگاه ابزاریاش به زنان را در دیالوگ «عاشق زناییم که تا از یه جایی رد میشن بوی عطرشون میمونه» خلاصه میکند.
تیر خلاص فیلم در همان سکانس پایانی و لحظه وداع شلیک میشود. نگاه خالی از حس، گنگ و کاملاً بیتفاوت کاراکتر مرد (که مخاطب را به یاد نگاهی حیوانی و تهی از درک میاندازد) در لحظه خداحافظی، پیام نهایی فیلمساز را مخابره میکند، در جهان «تهران کنارت»، عشق مفهومی منسوخ، مزخرف و غیرقابل درک است. اثری که در نهایت، چیزی جز ناامیدی و انهدام کامل ساختارهای اخلاقی برای مخاطبش به ارمغان نمیآورد.تا این لحظه بیش از ۴ هزار و ۳۰۰ نفر با پیوستن به پویش ملی توقیف فیلم «تهران کنارت» در سامانه فارس من، خواستار توقیف فوری این اثر هنجارشکن، شناسایی و محاکمه عوامل نفوذی، پاکسازی وزارت ارشاد از تفکرات تساهلگرا و پاسخگویی صریح وزیر در قبال این ولنگاری فرهنگی شدهاند.اخبار تهران را اینجا بخوانید.#تهران_کنارت #فیلم_تهرانکنارت #سینمایی_ایرانی #اینترنت 09:19 - 29 اردیبهشت 1405