عاشقانه‌ای با رهبر شهیدم

آقای شهیدم! این روزها را با شما می‌گذرانیم با چشمی پر از اشک و بغضی فروخفته، تو آقای ما بودی، ۳۷ سال دوره رهبری شما پس از امام راحل را با شما زیستیم، با خنده هایت خندیدیم و با گریه هایت گریستیم. اگر با امیرالمومنین نبودیم و در تاریخ خواندیم که مولای ما با تمام وجود خدایی بود و تنها برای خدا کار می‌کرد، نمونه‌ای حاضر از آن را در شما یافتیم.
آقای شهیدم!این روزها را با شما می‌گذرانیم با چشمی پر از اشک و بغضی فروخفته، تو آقای ما بودی، ۳۷ سال دوره رهبری شما پس از امام راحل را با شما زیستیم، با خنده هایت خندیدیم و با گریه هایت گریستیم. اگر با امیرالمومنین نبودیم و در تاریخ خواندیم که مولای ما با تمام وجود خدایی بود و تنها برای خدا کار می‌کرد، نمونه‌ای حاضر از آن را در شما یافتیم. اگر قرآن به ما گفت که محمد رسول خدا (ص) و همراهان ایشان با کفار با شدت برخورد می‌کنند و در میان خودشان مهربان هستند، دیدیم که شما از زمره همان همراهانی هستید که متصف به این توصیف خداوند هستید. اگر خدا فرمود که خداوند کسانی که ایمان آوردند را با حرف و قول ثابت در دنیا و آخرت تثبیت می‌کند، ما دیدیم چقدر خوب این وصف به شما می‌آید، شما که حرفتان از اول تا آخر یک چیز بود: ایمان و بندگی خدا و ایستادگی در برابر استکبار و طاغوت زمان یعنی آمریکا، شما مانند خیلی از سیاسیون با گذر زمان رنگ عوض نکردید، برایتان هم مهم نبود که یک موقع پایگاه اجتماعی شما تضعیف شود یا منافعتان به خطر بیفتد. اگر شنیدیم که امیرالمومنین علی (ع) در دوره حکومت مانند ضعیف ترین افراد جامعه زندگی می‌کرد تا آنها دچار فشار نشوند و در آنها را بداند، دیدیم شما هم زاهدانه زندگی کردید و فرزندان خود را هم به زهد و دوری از مطامع دنیوی دعوت نمودید و مانند مولایمان لذتهای حلال زندگی را هم بر خود حرام کردید.اگر خواندیم که علی (ع) آنقدر مظلوم بود که درد دلهای خود را در چاه فریاد می‌زد گوشه‌ای از این مظلومیت را با دیدن مظلومیت شما فهم کردیم. مظلومیتی که نه فقط به واسطه دشمن خارجی بلکه از سوی منافقین دوست نما بر شما تحمیل شد.
وقتی در سال ۸۸ آن فتنه عظیم بر کشور و انقلاب تحمیل شد، در آن نماز جمعه معروف مولایمان حضرت ولی عصر (عج) را مورد خطاب قرار دادید و با ایشان درد دل کردید که: "ای سید ما و مولای ما، من جان ناقابلی دارم و جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی هم دارم که خود شما به ما دادید. همه اینها را من کف دست گرفته‌ام و در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد. اینها هم نثار شما باشد." آن روز اشک ریختیم و اوج مظلومیت شما را به وجدان دریافتیم و دلمان بیشتر برای مظلومیت مولا امیرالمؤمنین سوخت. آقای من، این روزهای آخر که گفتید آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد و "مثلی لا یبایع مثل یزید" صلابت و ایمان علوی و حسینی را در شما مجسم دیدیم. وقتی گفتید: " اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را، مردم تمام خواهند کرد." راستش را بخواهید خوب نفهمیدیم. اما وقتی مانند جدتان امیرالمؤمنین در ماه مبارک رمضان به دست شقی ترین و خبیث ترین موجودات عالم به شهادت رسیدید، دیدیم که چیزی از درون ما را به حرکت در آورد، چیزی از جنس غم و مظلومیت و درد یتیمی و البته از جنس نور. وقتی دیدیم مردم به خیابان‌ها آمدند و این کشور و این نظام اسلامی را که پلیدهای جزیره اپستین در آن طمع کرده بودند، حفظ کردند فهمیدیم بعثت که می گفتید چه بود و معنای کلام‌ رسول خدا را درک کردیم که: "اتقوا فراست المومن فانه ینظر بنور الله" از زیرکی و فراست مؤمن بر حذر باشید که او همه چیز را با نور خدا می‌بیند. الآن هم خیالتان راحت باشد، ما تا کار را تمام نکنیم از پای نخواهیم نشست و تا اقتدار بدست آمده توسط شما و فرزندانتان را در دنیا تثبیت نکنیم کوتاه نخواهیم آمد.
ما باذن الله این اقتدار و عظمت را در قالب تمدن نوین اسلامی متبلور خواهیم کرد.آقای ما، بابای شهید ما، با شما پیمان می بندیم که راه شما را با تبعیت از خلف صالح شما و فرزند عزیزتان ادامه خواهیم داد انشاءالله.شما را به مولایمان و پدر بزگوار خودتان امام حسین (ع) می سپاریم. شما هم ما را از دعا فراموش نکنید و نزد آقایمان از ما شفاعت کنید.به امید دیدارتان، آقای عزیزم.#رهبر_شهید #تجسم_ولایت_امیرالمومنین#تمدن_نوین_اسلامی
16:48 - 13 تیر 1405

3 إعادة النشر2 التفاعل
11٫1k من المشاهدات