تو چه زیبائی رضا جان، نام زیبایت نشانه است؛ کودکانه
تو چه زیبائی رضا جان، نام زیبایت نشانه است جلوه نوری که هر دم، سوی مهمانت روانه استمی دهد سویت سلامی چونکه می گیرد دلش گهگاه مامان دست بر سینه به سمتت ایستاده سوی تو شاه خراسانشعر بر لب می زند بر موی من گهگاه شانه گاه می گردد ز چشمش قطره اشکی روانه
اشاره
امروز خودم خیلی هوای زیارت امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام را کرده بودم. یاد قطعه شعری کودکانه را که زمانی در مورد زیارت ایشان گفته بودم، افتادم. به نظرم رسید این قطعه را برای دوستان هم به اشتراک بگذارم. بخصوص در این ایام پر تنش، گاهی اوقات بزرگترها هم نیاز به آرامشی کودکانه، آن هم نزد امام رئوفشان دارند. *****در ایام کودکی فرزندانم، و نیز در ایامی که در مدرسه حکمت با بچه ها زندگی می کردیم، گهگاه شعرهائی کودکانه برایشان می سرودم و می خواندیم؛ که بعضی از آنها به صورت مجموعه شعرهایی گردآوری شد (و البته هنوز منتشر نشده). عنوان یکی از این مجموعه شعرها، "الفبای مدرسه ما" است، که اغلب شعرهای آن، مناسب مجموعه سنی نیمه اول دبستان است. برای هر حرف الفبا، قطعه شعری است. حرف "ز" با قطعه "ز در هوای زیارت"، ما را به حرم امام رضا علیه السلام می برد.
"ز" در هوای زیارت
کرده ام باز هوایت که بیایم به کنارت درس "ز" باز شد و باز شده درس زیارتدر کتابم باز دیدم عکسی از صحن قشنگت یاد تابستان امسال خوش و دل شده تنگتچونکه بابا گفت مشهد همگی بالا پریدیم با چنان شوقی که انگار سوی صحنت دویدیمچون به صحن تو رسیدیم، سلامی به تو کردیم از همانجا سوی گنبد ایستاده رویمان را به تو کردیم
آفتاب گرم کم کم سمت مغرب چون روانه باز شد صد فرش زیبا در حیاطت دانه دانهچه نمازی بود آن شب، زیر سقف آسمانت گاه می کردم نگاهی، سوی تو در آستانت
در کلاسم ولی انگار که در فکر تو هستم آمد از آنجا نسیمی و من از بوی تو مستمدر خیال امروز غرقم، رفته ام تا کهکشانها دور صحن تو رسیدم، پر زدم در آسمانها پر پرواز گرفتم، مثل یک باز گرفتم بر فراز آسمانت، رمز یک راز گرفتمیا نه امروز میان حرمت آمده ام مثل کبوتر موقع بازی و پرواز در آن حوض شدم تر
محو زیبائی شدم در خانه سلطان زیبا نام زیبا، صحن زیبا، مهربانی های زیباتو چه زیبائی رضا جان، نام زیبایت نشانه است جلوه نوری که هر دم، سوی مهمانت روانه استمثل گلها هم لطیفی، هم عزیز و مهربانی هم به مهمانان به لطفت، خوب کردی میزبانیجانشینی از خدائی چونکه دانا و حکیمی راستگو و با وفائی، با صفا بخشنده، نیکو و کریمی پاک پاکی، دوست داری هر چه پاکی و تمیزی کامل و بی نقص و عیبی، پیش ما خیلی عزیزی
می دهد سویت سلامی چونکه می گیرد دلش گهگاه مامان دست بر سینه به سمتت ایستاده سوی تو شاه خراسانشعر بر لب می زند بر موی من گهگاه شانه گاه می گردد ز چشمش، قطره اشکی روانهزائر کوچکم و امروز مهمانت رضا جان با سلام و با دعاهائی ز لطفت، دارم امید فراوان قِسمَت ما کن کُنم در کربلا عرض ارادت قَسَمَت می دهم امروز رضا جان به جوادت.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَىالْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِوَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِصَلاَهً کَثِیرَهً تَامَّهً زَاکِیَهً مُتَوَاصِلَهً مُتَوَاتِرَهً مُتَرَادِفَهًکَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ.
11:20 - 27 تیر 1404