دهه فجر؛ امضای خون زیر برگهٔ آزادی

دهه فجر، تاریخ دوباره نفس می‌کشد و خون‌هایی که ریخته شد، راه آزادی را روشن نگه می‌دارند. این دهه برهه‌ای است برای تجدید پیمان با ارزش‌هایی که با جان امضا شدند و هر نسلی که از کنار آن عبور کند، ضربه‌های قلب تاریخ را می‌شنود؛ ضربه‌هایی که نمی گذارند، شعله آزادی خاموش شود.
خبرگزاری فارس _کرمان: دهه فجر که می‌رسد، تقویم دیگر فقط عدد نیست. زمان، مکث می‌کند. دیوارها گوش می‌گیرند و خاطره، بی‌اجازه از لای سال‌ها بیرون می‌زند.
دهه فجر، برای ما فقط ده روز نیست؛ یک بازگشت است. بازگشت به روزهایی که کلاس‌های درس کوچک بودند، اما رؤیاها قدِ آسمان داشتند. ریسه‌ها را با دست‌های کودکانه می‌بستیم و نمی‌دانستیم داریم آزادی را آذین می‌بندیم.سرود که پخش می‌شد، دیوارهای مدرسه دیگر دیوار نبودند؛ سینه بودند. می‌لرزیدند. همراه ما می‌خواندند: «بوی گل و سوسن و یاسمن آید…»‌ و ما، بی‌آنکه معنی سیاست را بدانیم، معنای ایستادن را بلد بودیم.۱۲ بهمن که می‌آمد، تاریخ کفش‌هایش را در می‌آورد و آرام قدم می‌گذاشت روی دلِ این خاک و ۲۲ بهمن، روزی بود که فهمیدیم گاهی پیروزی، نام دیگرِ از خود گذشتن است.
امروز هم وقتی همان سرودها پخش می‌شود، قلب هنوز راهش را بلد است. می‌لرزد.‌می‌دود.‌ می‌خواهد از قفسِ تن بیرون بزند و دوباره، در همان صف‌های منظمِ صبحگاه بایستد، با دستی بر سینه و چشمی تر.دهه فجر برای ما نه یک مناسبت تقویمی، که خاطرهٔ زندهٔ آزادی است؛ خاطره‌ای که هر سال از نو زاده می‌شود و فریاد می‌زند: آزادی، اول در دل‌ها شروع شد، بعد در خیابان‌ها. و چه خوشبخت ملتی که هنوز با شنیدن یک سرود، دلش می‌لرزد.

حرف آخر ...

اما این لرزشِ دل، تنها یک نوستالژی نیست. این، صدای قدم‌های تاریخ است که از پشت سر می‌آید و اینگونه است که تاریخ را نه با تقویم، که با این ضربانِ بی‌قرار می‌سنجند.دهه فجر، تنها ده روز نیست؛ ضربانِ یک انقلاب است که هنوز در نبض این خاک می‌تپد. هر قدمی که برمی‌داریم، بر سکوی بلندی ایستاده‌ایم، از جان‌هایی که سنگِ بنای امروز شدند.
آزادی‌مان قرضی است بی‌سررسید، و امانتی است که نه در گاوصندوق‌ها، بلکه در مشت‌های گره‌کرده و دل‌های بیداری نگهداری می‌شود که هرگز اجازه نمی‌دهند شعله‌اش خاموش شود.و دهه فجر برههٔ تجدید پیمان است؛ نه با یک واقعه، بلکه با ارزش‌هایی که با خون امضا شدند و به ما سپرده شدند تا هر سال از نو ادامه‌شان دهیم.
پس بایستیم. بلندتر از همیشه. سنگین‌تر از سکوت دشمن. تا هر بادی که از جانب بیگانگان بوزد، در شاخه‌های درختان ریشه‌دار این سرزمین، چون زمزمهٔ صلابتِ مردانی طنین اندازد که بر خاک افتادند تا خاک، بر دوش تاریخ بلند شود.آزادی ارزان نبود. گران‌بهاست و ما نگهبانان این آتشِ همیشه‌جوشانیم.#دهه_فجر #ایران_قوی#کرمان
14:01 - 18 بهمن 1404
روایت روز
استان ها
کرمان