مذاکره یا تحمیل ؟
در ادامه سوره احزاب، آیات ۴ و ۵ از حقیقتی فراتر از یک بحث تاریخی پرده برمیدارند؛ نفی نسبتهای جعلی و تحمیلی. در روزگار امروز نیز همین منطق در میدان سیاست و مذاکره، در قالب شرطگذاریهای یکطرفه قدرتها تکرار میشود؛ جایی که تلاش میشود رابطهای نابرابر، با عنوان «تعامل» تعریف شود.
خبرگزاری فارس _ کرمان: سوره احزاب در دل یک مواجهه واقعی نازل شد؛ زمانی که فشار بیرونی تلاش داشت ساختار جامعه اسلامی را تحت سلطه و تغییر قرار دهد. اما این سوره فقط روایت جنگ نیست؛ روایت «تحریف حقیقت و ساختن نسبتهای غیرواقعی» است.
در آیات ۴ و ۵، یک قاعده بنیادین تثبیت میشود: حقیقت با اسم تغییر نمیکند و نسبتهای ساختگی، حتی اگر تکرار شوند، واقعی نمیشوند.در همین امتداد، امروز نیز در صحنه میدان واقعی جامعه، ۵۷ روز از آغاز تجاوز دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی میگذرد؛ اما مردم صحنه را رها نکردهاند و حضورشان را ادامه دادهاند. این استمرار، فقط یک حضور اجتماعی نیست؛ نشانهای از پیوند و ایستادگی در برابر تلاش برای دخالت و اثرگذاری بیرونی است؛ حضوری که اجازه نداده میدان به دست جریانهای مداخلهگر خالی شود.
دلِ دوگانه، حقیقتِ دوگانه نمیسازد
آیه ۴﴿ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ۖ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ ۖ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ۚ ذَٰلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ ۖ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴾ترجمه:خدا برای هیچ انسانی دو دل در درونش قرار نداده است و همسرانی را که به آنان «ظهار» میکنید، مادر شما قرار نداده؛ و فرزندخواندهها را پسران واقعی شما نگردانده است. اینها سخنانی است که فقط بر زبان خود میگویید، اما خدا حق را میگوید و او راه را نشان میدهد.
تفسیر : این آیه برای اصلاح یک انحراف اجتماعی نازل شد: تحریف واقعیت با زبان.در جامعهٔ آن زمان، افراد با تغییر واژهها، هویتها و نسبتها را عوض میکردند. خداوند این رفتار را رد میکند و یک اصل میگذارد: حقیقت با گفتار ساخته نمیشود.یعنی: ●دل نمیتواند دو حقیقت متضاد را بپذیرد●زبان نمیتواند واقعیت را تغییر دهد●و اسم، جای حقیقت را نمیگیرد
انطباق با امروز : در پرونده امروز نیز همین الگو دیده میشود. از یک طرف عنوان «مذاکره» مطرح میشود، اما از طرف دیگر، شروط سنگین و یکطرفه گذاشته میشود:●برچیدن تأسیسات هستهای●توقف غنیسازی●تحویل ذخایر اورانیوم●محدودیت برنامه موشکی●فشار برای تغییر نقش منطقهایاین یعنی دوگانگی در تعریف رابطه: ظاهر «تعامل»، اما واقعیت «تحمیل».
حقیقت را به نام واقعیاش بخوانید
آیه ۵﴿ ادْعُوهُمْ لِأَبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ ۚ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ ۚ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴾ترجمه:آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانهتر است؛ و اگر پدرانشان را نمیشناسید، آنان برادران دینی و دوستان شما هستند. و در خطاهای ناآگاهانه بر شما گناهی نیست، اما آنچه دلهایتان عمداً انجام دهد، مورد حساب است؛ و خداوند آمرزنده مهربان است.
تفسیر : این آیه برای اصلاح یک مسئله بنیادی نازل شد: تحریف هویتها با اسمگذاری.در جامعه آن زمان، واقعیتها با واژهها جابهجا میشدند. خداوند این رفتار را متوقف میکند و میگوید:●هر چیز باید با واقعیت خودش شناخته شود●اسم جای حقیقت را نمیگیرد●و جامعه نباید بر پایه توهم زبانی اداره شودمرز مهمی هم گذاشته میشود: خطای ناآگاهانه قابل بخشش است، اما تحریف آگاهانه حقیقت، مسوولیت سنگین دارد.
انعکاس در امروز : در میدان امروز نیز همین الگو تکرار میشود. وقتی شرطهایی برای مذاکره گذاشته میشود که ماهیت یک کشور را تحت فشار قرار میدهد:●خلع توان دفاعی●محدودسازی هستهای●دخالت در تصمیمهای راهبردی●تغییر رفتار منطقهایاما در عین حال، اسم آن «تعامل» گذاشته میشود، این همان چیزی است که آیه دربارهاش هشدار میدهد: ●اسم، واقعیت را تغییر نمیدهد ●رابطه نابرابر، با واژه برابر نمیشود
حرف آخر ...
سالهاست یک الگوی تکراری در سیاست جهانی ادامه دارد: ساختن رابطهای نابرابر، اما در پوشش واژههای نرم.اما قرآن یک خط روشن میکشد: حقیقت تابع اسم نیست.امروز نیز همان صحنه در حال تکرار است؛ جایی که شرطهای سنگین در قالب «مذاکره» عرضه میشود، اما در واقع چیزی جز تحمیل اراده نیست.و در کنار این واقعیت سیاسی، یک حقیقت میدانی هم روشن است: در طول ۵۷ روز از آغاز تجاوز دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی، مردم میدان را ترک نکردهاند و حضورشان را ادامه دادهاند؛ حضوری که اجازه نداده صحنه خالی شود یا به دست جریانهای مداخلهگر بیفتد.
این یعنی یک پیام روشن: میدان، خالی از صاحب خود نمیشود.●نه تحمیل، مذاکره است●نه شرط نابرابر، تعامل است●نه خلع قدرت، توافق است●و پسرخواندهی کسی شدن که چهل سال است جز خنجر به ما نداده، نه تعامل است نه عزتو اگر روزی قدرتها تصور کنند میتوانند با تغییر واژهها، حقیقت را عوض کنند، همانجا آغاز فروپاشی است؛ چون حقیقت نه با فشار حذف میشود و نه با اسم تغییر میکند.
و اینجاست که معادله نهایی روشن میشود: هر نسبتی که بر حقیقت نایستد، حتی اگر با قدرت ساخته شود، فرو می ریزد.﴿ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ﴾اینجا دیگر انتخاب بین «مذاکره یا تحمیل» نیست؛ انتخاب بین «حقیقت یا تحریف» است.
13:19 - 7 اردیبهشت 1405