موکبی کوچکتر از یک کوچه، بزرگتر از یک جهان + تصاویر
در دل یکی از کوچههای کرمان، موکبی قد کشیده که وسعتش از چند متر فراتر نمیرود، اما معنایش به اندازه یک جهان امتداد دارد؛ جایی که دستان کوچک کودکان، پرچم خدمت به حسین(ع) را بر دوش گرفتهاند و نشان دادهاند عشق، نه به قامت، که به اخلاص سنجیده میشود.
خبرگزاری فارس _ کرمان: شب، روی شانههای کوچه نشسته بود. مداحی آرامی از یک اسپیکر کوچک به گوش میرسید؛ نه صدایی بلند و پرهیاهو، فقط زمزمهای نرم که میان تاریکی کوچه میپیچید و آهسته در جان رهگذران مینشست.کنار همان صدا، چند کودک ایستاده بودند؛پشت میزی ساده، کنار چند فلاسک چای،زیر چند پرچم سیاه.
دستان کوچک، معنای بزرگ
و آنجا، زمان انگار از حرکت ایستاد؛ نه برای تماشا، برای تعظیم.کوچه دیگر فقط یک مسیر نبود؛ باریکهای از تاریخ که از کربلا تا کرمان امتداد یافته بود و بر شانههایش کودکانی ایستاده بودند که بیآنکه بدانند، معنای پرچم را از نسلهای پیش تحویل گرفته بودند.
یکی چای میریخت؛ اما در لیوان ها فقط مایع داغی جریان نداشت، جرعهای از ارادت و ایمانِ بیواسطه جاری میشد.دیگری لیوان ها را مرتب میکرد؛ گویی نظم جهان کوچکشان را با نظمی بزرگتر هماهنگ میساخت و دختربچهای با نگاه آرام و پیوستهاش، رهگذران را دنبال میکرد تا هیچ دلی از این سفره ساده و بیادعا بینصیب نماند.هیچ فرمانی در کار نبود، هیچ دوربینی برای ثبت، هیچ نامی برای ماندگاری در قابها؛ اما حقیقتی بیصدا جریان داشت که همهچیز را معنا میداد؛ اخلاص، در نابترین شکل ممکن.
موکبی فراتر از متر
این صحنهها در قاب تحلیل نمیگنجند؛ فقط باید روایت شوند.و آنجا، اخلاص در قامت کودکی دیده میشد که فلاسک را با دو دست بالا گرفته بود و کاری را انجام میداد که از سن او فراتر میرفت، اما از دل او نه.اینجا فقط چای توزیع نمیشد؛ اینجا نسل عاشقان حسین(ع) در حال شکل گرفتن بود.کودکانی که بیهیاهو تمرین میکردند چگونه ببخشند، چگونه خدمت کنند، چگونه سهمی هرچند کوچک در سفره سیدالشهدا(علیه السلام) داشته باشند.شاید این موکب چند متر بیشتر نبود، اما بعضی خیمهها با متر سنجیده نمیشوند؛ وسعتشان به اندازه یک ایمان زنده است.
وقتی خدمت، کودک میشود
شب آرامتر میشد. چراغهای کوچه یکییکی خاموش میشدند و صدای مداحی هنوز از همان اسپیکر کوچک ادامه داشت؛ اما تصویری در فضا مانده بود که خاموشی نمیشناخت؛ کودکان ایستاده در خدمت، در سکوتی بیادعا و روشن.و راز این صحنه در همان سادگی نهفته بود؛نه در جمعیتها، نه در طبلها، نه در پرچمهای بلند، بلکه در دلهایی که انتخاب میشوند.
حرف آخر ...
امام حسین (علیه السلام) هنوز هم سراغ پرهیاهوترینها نمیرود؛ او پاکترین دلها را برمیگزیند.دلهایی که گاهی در سینه کودکانی میتپند که قدشان از میز موکب کوتاهتر است، اما وسعت عشقشان از بسیاری بلندتر.و این موکب کوچک، در سکوت شب، تصویری از حقیقتی بزرگ را ثبت میکند؛ خدمتی که از دستان کوچک آغاز میشود، اما به اندازه یک جهان ادامه دارد.
10:20 - 2 تیر 1405