پیش به‌سوی فجری دگر در صبح فرج

زمستانِ جانمان، با سرمایِ بی‌رحمانهٔ ظلم و جور زمانه، استخوان‌سوز شده است. قلبمان، چون پرنده‌ای در قفسِ اندوه، بی‌هدف بال‌ می‌زند. اما هنوز، در پسِ این سیاهیِ دنیا، بارقه‌ای از امید، چون ستاره‌ای می‌درخشد؛ امیدی به طلوعِ آن صبحِ فرج، به ظهورِ آن نورِ تابناک که وعدهٔ رهایی را به جان‌های خسته داده است.
خبرگزاری فارس _ کرمان: قرن‌هاست که این دل، به تپش افتاده است، به آرزویِ آن صبحی که همه را بیدار خواهد کرد. قرن‌هاست که این چشم ها، به انتظار مانده است، تا ببیند آن روز را که درهای بهشت، به روی زمین باز می‌شود. در این میان، بادهای تیره و سرد، سعی می‌کنند این آتشِ اشتیاق را خاموش کنند، اما هرچه این بادها بیشتر بوزند، شعلهٔ امید، در دل‌ها قوی‌تر می‌شود.
اینک ای مردمان کویر، قلبِ تپنده ایران! شعله‌ور باشید! در این شب‌های پر از آشوب بشریت، هر قطرهٔ خونتان را به دعا بدل کنید. هر نجوای دلتان را، فریادِ رهایی برآرید. ببینید که چگونه ظلم، چون زهری در رگ‌های جامعه، جاری شده است. ببینید که چگونه بی‌عدالتی، چون گردی بر چشمِ حقیقت، نشسته است. اما نترسید! چشم‌ها را باید باز نگه داشت! در پسِ این تاریکی، نهالی از امید، پنهان شده است. نهالی که با هر دعا، با هر آرزو، قوی‌تر و پربارتر می‌شود.
بگذار صدای گریه‌تان، به آسمان برسد. بگذار اشک‌هایتان، زمین را تر کنند. این اشک‌ها، بذرهای امید هستند که در دلِ خاکِ غم، کاشته می‌شوند. با تمام وجودتان، دعا کنید. دعا کنید تا آن صبحِ دل‌انگیز، طلوع کند و تمام این سیاهی‌ها را در خود حل کند.

حرف آخر ...

تا زمانی که این دلتنگی، در وجودمان زنده است، این امید نیز زنده خواهد ماند. تا زمانی که در عمق قلبمان، آرزوی ظهور، چون نهری جاری است، وعده‌ی رهایی، محقق خواهد شد.
پس دعا کنیم... دعا کنیم... با تمام وجودمان، دعا کنیم... تا آن روز، برسد که زمین، عطرِ عدالت و مهربانی را استشمام کند و قلب‌ها، آرامشِ ظهور را تجربه کنند. گمان یأس را به گُمان امید بدل کنیم و با ایمان و یقین، در راهِ آن صبحِ فرج، گام برداریم.«اللهم عجل لولیک الفرج»
13:46 - 26 دی 1404
اندیشه
استان ها
کرمان

2 بازنشر2 واکنش
48٫6k بازدید