زبان بدن ایران چگونه است؟
تاثیر زبان بدن در مخاطب، چندین برابر تاثیر کلام است. در تعامل بین کشورها نیز، زبان بدن یک کشور، فراتر از زبان بدن دیپلماتیک، بر طرف مقابل تاثیر می گذارد. از جمله در تعامل ایران با دشمنان آشکارش و حامیان آنها، حالت برخورد و رفتارهای ایران، پیامهای آشکاری به کشورهای متخاصم می دهد. دشمن هم بیش از آنکه قوای نظامی ما را برانداز کند، به زبان بدن کشورمان نگاه می کند تا وضعیت و حالت ما را تشخیص دهد.
زبان بدن
در تعامل با دیگران، حالات و ترکیب حرکت بدن یک فرد، پیامهائی ناخودآگاه به طرف مقابل در مورد وضعیت آن فرد می دهد. طرز نشستن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن، حرکت دست، حرکت پا، حالت چشم، ابرو، دهان، لحن صدا و سایر اجزاء بدن، پیامهائی را به طرف مقابل می دهد. پیامهائی از وضعیت و پشت پرده گفتار شخص، اعم از خشم، خوشحالی، ترس، اعتماد به نفس، تزلزل، ادب، جسارت، شرم، وقاحت، و دهها حالت دیگر نظیر آن. این زبان بدن است، که بدون اینکه کلامی رد و بدل شود، پیامی را از افکار و حالات روانی او، به طرف دیگر منتقل می کند. تاثیر زبان بدن در مخاطب، چندین برابر تاثیر کلام است. هر موجود، از زبان بدن موجود دیگر، حالات و رفتار او را تشخیص داده، و بصورت ناخودآگاه، نسبت به آن واکنش مناسب را اتخاذ می کند. زبان بدن، پدیده ای شناخته شده، و زمینهای تخصصی است. در عین اینکه همه افراد، پیامهای زبان بدن را به صورت ناخودآگاه و فطری هم درک می کنند. مثلا یک کودک نوزاد نیز از حالت نگاه فرد مقابل، می تواند متوجه مهربانی یا عصبانیت او شده، و در مقابل لبخند بزند یا گریه کند. حیوانات هم زبان بدن دارند و زبان بدن را درک می کنند. در مجموع هر موجود هوشمند، هم دارای زبان بدن است و با بدن خود، به طرف دیگر پیام می دهد، و هم زبان بدن طرف مقابل را درک می کند.
از زبان بدن دیپلماتیک تا زبان بدن یک کشور
در فضای دیپلماتیک، زبان بدن یک دیپلمات، بیش از قدرت کلام او، می تواند تعیین کننده باشد. نمود عینی اقتدار یا تزلزل یک دیپلمات، ترس یا پشتوانه محکم او، خشم یا نرمش او، و نظایر آن، در تعامل دیپلماتیک او تاثیر بسیاری دارد. اما فراتر از نقش زبان بدن فرد دیپلمات در فضای دیپلماتیک، یک کشور هم زبان بدن دارد. اگر یک کشور را به عنوان یک کل، بتوان یک موجود هوشمند که رفتار یکپارچه و منسجمی دارد تلقی کرد، رفتارهای یک کشور و حکومت آن، با دیگران و نیز مردم خودش، پیامهای مشخصی دارد. در مصداق برخورد یک کشور با مردم خودش و مردم کشورهای دیگر، می توان کشورهای بسیار خشن نظیر عربستان و ترکمنستان را، با کشورهای دیگر مقایسه کرد. اما برخورد یک کشور با کشورهای دیگر نیز زبان بدن خاص خودش را دارد. اینکه یک کشور نسبت به کشورهای دیگر، چه رفتاری دارند، در زبان بدن یک کشور نمود پیدا می کند. یک کشور که کوچکترین تهاجم به حریم خود را با شدیدترین وجه پاسخ می دهد، تا کشوری که هر چه به او تهاجم شود، فقط ناله و التماس می کند. یک کشور که مقتدرانه با کشورهای دیگر برخورد می کند، تا کشوری که دنبال کشورهای دیگر می دود.
زبان بدن ایران
در این ایام، نوع تعامل ایران با دشمنان آشکارش، یعنی آمریکا و اسرائیل، و نیز همپیمانان و حامیان و همراهان آنها، اهمیت بسیار زیادی دارد. حالت برخورد و رفتار ایران، پیامهای آشکاری به کشورهای متخاصم می دهد. دشمن هم بیش از آنکه قوای نظامی ما را برانداز کند، به زبان بدن ما نگاه می کند تا وضعیت، افکار و حالات ما را تشخیص دهد.• واکنش نسبت به نقض آتش بس توسط دشمن، و اینکه ما چه عملی در مقابل آن انجام می دهیم، نوعی بروز زبان بدن ما است. آیا ما چند دقیقه پس از هر مورد نقض، بلافاصله به آن پاسخ دندان شکن بدهیم؟ یا اینکه نقض های متعدد را تحمل کنیم و فقط به سازمانهای بین المللی شکایت و داد و فریاد کنیم و طرف را متجاوز بخوانیم؟ (عین این واکنش را برای فردی که شخص متجاوزی به حریم خانه و خانواده او تجاوز کرده تصور کنید)• آیا با متجاوز برخورد شدید می کنیم و او را به سزای عملش می رسانیم؟ یا او را به مذاکره دعوت می کنیم؟ • آیا ما درخواست مذاکره می کنیم، یا آنها؟ آیا مذاکره را در چه مکانی انجام می دهیم؟ در کشور بی طرف؟ یا یکی از کشورهای حامی و پایگاه عملیات دشمن؟ • آیا هیئت مذاکره کننده با تشریفات و ابهت به محل مذاکره می رود؟ یا پنهانی و حتی بدون اطلاع قبلی؟ و حتی موقع برگشت هم به صورت ذلیلانه و با ترس از ترور، خود را به کشور خود می رساند؟
• آیا پیش شرطهائی که آنهمه بر آن تاکید کرده بوده، تماما اتفاق افتاده و بعد مذاکره انجام شده؟ یا هیچکدام از پیش شرطها، محقق نشده، و هیئت مذاکره کننده برای مذاکره با دست خالی، سر از پا نشناخته و بدو بدو، خودش را به محل مذاکره رسانده؟• آیا محکم ایستاده و نشان می دهد که حتی اگر در داخل مشکلی دارد، این مشکلات ذرهای او را سست نکرده است؟ یا هی فریاد میزند که ما مشکل پیدا کردهایم و همه چیزمان خراب شده و فریاد و فغان!؟• آیا حقوق قانونی خود را به خوبی می شناسد و با جدیت از آن دفاع می کند، و ذره ای از آن کوتاه نمی آید؟ یا وقتی طرف زورگو، حقوق او را زیرپا قرار داده، از آن حق چشم پوشی می کند و می گوید حالا این را ول کنیم، بقیه حقوقمان را حداقل یک مقداری حفظ کنیم؟• آیا با کسی که رهبری و مسئولین مختلفش را ترور کرده، و بازهم تهدید به ترور می کند، با خشم و شدت برخورد کرده، و دندان او را خرد کرده و مقابله به مثل می کند و مکانیزم مقابله مثل خودکار شدیدی را برای ترورهای بعدی اعلام می کند (نظیر کره شمالی)؟ یا اینکه فقط ناله می کند و شکایت می کند و فحش می دهند و پنهان می شود که نتوانند آنها را ترور کنند؟
• آیا وقتی رهبری را به ترور تهدید می کنند، دندان بیان کننده این حرف را خرد می کند؟ یا در مقابل فقط می گوید: ”خوب رهبر دیگری انتخاب می کنیم“؟• آیا وقتی رهبران مهمی مثل شهید قاسم سلیمانی و سید حسن نصر الله و اسمائیل هنیه را ترور می کنند، پاسخ پشیمان کننده به آنها داده می شود، که معادلات آنها را به هم بریزد و از کرده خود پشیمان شده، و جرات تکرار آن را نداشته باشند؟ یا آنها می بینند که برایشان می صرفد که رهبران بعدی را هم ترور کنند و چند موشک را تحمل کنند و تمام؟• آیا در مجامع بین المللی با اقتدار حاضر شده، و حقوق خودمان را مطالبه می کنیم؟ یا دیگران باید بیایند و حتی در دعاوی حقوقی هم کشورهای دیگر، شکایت علیه دشمن را در دادگاههای بین المللی ثبت کنند؟• ....اینها نمونه هائی از زبان بدن کشور ما است. دشمن بیش از آنکه به تجهیزات و قوای نظامی ما، و حرفهای ما توجه کند، به زبان بدن کشور ما و نیز جبهه مقاومت توجه کرده، و بر اساس آن، برای نوع اقدامی که باید انجام دهد، تصمیم می گیرد.
به عنوان نمونه، شیرمردان انصار الله یمن، با آنکه تجهیزات و ادوات بسیار محدودتری نسبت به کشور ما دارند، در سالهای اخیر با زبان بدن بسیار قوی، در عرصه بین المللی و تقابل با دشمنان خود وارد شده اند، و دشمنان نیز نسبت به تعامل با آنها، احتیاط بیشتری کرده، و روی حرف آنها حساب بیشتری باز می کنند.به نظر می رسد در سالهای اخیر و در دو دفاع مقدس آخر، علیرغم توان نظامی قوی، و پشتوانه مردم پایدار و در صحنه، و تکیه زدن بر نصرت الهی، زبان بدن ایران زبان خوب و در شان جمهوری اسلامی ایران، نبوده است. و ضرورت دارد، تجدید نظر جدی در این زمینه اتفاق بیفتد. لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
12:40 - 5 خرداد 1405