شهید دکتر علی لاریجانی، دبیر فقید شورای عالی امنیت ملی، از چهرههای اثرگذار و چندلایه سیاست و اندیشه در ایران معاصر بود که مسیر زندگیاش از فلسفه و دانشگاه تا عالیترین سطوح تصمیمسازی امنیتی و میدانهای سرنوشتساز کشور امتداد یافت. او از معدود سیاستمدارانی بود که عقلانیت راهبردی، نگاه اجماعی و توان مدیریت بحرانهای پیچیده را در بالاترین سطوح قدرت بههم پیوند زده بود.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: بعضی آدمها در تاریخ، تنها «سمت» ندارند؛ «مسیر» دارند و علی لاریجانی از آن دست چهرههایی بود که مسیرش، از کلاس درس فلسفه آغاز شد و تا اتاقهای تصمیم جنگ ادامه پیدا کرد.مردی که هم میتوانست از منطق و فلسفه بگوید، هم از پیچیدهترین معادلات قدرت.
از نجف تا شریف؛ تولد یک ذهن چندوجهی
سال ۱۳۳۶ در نجف اشرف متولد شد؛ در خانهای که سیاست، دین و اندیشه در هم تنیده بود. پدرش آیتالله میرزا هاشم آملی از چهرههای برجسته حوزه بود و همین فضا، نخستین لایههای فکری او را شکل داد.تحصیلات دانشگاهی را در رشته ریاضی و علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد، اما مسیرش به همانجا ختم نشد. فلسفه را تا مقطع دکتری ادامه داد و در حلقه شاگردان شهید مرتضی مطهری قرار گرفت؛ حلقهای که بعدها نهتنها مسیر فکری او، بلکه پیوند زندگیاش را نیز تحت تأثیر قرار داد، جایی که فریده مطهری، دختر آن استاد، به همسری او درآمد.
از رسانه تا میدان؛ سیاست در عمل
با آغاز انقلاب اسلامی، وارد ساختارهای اجرایی شد؛ ابتدا در صدا و سیما، سپس در بزنگاه جنگ، به سپاه پاسداران پیوست.در دهه ۶۰، او نه فقط یک مدیر، بلکه یک نیروی میدانی در ساختار دفاعی کشور بود. تجربه جنگ، نگاه او را از یک اندیشمند صرف، به یک تصمیمساز راهبردی تبدیل کرد.پس از جنگ، مسیر دیگری آغاز شد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سپس ریاست سازمان صدا و سیما.در دوره مدیریت او بر رسانه ملی، ساختار ارتباطی کشور وارد مرحلهای جدید شد؛ دورهای که سیاست و رسانه بیش از گذشته به هم گره خوردند.
معمار تصمیم در سطوح عالی قدرت
اما نقطه اوج نقشآفرینی او، از سال ۱۳۸۴ آغاز شد؛ زمانی که به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید.در سالهایی که پرونده هستهای ایران در حساسترین نقطه تاریخی خود قرار داشت، لاریجانی یکی از اصلیترین چهرههای مذاکره و تصمیمسازی بود؛ چهرهای که همزمان در میدان دیپلماسی و امنیت حضور داشت.سپس در مجلس شورای اسلامی، سه دوره ریاست را تجربه کرد؛ دورهای طولانی که او را به یکی از ستونهای اصلی ساختار قانونگذاری کشور تبدیل کرد.
بازگشت به اتاق جنگ
پس از سالها حضور در سطوح مختلف قدرت، بار دیگر به قلب ساختار امنیتی کشور بازگشت.پس از جنگ ۱۲ روزه، مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی را پذیرفت؛ در شرایطی که بسیاری این جایگاه را یکی از پرخطرترین مسوولیتهای کشور میدانستند.او خود میدانست که در مرکز تصمیمهای حساس نشسته است؛ اما همانطور که نزدیکانش روایت کردهاند، در روزهای پایانی، تقریباً هیچ فاصلهای میان او و میدان تصمیم باقی نمانده بود.
آخرین روز؛ پایان یک مسیر طولانی
۲۶ اسفند ۱۴۰۴، در حمله رژیم صهیونیستی به تهران، ساختمان محل فعالیت او هدف قرار گرفت.در همان حادثه، فرزندش مرتضی نیز به شهادت رسید؛ دانشمندی که راه پدر را در عرصه علم و کشور ادامه میداد.پدر و پسر، در کنار هم، در نقطهای از تاریخ ایستادند که سالها برایش اندیشیده بودند.
حرف آخر؛ ذهنی که به میدان رسید
بعضی انسانها سیاستمدار میشوند. بعضی اندیشمند. بعضی فرمانده. اما در تاریخ، بهندرت کسانی پیدا میشوند که هر سه باشند.شهید علی لاریجانی از همان معدود چهرهها بود؛ ذهنی که از فلسفه آغاز شد، در رسانه ادامه یافت، در دیپلماسی بالغ شد و در امنیت به نقطه اوج رسید.او سیاست را فقط نمیفهمید؛ آن را طراحی میکرد.و شاید همین ویژگی بود که او را در مرکز حساسترین تصمیمات کشور قرار داد.
او رفت اما در نهایت، آنچه از وی باقی ماند نه یک نام بود و نه یک عنوان؛ بلکه ردّی عمیق در لایههای تصمیم، امنیت و تاریخ این سرزمین. مردی که سالها در نقطه تلاقی اندیشه و قدرت ایستاد، بیآنکه دیده شود، بارها آینده را نوشت، و رفت بیآنکه حتی لحظهای از وزن مسوولیتی که بر دوش داشت کاسته شود؛ گویی بعضی انسانها برای ماندن در حافظه یک ملت ساخته نمیشوند، بلکه برای حک شدن در استخوانهای یک تاریخ میآیند.
سردار شهید غلامعلی رشید علینور مشهور به «سردار رشید» از برجستهترین استراتژیستهای نظامی ایران بود؛ فرماندهای که سالها در عالیترین سطوح دفاعی کشور برای روزهای سخت این سرزمین نقشه کشید و در پسِ بسیاری از مهمترین تصمیمات و طراحیهای راهبردی نیروهای مسلح قرار داشت.
سردار سرلشکر شهید محمدسعید ایزدی، معروف به «حاج رمضان»، از فرماندهان ارشد و کمنامونشان نیروی قدس سپاه بود که بیش از سه دهه از عمر خود را صرف تقویت جبهه مقاومت و حمایت از آرمان فلسطین کرد. فرماندهای که سالها در سکوت و گمنامی، یکی از مهمترین پروندههای منطقه را مدیریت کرد و سرانجام بامداد ۳۱ خردا…
امیر سرلشکر شهید سید عبدالرحیم موسوی؛ مردی که از غبار خاکریزهای جنگ تا اوج فرماندهی کشور، لباس «سربازی» را هرگز از تن درنیاورد. او ۴۰ سال ایستاد و در نهایت، سنگینترین مسئولیت نظامی کشور را با خون خود مُهر کرد تا ثابت کند فرماندهی، برای او تنها یک جایگاه نبود؛ یک عهد ابدی بود.