افتخاری که «حاج قاسم» بالاتر از سپهبدی میدانست
فرماندهای که میلیونها نفر او را با عنوان «سردار» و درجه نظامی «سپهبد» میشناختند؛ اما خودش همه این عناوین را کنار میزد و تنها یک نام را شایسته خویش میدانست؛ «سرباز ولایت». نسبتی که برای او نه یک عنوان، نه یک شعار و نه تعبیری احساسی، بلکه بزرگ ترین افتخار زندگی و نسخه عاقبتبهخیری بود.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: بعضی پیوندها را نمیتوان در چند جمله خلاصه کرد؛ باید آنها را در تمام زندگی یک انسان جستوجو کرد. رابطه شهید حاج قاسم سلیمانی با رهبر معظم انقلاب، از همین جنس بود؛ پیوندی که تنها در دیدارها و سخنرانیها خلاصه نمیشد، بلکه در تصمیمهای بزرگ، مأموریتهای دشوار، نامهها، وصیتنامه و حتی آخرین خواستهاش برای سنگ مزارش جریان داشت.
ولایت؛ قطبنمای همه میدانها
برای بسیاری، حاج قاسم فرماندهای بود که در آمرلی، سنجار، بوکمال، حلب و دهها میدان دیگر، معادلات جنگ را تغییر داد؛ اما خودش، همه این میدانها را امتداد یک مسیر میدانست؛ مسیر ولایت.در نگاه او، فرماندهی ارزش ذاتی نداشت؛ ارزش، در انجام تکلیف بود. به همین دلیل، بارها در نامهها و دستنوشتههایش خود را «سرباز قاسم سلیمانی» معرفی کرد و هیچگاه عنوانهای نظامی را هویت اصلی خود ندانست. این انتخاب، از فروتنی شخصی فراتر بود؛ برخاسته از باوری عمیق که ولایت را محور حرکت و رمز استقامت خود میدانست.
عاقبتبهخیری از نگاه حاج قاسم
شاید روشنترین تصویر از این باور را بتوان در وصیتنامه سیاسی ـ الهی شهید سلیمانی دید؛ جایی که با تأکیدی کمنظیر مینویسد:«والله، والله، والله از مهمترین شئون عاقبتبهخیری، رابطه قلبی و حقیقی با این حکیم، مظلوم و وارسته است.»او در ادامه، رهبر معظم انقلاب را «حکیم امروز اسلام، تشیع و ایران» میخواند و از همه میخواهد حرمت و جایگاه ولایت را حفظ کنند. این جملات، تنها یک توصیه نیست؛ عصاره جهانبینی فرماندهی است که سالها در سختترین میدانهای نبرد حضور داشت و راز استقامت خود را در همین پیوند میدید.
سربازی؛ افتخاری بالاتر از همه عنوانها
حاج قاسم میتوانست پس از شهادت، با دهها عنوان نظامی و افتخار تاریخی شناخته شود؛ اما وصیت کرد بر سنگ مزارش تنها یک واژه نقش ببندد؛ «سرباز».نه «سپهبد»، نه «فرمانده نیروی قدس» و نه فاتح نبردهای بزرگ منطقه؛ فقط «سرباز». گویی میخواست حتی پس از شهادت نیز، مهمترین نسبت زندگیاش فراموش نشود؛ نسبت یک سرباز با ولیّ خود.
راز ماندگاری یک فرمانده
رهبر معظم انقلاب بارها، اخلاص، شجاعت، صداقت و ولایتمداری را از برجستهترین ویژگیهای شهید سلیمانی برشمردهاند. شاید راز ماندگاری او نیز همین بود؛ اینکه هیچگاه میان خود و ولایت فاصلهای قائل نشد و همه افتخارهایش را در سایه این پیوند معنا کرد.او فرمانده میدان بود، اما خود را صاحب میدان نمیدانست؛ سربازی بود که باور داشت عزت، از اطاعت میآید و پیروزی، از انجام تکلیف.
حرف آخر...
این روزها که ایران در آستانه تشییع پیکر رهبر شهید ایستاده است، مرور زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی بیش از هر زمان دیگری یک حقیقت را یادآوری میکند؛ اینکه او راز عاقبتبهخیری را نه در درجه، نه در فرماندهی و نه در فتح میدانها، بلکه در رابطه قلبی و حقیقی با ولیفقیه میدید.فرماندهای که میتوانست با عنوان «سپهبد» در تاریخ بماند، خواست تنها با عنوان «سرباز» شناخته شود؛ زیرا باور داشت همه افتخارهایش از یک نسبت سرچشمه میگیرد؛ سربازیِ ولایت.
امروز، میلیونها ایرانی برای وداع با همان «حکیم، مظلوم و وارسته»ای گرد هم خواهند آمد که حاج قاسم در وصیتنامهاش، پیوند قلبی با او را از مهمترین عوامل عاقبتبهخیری دانست.شاید همین جمله، بهترین روایت از همه سالهای زندگی او باشد؛ مردی که در اوج قدرت، خود را نه فرمانده، که «سرباز آقا» میدانست و باور داشت عزت یک سرباز، در ایستادن کنار ولیّ خود معنا پیدا میکند.
امروز، پیکر آن حکیم فرزانه بر دوش مردمی تشییع خواهد شد که سالها از هدایتش بهره بردند و در میان این سیل سوگواران، جای مردی خالی است که اگر امروز در میان ما بود، نه در جایگاه یک سپهبد، نه در قامت فرماندهای نامدار، بلکه در صف نخست مردم، شانه زیر تابوت ولیّ خود میگذاشت؛ همان سربازی که همه افتخار زندگیاش را در یک نسبت خلاصه کرده بود؛ «سرباز ولایت». شاید هیچ درجهای، هیچ نشانی و حتی هیچ سنگ مزاری، نتواند شهید حاج قاسم سلیمانی را به اندازه همین دو واژه معرفی کند؛ مردی که همه قلههای فرماندهی را فتح کرد، اما خود وصیت کرد بر سنگ مزارش تنها یک واژه بنویسند؛ «سرباز».
دیپلماسیِ حاج قاسم و چلّهای که گره ۴۸ زائر را گشود
اسارت ۴۸ زائر ایرانی در سوریه، در میانه پیگیریهای دیپلماتیک و میدانی حاج قاسم، با روایتی از چهل روز چلّهنشینی او در زیارت عاشورا گره خورد؛ روایتی از تلاقی تدبیر و توسل که سرانجام به آزادی این زائران انجامید.
إظهار هذا الموضوع
دانشگاهی که از حاج قاسم یک فرمانده تمام عیار ساخت
بعضی دانشگاهها به انسان مدرک میدهند؛ بعضی، شغل. اما دانشگاهی هم هست که مرد میسازد؛ دانشگاهی که کلاسش زیر آسمان کربلا برپاست، استادش حسین(ع) است و پایاننامهاش، ایستادن تا آخرین نفس. حاج قاسم، از همین دانشگاه فارغالتحصیل شد؛ مردی که نه با کتابهای نظامی، بلکه با درسهای عاشورا، فرمانده شد.
إظهار هذا الموضوع
امام حسین(ع)؛ قطبنمای حاج قاسم
بعضی آدمها راه را با نقشه پیدا میکنند؛ بعضی با ستاره. اما مردانی هم هستند که تمام عمر، یک قطبنما بیشتر ندارند. برای حاج قاسم، آن قطبنما، حسین(ع) بود؛ راهی که از دامن حضرت زهرا(س) آغاز میشد، از کربلا میگذشت و تا آخرین لحظه زندگی ادامه داشت.
إظهار هذا الموضوع
13:36 - 9 تیر 1405