زنگ هشدار با قلب حقیقت
در عصر هوش مصنوعی و انفجار اطلاعات؛ بی شک با داده های اشتباه مسیر اشتباه را طی خواهیم کرد.شاید همانطور که با توجیه «جلوگیری از اشاعه منکر» شناخت جامعه شناسانه وضعیت حجاب و عفاف را از جامعه شناس و دانشگاه سلب کردیم و در خاتمه هم با علنی شدن بی حجابی در جامعه در قامت حجاب اختیاری به بهانه «اولویت بودن امنیت» همه راه ها بر نقد بی حجابی را بستیم؛ حالا هم داریم همان کار را با وضعیت «امیدواری و ناامیدی جامعه» می کنیم!؟صبح امروز در پی ورود غیرمجاز یک فرد به حریم ریلی، قطار شماره ۲۰۱ در خط دو مترو تهران از ساعت ۰۸:۲۹ در سکوی شمالی ایستگاه فدک متوقف شد.هادی زند گفت: بهدلیل ورود غیرمجاز فرد به حریم ریلی و برخورد با قطار، توقف موقت در حرکت قطارهای خط دو ایجاد شد.منظور رسانه ها از «ورود غیرمجاز فرد به حریم ریلی و برخورد با قطار» را برایتان شفاف می کنم: خودکشی !؟اسمی از این فرد در رسانه ها مثل مهسا امینی نیست اما خط و ربطش چرا!؟ خدایا با کرمت با او و همه ما رفتار کن؛ نه عدالتت! که ما طاقت عدالتت را نداریم! بر وسع کم مان ببخش! کتاب مترو نظام
مدت طولانی بود که به ساده سازی معادلات نظام سازی و توسعه این روش تفکری برای عموم مردم می اندیشیدم در یکی از همین اندیشه ها؛ یک پرسش کلیدی برایم مطرح شد:«مسافران داخل اتوبوس یا مسافران قطار مترو آیا یک مجموعه اند؟ یا نه؟ یک نظام را تشکیل می دهند؟»این مسافران کجا مجموعه می شوند؟ و کجا نظام؟اصلا مرز صلب و سختی مشابه آنچه در جامدات است برای این موضوع مجموعه و نظام می توان متصور شد؟ یا خیر؟با طرح این ایده و همیاری همکارانم آقایان قوامی و محمدی و بحث پیرامون ایده و گفت و شنود در باب پرسش ها و مباحثه های طولانی نتایج خوبی گرفتم که قرار است یک کتاب آموزشی - داستانی شود به نام کتاب مترو نظام!؟ بخشی از آن را اینجا تقدیم تان می کنم:
ایستگاه امام حسین (ع)
ایستگاه امام حسین (ع) ساعت 9 صبح سه شنبه دوم دی 1404 !؟بارها به خودم گفتم با توجه به اسم این ایستگاه شایسته است چند المان فرهنگی متناسب در ایستگاه باشد یا گروه های جهادی فرهنگی یا برنامه ها یا حتی یکی از بنرهای این ایستگاه تبادلی مترو تهران جمله ای زیبا از ایشان را در خود جای داده باشد اما امان از جوگیری!؟جوگیر که شویم مجسمه آرش کمانگیر یا حتی والرین را هم می سازیم و برایش جشنواره پر سر و صدا برگزار می کنیم اما کارهای اصلی و ماندگار، نه در آن وقت و آنجا که همیشه آرام و زیر پوستی اتفاق می افتند و در جریان هستند.جای یک جمله زیبا دلنشین و بجا از حضرت سید الشهدا در ایستگاه خالی ست که اطمینان بخش دل های ناآرام مسافرانی باشد که سرعت و تعجیل را بر آرامش در راهروهای پرتردد و پر هیاهوی مترو ترجیح داده اند.ترجیح که نه؛ این شتاب و عجله بخشی از سبک زندگی شان شده است.سکوی به سمت صادقیه به شدت غلغله بود، جای سوزن انداختن نبود چه برسد ایستادن؛ مسافری می گفت حدود یک ربع است منتظر قطار است و نشانگر های دایره (ایستگاه) - خطی (تونل) در تابلو مترو حکایت از حضور سه قطاری داشت که پشت سر هم ایستاده اند اما در اصل متوقف شده بودند!؟این موضوع را وقتی فهمیدم که با قطار سوم به ایستگاه بعدی دروازه شمیران رسیدم جوانی به دوستش می گفت: «توی ایستگاه فدک خودش را پرت کرد زیر قطار ... » مرد میان سال دیگری مادامی که لای درهای در حال بسته شدن درب قطار بود و انگار دیگر لای در بودن، برایش مسئله نبود؛ با سوزی گفت در یک قدمی اش بودم که خودش را پرت کرد: جوانی سی و هشت چهل ساله!؟و من در بهارستان با موجی از جمعیت پیاده شدم .
چه چیزی مسافران یک قطار را نظام می کند؟
به خودم گفتم: آره وقتی که ما یکایک مسافران مترو وجود سایر مسافران برایمان مهم باشد. حال خوب و بد شان؛ وضعیت سلامتی و ناخوشی شان برایمان مهم باشد؛ آن وقت است که یک نظام انسانی حتی برای دو ایستگاه شکل گرفته است.اما وقتی فقط سوار قطار می شویم؛ چون مجبوریم از مترو استفاده کنم، چون مرکز شهر جای پارک خودرو ندارد یا محل کارمان در طرح ترافیک است و بالتبع این اجبار؛ دوست داریم هرچه سریعتر سوار قطار و پیاده شویم و از شر مترو راحت ؛ آن وقت است که دیگر یک نظام نیستیم اما نه! آن وقت هم که بود و نبود دیگران در مترو برایمان مهم نیستفقط ازدحام را می بینیم نه انسان هایی سوار بر قطار !؟باز هم ما یک نظام هستیم؛ نه یک مجموعه!؟چون آنچه ما را نظام می کند «ارتباط اجزاء در یک کل واحد» ست نه «ارتباط خوب اجزاء در آن واحد»ما مسافران قطار و انسان ها نمی توانیم نظام نباشیم حتی اگر بخواهیم هم باز نمی توانیم چون «حداقلی از ارتباط همیشه» بین ما برقرار استحتی اگر همه مسافران مترو سر توی گوشی هایشان ببرند به زبان های مختلفی صحبت کنند که یکدیگر را نفهمند باز هم حداقلی از ارتباط که همان «ارتباط مکانیکی» اجساد و بدن هایشان هست را با هم دارند. «قطار» در یک وجه و «کلیت سیستم مترو متشکل از دالان ها، ایستگاه ها، خطوط، قطارها و ... » به عنوان کلی هایی هستند که ما مسافران اجزایی از آنها هستیم پس حداقلی از ارتباط را همیشه در این نظام ها (قطار یا مترو) داریم. ما مسافران می توانیم خوب رفتار کنیم و یک نظام ایده آل و آرمانی بسازیم می توانیم بد رفتار کنیم و یک نظام معیوب داشته باشیم#تهران#مترو#نظام#فرهنگ#حقیقت#دانشگاه#جامعه#ارتباط#انسان#حکمرانی#عفاف#حجاب#خودکشی#داستان#سبک_زندگی 11:37 - 2 دی 1404