فرهنگ اظهار نظر

نکاتی در اظهار‌نظر (کامنت گذاری) و تعامل با اظهار‌نظر کنندگان در سکوی فارس! - قسمت دوماظهار نظر، بیش از آنکه یک واکنش فردی باشد، یک فرهنگ است. فضای یک رسانه، نویسندگان و مخاطبان و کاربران آن است که افراد را به اظهار نظر در یک جمع می کشاند، یا از آن منع می کند، یا رویکرد خاصی از اظهار نظر را در فضای کاربران آن رسانه، رواج می دهد. ممکن است یک فرد در فضای یک رسانه، اصلا اظهار نظر نکند، ولی در فضای رسانه دیگر، دائما مشغول اظهار نظر باشد. او بستگی به فضائی که در آن رسانه حاکم است، و واکنشهائی که شخص دریافت می کند، درگیر اظهار نظر می شود. به همین ترتیب نیز فرهنگ اظهار نظر در محیط آن رسانه شکل می گیرد.

اشاره

در یادداشت قبلی در مورد اظهارنظر در سکوی تعاملی فارس و سایر رسانه های تعاملی صحبت کردیم. دیدیم که قواعد و مسائل اظهار‌نظر در فارس، با قواعد و مسائل اظهار‌نظر در وبگاههای دیگر تفاوت دارد. در این سکوی تعاملی، که همه کاربران در آن می‌توانند محتوی تولید کنند،‌ همه افراد در ارتقاء فضای تعامل هم نقش ایفا می‌کنند، و فعالیت خودشان، علاوه بر دیگران، برای خودشان هم مفید خواهد بود. در چنین محیطی، حتی منِ خواننده مطالب نیز، با توجه به این قواعد و مسائل، می‌توانم باعث شوم که محیط خواندن خود من، بهبود پیدا کند.در ادامه بحث، در این یادداشت مسئله فرهنگ جمعی مورد بحث قرار می گیرد. سپس در دو یادداشت بعدی، ابتدا مولفه‌های فرهنگ مطلوب اظهارنظر بیان شده، سپس انواع اظهارنظر کنندگان شمرده شده، و به تفکیک، برخی از نکات توصیه‌ای را برای خوانندگان مطالب، نویسندگان، و متولیان رسانه، مرور می‌کنیم. ان شاء الله.

هنجارسازی در فرهنگ

در هر فضا و محیط اجتماعی، چه محیطهای فیزیکی و حضوری، و چه محیطهای سایبری، یک فرهنگ ایجاد شده و حکم فرما است. در این فرهنگ، هنجارهای اجتماعی، افراد حاضر در آن اجتماع را به بروز رفتارهای خاصی ترغیب کرده، یا از بروز رفتارهای خاصی منع می‌کند. بخصوص در مورد فرهنگ این مسئله مهم است که جمع و افرادی که در آن حضور دارند، همگی در مورد رفتارهای نامطلوب واکنش نشان می‌دهند. همانگونه که اگر کسی با لباس نامناسبی برای یک محیط (مثلا یک مسجد یا یک رستوران خاص یا یک محوطه ورزشی) در آن محیط حاضر شود، افراد حاضر در آن محیط به او جوری نگاه می‌کنند، که متوجه نامناسب بودن پوشش یا رفتار خود در آن محیط می‌شود. زمانی می‌توانیم ادعا کنیم که یک فرهنگ در یک محیط سکوی رسانه سایبری ایجاد شده است، که وقتی که کسی بر خلاف آن فرهنگ متعارف در آن محیط رفتار کند، بقیه افراد نسبت به او حس خوبی پیدا نکرده و نسبت به او واکنش نشان می‌دهند.
توجه شود که هنجار باید به گونه‌ای ایجاد شده باشد، که خود افراد به آن واکنش نشان دهند، و واکنش سازمانی متولیان سکو، نظیر تذکر رسمی و مسدود کردن و جریمه و ... ، به تنهائی کافی نیست و فرهنگ سازی و هنجارسازی نمی‌کند. مهمترین ابزار برای شکل گیری یک فرهنگ و هنجارهای آن در یک محیط، یک جمع فعال در آن محیط است. بصورتی که اگر کسی خارج از قاعده فرهنگ آن محیط عمل کند، آن جمع فعال از کاربران، به او در مورد رفتارش، به صورت مناسب، و متناسب با نوع رفتار مذکور، تذکر دهند. به عبارت دیگر خود جمع حضار باید با رویکرد امر به معروف و نهی از منکر، در فضای مذکور، یک فرهنگ را تثبیت کنند.در یک محیط سایبری نظیر سکوی فارس نیز باید جمع فعالی حضور داشته باشند، که بتوانند به تدریج، فرهنگ مذکور را فراگیر کنند. حجم جمع فعال باید به حدی باشد که بتواند به نحو مناسب، در تمام محیط اثر گذار باشد. بتدریج، این جمع فعال، دامنه اثر خود را به سایر کاربران منتقل کرده، و سایر جمع نیز در واکنش نسبت به رفتارهای نامطلوب، فعال تر عمل می‌کنند[1].
این جمع فعال می‌تواند از اعضای رسمی، دغدغه‌مندان، علاقه‌مندان و هواداران شروع شده، و بتدریج به سایر افراد نیز سرایت کند. ضمن آنکه ترکیب کردن سازماندهی چنین جمعی، در کنار اطلاع رسانی مستقیم و برنامه‌های آموزشی و نظایر آن برای همه کاربران، مجموعه سازوکارهای موثری در فرهنگ سازی را شکل می‌دهد. حتی در فضائی نظیر استادیومها و ورزشگاهها، می‌توان با چنین شیوه‌ای، فرهنگ خاصی را بین تماشاگران ایجاد کرد. باشگاههای ورزشی مشهور دنیا، از همین روش برای ایجاد برخی از هنجارها، یا حتی مهارت فراگیر شده بین تماشاگران در یک واکنش جمعی متحد (نظیر ایجاد یک موج متحرک در استادیوم)، استفاده می‌کنند. به نظر می‌رسد هنجارسازی حجاب و نظایر آن نیز، نیازمند چنین سازوکاری است.برخی از مجموعه‌ها و باشگاههای ورزشی، بعضا برای شکل‌گیری یک فرهنگ یا هنجار، برای برخی از رهبران جمع‌های ورزشی، و افراد اثرگذار بر هواداران، جلسات آموزشی برگزار کرده، و سازوکارهای انتقال فرهنگ را با آنها در میان می‌گذارند، تا توسط آنها به سایر هواداران منتقل شود.

تحمیل فرهنگ از بیرون

یک نکته مهم آن است که این سازوکار جمع فعال، می‌تواند از بیرون یک مجموعه، فرهنگی را به درون یک مجموعه تحمیل کند. اگر یک جمع فعال و هماهنگ، بصورت هدفمند، در یک مجموعه دیگر وارد شده، ضمن آنکه خودشان، رفتارهای خاصی را بروز می‌دهند، آن رفتارهای خاص را در دیگران مورد تشویق، یا معکوس آن را مورد تقبیح و تمسخر قرار دهند، بتدریج می‌توانند منجر به شکل گرفتن یک هنجار پنهان در مجموعه یا جامعه دیگر شوند.مثلا وقتی افرادی در یک جامعه مذهبی، با پوشش کم‌حجاب یا بی‌حجاب وارد شده، و نه تنها از کم‌حجابی و بی‌حجابی خود شرم نمی‌کنند، بلکه با جسارت، به تمسخر حجاب دیگران می‌پردازند، ضمن آنکه از ابزارهای جنبی نظیر نمونه‌ها، الگوها، محصولات، نمایش فیلم‌های جوامع بی‌حجاب و نظایر آن نیز استفاده می‌کنند. این افراد بتدریج می توانند باعث شل شدن حجاب افراد آن جامعه شده، و حتی آن حجاب را به صورت یک ناهنجاری در بین افراد آن جامعه در آورند، و آنها را نیز مجبور به واکنش هنجاری منفی نسبت به حجاب، و واکنش هنجاری مثبت نسبت به بی حجابی کنند.
با همین سازوکار، یک جمع فعال، می تواند وارد فضای یک رسانه شده، و در اظهار‌نظرها، با رفتارهای هماهنگ، فرهنگ و ارزشهای خاصی را به صورت یک هنجار در آن محیط در آورند. نکته مهم این است که در تهاجم بیرونی به یک فرهنگ، مهاجمان با ارزشهای منفی، به دلیل وقاحت، دریدگی و بی‌حیائی‌شان، قدرت بیشتری برای چنین کاری، نسبت به جمع‌های فعال بیرونی با ارزشهای مثبت، در یک جامعه منفی دارند.
بر عکس، جمع‌های بیرونی با ارزش‌های مثبت، خودشان در جامعه مذکور که هنجارهای با ارزشهای منفی در آن حکم فرما است، تحت تهاجم و فشارهای هنجاری زیادتری مواجه هستند، و به سختی می توانند انتقال فرهنگی مثبتی را انجام دهند. به همین دلیل، اغلب انتقالهای فرهنگی مثبت، معمولا به صورت منطقی و عقلانی درونی اتفاق می‌افتد، تا انتقال هنجاری از بیرون!

از فرهنگ مستقل از ارزش، تا فرهنگ حامل ارزش

نکته مهم این است که فرهنگ و هنجار در اینجا و از این منظر، مستقل از ارزش است. یعنی شما می‌توانید فرهنگی را در یک محیط و فضای حضوری یا سایبری ایجاد کنید، که بعضا بار ارزشی و اخلاقی نامناسبی هم داشته باشد. مثلا حضور در برخی از جمع‌ها، مستلزم بروز و انجام برخی رفتارهائی است که ممکن است غیر اخلاقی باشد. کشیدن سیگار، استعمال مواد مخدر، و نوشیدن مشروبات الکلی در برخی جمع‌های هنری یا تفریحی، به همین طریق به افراد دیگر سرایت می‌کند. افرادی که در این جمع‌ها شرکت می‌کنند، اگر از این رفتارهای نامناسب سرباز بزنند، توسط جمع مورد فشار هنجاری، نظیر نگاه سنگین، یا تمسخر، قرار می‌گیرند.
به همین دلیل قرار گرفتن در جمع‌هائی نظیر هنرمندان، ورزشکاران، پزشکان، مهندسان معمار، فیلسوفان، طلاب علمیه، رزمندگان (نظیر جبهه‌ها)، اعضاء و هواداران یک حزب یا طیف سیاسی، رانندگان و نظایر آن، بصورت خودکار و بعضا ناخودآگاه، طیف رفتاری خاص و حتی تفکرات خاص را به شخص تازه وارد منتقل کرده، و هر شخصی که مدتی در این جمع حضور پیدا کند، پس از مدتی شبیه آنها رفتار کرده، و حتی شبیه آنها فکر می‌کند. به عبارت دیگر حتی رفتارهای ذهن نیز به همین شکل هنجارسازی می‌شود، و تفکر خاصی، نه به صورت استدلالی و منطقی، بلکه به صورت هیجانی و هنجاری، به اعضای جمع منتقل شده، و همه جمع، آن گونه فکر و تحلیل می‌کنند. حتی شکل گیری ابرانگاره‌ها(Paradigm) و گفتمانهای نظری هم، بیش از آنکه یک سرایت و جمعی سازی استدلالی و منطقی باشد، تا حد قابل توجهی، یک سرایت و جمعی سازی هیجانی و هنجاری محسوب می‌شود.

*****

در دو یادداشت بعدی، ابتدا مولفه‌های فرهنگ مطلوب اظهارنظر بیان شده، سپس انواع اظهارنظر کنندگان شمرده شده، و به تفکیک، برخی از نکات توصیه‌ای را برای خوانندگان مطالب، نویسندگان، و متولیان رسانه، مرور می‌کنیم. ان شاء الله. الحمد لله رب العالمین.

پی نوشت

[1] - تبیین فرهنگ، فرهنگ سازی و هنجار سازی، فرایندها و ابزارهای مختلفی دارد، که از گنجایش این یادداشت خارج است. در این مورد می‌توانید به مباحث نظریه فرهنگ، توسط نگارنده همین متن، در اینجا نگاه کنید.
15:57 - 9 بهمن 1404

1 بازنشر1 واکنش
241٫1k بازدید



4 پاسخ

در پاسخ به
آفرین حربه جالبی پیدا کردی ولی این فقط در رسانه کاربرد نداره و مهم تره. در فرهنگسازی مدیریتی برای مبارزه با فساد هم شما اول باید یک ساختار اجتماعی بزنی که فساد نداره و بعد افراد جدید جذب ساختار سالم کنی. وگرنه با عوض کردن مدیر یا هر چیزی فرهنگ حاکم تغییر زیادی نمیکنه

تصویر نمایه‌ی ‌اردوان مجیدی‌
@ArdavanMajidi10 بهمن 1404
سلام جناب آقای فرهادی عزیز نکته صحیح و بسیار مهمی را فرمودید؛ که بنده با هم آن کاملا موافقم. البته آنچه که من در این یادداشتها، در مورد فرهنگ اظهار نظر عرض می کنم،‌ منظور ادیبانه و رسمی و تخصصی اظهار نظر کردن نیست. بلکه فرهنگ مطلوب،‌ حداقلی است از دو مولفه "مودبانه" و "منطقی". فکر می کنم هر کسی بت…نمایش بیشتر

@Sokhum00010 بهمن 1404
در پاسخ به
اردوان جون خدا بد نده پیشونیت چیزی شده؟