انتقام از غربزدگی
پیام مردم در وداع و تشییع چندین میلیونی امروز و این هفته، ابعاد مختلفی دارد. از پیام عاطفی تا پیام انتقام.شاید مهمترین وجه انتقام این ملت، انتقام از تفکر غرب زدگی باشد. تفکری که سالها، ملت را در عین قدرت، از ایستادن روی پای خود و مقاومت در مقابل سلطه غرب، ترسانده، تا جایی که استعمار غرب به خود جرات بدهد، که امام ما را علنا به شهادت برساند و اقدام خود را هم رسما، اعلام کند.
رابطه عاطفی امام و امت
اولین بُعد پیام مردم، عاطفی است. رابطه امام و مردم، رابطه شدیدا عاطفی و مملو از محبت و عشق بود. شخصا در از دست دادن هیچ یک از نزدیکان و دوستان، هیچ وقت اینگونه منقلب نشده بودم و قلبم تحت فشار نبود.اما این برآشفتگی عاطفی، وجه دیگر هم دارد. شاید این وجه را بتوان در افسوس، تنفر و خشم خلاصه کرد. این وجه، در توضیح ابعاد دیگر، روشن تر می شود.
بیداری
بُعد دیگر پیام، بیداری است. در اولین وجه این بیداری، بسیاری از مردمی که تصویر سیاه نمایی شده ای از امام، و نیز انقلاب و اسلام در ذهنشان با چنبره رسانه های دشمن شکل گرفته بود، با این شهادت از غفلت بیدار شدند و بتدریج، بیشتر نیز می شوند. اما این بیداری وجه دیگری هم دارد. بخشی از مردم و نیز بخشی از مسئولان، از خواب اعتماد به دشمن بیدار شدند. دشمن کمر به قتل شما بسته! از شخص شما، تا امام شما و تمدن شما. چهره استعماری غرب و دست چدنی آن، در این میدان، در جنگ وجودی با کشور و ملت و تمدنی که بخواهد، خود را از سلطه غرب خارج کند، و روی پای خود بایستد، از پشت نقاب کت و شلواری های جنتلمن، و دستکش مخملی، ظاهرتر شده است.
انتقام
بُعد دیگر اما انتقام است. انتقامی که وجوه مختلفی دارد. اولین و آشکارترین وجه انتقام، قصاص آمران و بانیان و مجریان است. که آشکار است که همین قصاص برای تداوم حیات ملت و تمدن ما ضروری است. وجه دیگر این انتقام، برچیده شدن بساط صهیونیسم از جهان، آمریکا از منطقه، و شکسته شدن هیمنه پوشالی غرب در دنیا است. چیزی که به زودی، منجر به فروپاشی آن تمدن از درون خواهد شد. اما انتقام، وجه دیگری هم دارد، که مقدمه وجه قبلی است.
انتقام از غرب زدگی
استعمارگری غرب وحشی، تا وقتی در افکار و درون جامعه، ملت و مسئولان ما نفوذ نکند، قابلیت تسلط بر ما را ندارد. بخصوص با بنیان قرآنی و شیعی ما، استعمار محلی از اعراب را در این ملت ندارد. مگر آنکه، در باورهای ملت ما، سیطره خود را محکم کرده، و اعتماد به نفس ناش از اعتماد الهی و دینی ما را متزلزل کند. در هیچ دوره ای، از جنگ اُحد و صفین گرفته، تا جنگ رمضان و ماجرای آتش بس اخیر، قدرت امت و قوای نظامی ما، با تکیه به نصرت الهی، فی البداهه نسبت به دشمن دچار ضعف نبوده، بلکه غلبه آن کاملا ممکن بوده و هست. اما مهمترین گرفتاری این امت در مقابل دشمن، تزلزل درونی بوده و هست. تزلزلی ناشی از طمع گرفته، تا ساده لوحی و فریب خوردن، تا ترس و خود کم بینی.در عهد اخیر، وظیفه محوری این نفوذ تا تزلزل درونی، بر عهده تفکر روشنفکرنمای غرب نما و غرب گرا بوده است. این تفکر، سالها تلاش کرده تا نفوذ غرب و تمدن غرب را در کشور ما تمهید کرده، و مقاومت فکری درونی و باورهای ما را، برای این تسلط بشکند.شاید به همین دلیل بود، که امام کبیر انقلاب، امام خمینی، رحمت الله علیه، فرمودند: "...به مردم التماس می کنم که این غرب زدگان را کنار بگذارید..."(عین عبارت ایشان).شاید مهمترین وجه انتقام این ملت، انتقام از تفکر غرب زدگی باشد. تفکری که سالها، ملت را در عین قدرت، از مقاومت، اِعمال قدرت خود و ایستادن روی پای خود، و در مقابل غرب، منع کرده، تا جایی که استعمار غرب به خود جرات بدهد، که امام ما را علنا به شهادت برساند و اقدام خود را هم رسما، اعلام کند.
همین تفکر، امروز هم در تلاش است، ملت مقاوم مبعوث ایران را از مقاومت در مقابله سلطه غرب، منع کند. انتقام ملت از این تفکر، بیدار شدن، و دور ریختن آن است.
و ما انتقام خواهیم گرفت!
ان شاءالله، و لا حول و لا قوه الا بالله.با چشمان اشکبار، خیابان انقلاب، در میان انبوه خونخواهان، تشیع امام خامنه ای. ۱۵ تیر ۱۴۰۵.الحمد لله رب العالمین.
12:07 - 15 تیر 1405