گاهی یک جمله، شهری را آرام میکند و گاهی چند کلمه، ذهن میلیونها نفر را به آشوب میکشاند. بعضی جنگها، پیش از آنکه در خیابانها آغاز شوند، در زبانها شکل میگیرند؛ از شایعهها، تحریفها، قضاوتهای عجولانه و روایتهایی که آرامآرام، اعتماد و آرامش یک جامعه را هدف میگیرند. آیات ۷۰ و ۷۱ سوره احزاب، در میانه سخن گفتن از جنگ روایتها و شایعه، ناگهان انسان را به مسئولیت «کلمه» متوجه میکنند؛ گویی قرآن هشدار میدهد که گاهی خطرناکترین ویرانیها، نه با سلاح، بلکه با حرفهایی آغاز میشوند که حقیقت را زخمی میکنند.
خبرگزاری فارس _ کرمان: سوره احزاب، پس از سخن گفتن از ترسپراکنی، عملیات روانی، شایعه و نبرد روایتها، حالا به یکی از عمیقترین ریشههای بحرانهای اجتماعی میرسد؛ «سخن».قرآن میخواهد نشان دهد بسیاری از آشوبها، بیاعتمادیها و انحرافها، از لحظهای آغاز میشوند که انسانها، مسوولیت کلمات خود را فراموش میکنند.
برای همین، سوره احزاب اینبار بهجای سخن گفتن از دشمن بیرونی، مستقیم سراغ زبان انسان میرود؛ همان چیزی که میتواند هم جامعه را نجات دهد و هم آن را به مرز فروپاشی برساند.
وقتی کلمات، سرنوشت ملتها را تغییر میدهند
آیات ۷۰ و ۷۱﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا﴾﴿يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا﴾ ترجمه:«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و سخنی درست و استوار بگویید.»«تا خدا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را اطاعت کند، قطعاً به رستگاری بزرگی دست یافته است.»
تفسیر:قرآن اینجا فقط انسان را به «حرف خوب» دعوت نمیکند؛ بلکه از «قول سدید» سخن میگوید.«سدید» از ریشهای میآید که معنای استواری، دقت، درستی و جلوگیری از انحراف را در خود دارد.یعنی سخنی که:● حقیقت را منحرف نکند،● ذهن انسانها را به بیراهه نبرد،● بر پایه هیجان و شایعه ساخته نشود،● و جامعه را دچار اضطراب، نفرت و آشفتگی نکند.گویی قرآن میخواهد بگوید کلمات، فقط صدا نیستند؛ هر جملهای میتواند امید بسازد، اعتماد ایجاد کند، حقیقت را روشن کند یا برعکس، جامعهای را وارد تاریکی و التهاب کند.برای همین، بلافاصله پس از فرمان به «قول سدید»، از اصلاح جامعه سخن میگوید: ﴿يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ﴾یعنی وقتی زبان انسان اصلاح شود، رفتار، روابط و حتی مسیر جامعه نیز آرامآرام اصلاح خواهد شد.چون بسیاری از بحرانها، ابتدا در کلمات متولد میشوند؛ در تحریفها، قضاوتهای عجولانه، تهمتها، روایتهای ناقص و جملههایی که بدون مسوولیت منتشر میشوند.
انعکاس در امروز:
امروز جهان، بیش از هر زمان دیگری درگیر انفجار کلمات است.شبکههای اجتماعی، رسانهها و فضای مجازی، این امکان را فراهم کردهاند که هر جمله، ظرف چند ثانیه به میلیونها نفر برسد.در چنین فضایی، دیگر کلمات فقط «حرف» نیستند؛ آنها میتوانند اقتصاد را ملتهب کنند، افکار عمومی را تغییر دهند، جامعه را مضطرب کنند یا حتی امنیت روانی مردم را هدف بگیرند.برای همین، بسیاری از جنگهای امروز، پیش از آنکه نظامی باشند، رسانهای و کلامیاند.گاهی یک تیتر جهتدار، یک خبر ناقص، یک تحلیل هیجانی یا حتی یک شایعه ساده، میتواند بیشتر از یک حمله واقعی، ذهن مردم را درگیر کند.
در سالهای اخیر نیز بارها دیده شده که گاهی یک شایعه درباره وضعیت اقتصادی، امنیتی یا حتی سلامت یک چهره شناختهشده، کافی بوده تا ذهن میلیونها نفر ساعتها درگیر شود و موجی از اضطراب و بیاعتمادی را در جامعه ایجاد کند.بخشی از رسانههای معاند نیز سالهاست تلاش میکنند با تکرار هدفمند برخی روایتها، جامعه را به سمت ناامیدی، بیاعتمادی و آشفتگی ذهنی سوق دهند.در چنین فضایی، «قول سدید» فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ یک ضرورت اجتماعی و حتی امنیتی است.چون جامعهای که در آن، حقیقت قربانی هیجان، شتاب و روایتسازی شود، آرامآرام قدرت تشخیص خود را از دست میدهد.
چرا قرآن اینقدر روی کلمات تأکید میکند؟
روانشناسان ارتباطات میگویند ذهن انسان، بیشتر با «تصویری» زندگی میکند که از واقعیت در ذهنش ساخته میشود، نه خود واقعیت.برای همین، کلمات میتوانند ترس تولید کنند، امید بسازند، نفرت ایجاد کنند یا حتی مسیر تصمیمگیری انسانها را تغییر دهند.از همین روست که در ادبیات فارسی گفتهاند: «زبان سرخ، سر سبز را به باد میدهد»؛ ضربالمثلی که نشان میدهد انسانها، خیلی پیشتر از عصر رسانه و فضای مجازی، به قدرت و خطر کلمات پی برده بودند.
امروز اما این خطر، فقط متوجه یک فرد نیست؛ گاهی یک جمله، یک شایعه یا یک روایت نادرست، میتواند آرامش یک جامعه را هدف بگیرد و ذهن میلیونها نفر را درگیر کند.و شاید به همین دلیل است که قرآن، پیش از اصلاح جامعه، سراغ اصلاح زبان میرود.چون سقوط یک جامعه، همیشه از انفجارها آغاز نمیشود؛ گاهی از روزی شروع میشود که دروغ، تحریف، توهین و سخنان بیمسوولیت، عادی میشوند.
حرف آخر ...
سوره احزاب، اینبار از جنگی سخن میگوید که شاید از هر نبردی خطرناکتر باشد؛ جنگی که در آن، گلولهها پیش از آنکه به جان انسانها برسند، ذهنها را هدف میگیرند.جنگی که در آن، یک شایعه میتواند امید را زخمی کند، یک روایتِ تحریفشده میتواند حقیقت را پنهان کند و چند جمله، آرامآرام اعتماد یک جامعه را فرو بریزد.برای همین، قرآن انسان را به «قول سدید» دعوت میکند؛ به سخنی که حقیقت را قربانی هیجان، خشم، موج و شایعه نکند.چون سقوط ملتها، همیشه با انفجارها آغاز نمیشود؛ گاهی از روزی شروع میشود که دروغ، عادی میشود، تحریف، باور میشود، و حقیقت، زیرِ صدای بلند روایتها دفن میشود.
و شاید امروز، بزرگترین پیروزیِ طراحان جنگ روانی همین باشد؛ روزی که مردم، پیش از فکر کردن، فقط تکرار کنند.برای همین، در زمانهای که هر کلمه میتواند ذهن میلیونها نفر را درگیر کند، حفظ حقیقت فقط مسوولیت رسانهها نیست؛ مسوولیت همه انسانهاییست که مینویسند، بازنشر میکنند، قضاوت میکنند و سخن میگویند.چون گاهی یک جمله درست، میتواند ملتی را نجات دهد و گاهی یک روایتِ دروغ، از هزار گلوله خطرناکتر شود.
چگونه یک شایعه، ذهن میلیونها نفر را تسخیر میکند؟
گاهی یک جمله، یک تصویر یا یک روایت ناقص، کافیست تا ذهن میلیونها نفر درگیر شود؛ شایعهای که شاید در ابتدا فقط یک حرف ساده بهنظر برسد، اما آرامآرام میتواند اعتماد، آرامش و حتی نگاه یک جامعه به حقیقت را تغییر دهد. آیه ۶۹ سوره احزاب، از مردمی سخن میگوید که با تهمت و آزار، پیامبر خدا را هدف قرار دا…
وقتی همهچیز دقیق و شفاف است، چرا حقیقت گم میشود؟
گاهی خطرناکترین فریبها، نه با دروغهای آشکار، بلکه با روایتهایی آغاز میشوند که آنقدر دقیق، حرفهای و تکرارشدهاند که شبیه حقیقت بهنظر میرسند. آیات ۶۳ تا ۶۸ سوره احزاب، از انسانهایی سخن میگوید که خیلی دیر متوجه میشوند برخی صداهای بلند، آنان را از مسیر حقیقت دور کرده است؛ گویی قرآن، یکی از پ…
همه جنگها با موشک و انفجار پیش نمیروند؛ بعضیها، سالهاست آرامش مردم را هدف گرفتهاند، چون میدانند ملتهای مضطرب، زودتر خسته میشوند و زودتر فرومیریزند. آیات ۶۰ تا ۶۲ سوره احزاب، از کسانی سخن میگوید که با ترساندن مردم، التهابآفرینی و ناامنسازی روانی، روح یک جامعه را هدف قرار میدهند؛ گویی قرآ…
اخلاص و تعهد دو اصل بنیادین در مسئولیتپذیریاند؛
اخلاص، مقابله با هرگونه شرک و دلبستگی غیرالهی است و تعهد، وفاداری به عهد و پیمانی است که انسان بر عهده میگیرد. مسئولانی که برای خدمت به مردم قدم برمیدارند، باید هم مخلص باشند و هم متعهد؛ یعنی آنچه را وعده میدهند، با عمل ثابت کنند و همه اقدامات خود را تنها برای رضایت حضرت حق انجام دهند.
تأکید بر وفای به عهد در قرآن کریم، نشاندهنده اهمیت پایبندی به قول و قرارهاست؛ همانگونه که اخلاص در کارها و انجام امور تنها برای رضای خداوند متعال نیز از آموزههای روشن دینی به شمار میرود. از این رو، بازخوانی و تبیین دوباره این دو فضیلت برای همه افراد جامعه، بهویژه مسئولان، ضرورتی انکارناپذیر است.
مسئول مخلص، دلبسته مال، مقام، قدرت و ثروت نیست؛ چراکه میداند دنیا، میدان آزمون است نه محل دلبستگی. او در مسیر خدمت، تنها رضایت الهی را میجوید و مراقب است حقی از کسی ضایع نشود. چرا که حقالناس، برخلاف بسیاری از گناهان، با اهمیت و حساسیتی ویژه در پیشگاه الهی مواجه است.
خداوند متعال بخشنده و مهربان است، اما عدالت او اقتضا میکند که حقوق مردم نادیده گرفته نشود. از این رو، مسئولان مخلص و متعهد باید بیش از هر چیز به این اصل توجه داشته باشند که خدمت صادقانه، پایبندی به وعدهها و پرهیز از دنیاطلبی، شاخصههای اصلی یک مدیریت الهی و مردمی است.
بر همین اساس، تبیین دوباره اخلاص و تعهد برای مسئولان میتواند زمینهساز خیر، برکت، اعتماد عمومی و رضایت مردم شود.
کلیه مسئولان دولتمردان و مجلسی،ها و قوه قضائیه, رئیس جمهور و وزرا, آحاد مردم و بسیج و مردم همیشه در صحنه
آحه خیلی چیزا رو که مسئول های ما میگن شایعه هست یا تکذیب میکنند یا میکردن بعدا معلوم شده واقعیت بوده یا معلوم میشه واقعیت بوده مثال هاش اتفاقا میخوام به زبون بیارم مگه اینکه بگید که همون واقعیت هاهم چون دشمن ممکنه سو استفاده کنه به زبون نیاریم که اون یه حرف دیگست
مثالش من صد درصد مخالف وطن فروش هام اما هواپیمای اوکراینی که زده شد تا سه روز با تکذیب مواجه میشد بعد خود سپاه گردن گرفت البته که ایران بیگناه تشخیص داده شد. یا مثلا زمانی که آفای احمدی نژاد با رهبر اختلاف داشتند میگفتند هیچ اختلافی نیست شایعه هست تا وقتی که علنی شد
"چون سقوط ملتها، همیشه با انفجارها آغاز نمیشود؛ گاهی از روزی شروع میشود که دروغ، عادی میشود، تحریف، باور میشود، و حقیقت، زیرِ صدای بلند روایتها دفن میشود"با استناد به همین حرف، میشه دلیل قطع نت رو فهمید.