جنگ روایتها و آینده نسل جدید؛ ظرفیتهای فرهنگی ایران زیر ذرهبین
گفتگوی اختصاصی اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسی با دکتر علی اصغر فهیمی فر (بخش سوم)💢بخشی از کارنامه و سوابق علمی استاد؛-فارغالتحصیل دانشگاه مرکزی انگلستانUniversity ofCentral England – Birmingha-رشته دکترای تاریخ و فلسفه هنر-عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس-چهره سال هنر انقلاب و عضو هیئت تحریریه مجله مطالعات انیمیشن، سینما و هنر دیجیتال-سرپرست گروه پژوهش دانشگاه بین المللی سوره-عضو شورای عالی اندیشکده ملّی جزا و جرمشناسی💢موضوع نشست؛واکاوی ابعاد و مؤلفههای جنگ نرم رسانهای در چارچوب هژمونی هالیوودی و سازوکارهای سلطهگرانه نظام رسانهای ایالات متحده آمریکا💢در این گفتوگوی علمی؛استاد دکتر «علیاصغر فهیمیفر» به واکاوی و تبیین سازوکارهای تکوین و تثبیت هژمونیِ سلطهجویانهٔ فرهنگی ایالات متحدهٔ آمریکا در منظومهٔ رسانهایِ جهان میپردازند.
نقش هالیوود در تصویرسازی م آرمانی از آمریکادر ذهن مخاطبان
بخش دوم: پرسشهای تحلیلی از استاد پیرامون «هالیوود» و «هژمونی آمریکایی» (American Hegemony)پرسش اول: هالیوود طی دهههای گذشته چگونه توانسته است تصویری مطلوب و آرمانی از ایالات متحده در ذهن مخاطبان جهانی ثبت کند؟برای واکاوی این پرسش، باید به خاستگاه سینمای آمریکا بازگردیم.با ظهور «دی. دبلیو. گریفیث» که او را از بنیانگذاران زبان روایی سینمای مدرن میدانند، این روند شتاب گرفت. فیلمهایی مانند «تولد یک ملت» و «تعصب»، صرفاً یک اثر سینمایی نبودند؛ بلکه پروژههایی کلان برای «تاریخسازی» و «روایتپردازی تمدنی» محسوب میشدند. از همان روزهای نخست، سینما درنگاه آمریکاییها، نه صرفاً ابزاری برای سرگرمی، بلکه «ابزاری راهبردی» تلقی میشد.این سینما از همان ابتدا با نگاهی «فراملی» و «فراقارهای» طراحی شد؛ به این معنا که هدف آن نه محدود به مرزهای داخلی، بلکه تسخیر مخاطب جهانی بود. این راهبرد از طریق تولید «فیلمهای حماسی بزرگ»، بازسازی اسطورهها و خلق تصاویر تأثیرگذار و عظیم محقق میشد.در این مسیر، «مهاجران یهودی اروپایی» نقش بسیار برجستهای در شکلگیری و توسعه استودیوهای بزرگ هالیوود داشتند. بسیاری از آنان پس از مهاجرت به آمریکا، جذب صنعت سینما شدند و پایههای کمپانیهای بزرگ و جریانسازی را بنا نهادند؛ شرکتهایی نظیر «مترو گلدوین مایر»، «پارامونت» و «برادران وارنر» که بعدها ستونهای اصلی هالیوود را تشکیل دادند. این استودیوها فراتر از کارخانههای فیلمسازی، نهادهایی بودند که مأموریت داشتند تصویر، حافظه و اسطورههای جدیدی برای جهان بسازند.
قهرمانسازی، درکی نوین از تاریخ مقدس، مفاهیم قهرمانانه و نسبت میان انسان با مفاهیمی چون قدرت و نجات
بهویژه در پیوند با «عهد عتیق» (Old Testament)، «تورات» (Torah) و همچنین روایتهای «انجیل» (Bible / Gospel)، هالیوود نقش بسزایی در بازسازی ذهنیت انسانها ایفا کرد. فیلمهایی همچون «بنهور» (Ben-Hur)، «ده فرمان» (The Ten Commandments)، «سامسون و دلیله» (Samson and Delilah) و نمونههای مشابه، صرفاً بازنماییِ داستانهای دینی نبودند؛ بلکه نوعی «مهندسی تخیل» (Imagination Engineering) بهشمار میرفتند. این آثار با بهرهگیری از تصاویر عظیم، موسیقی باشکوه، روایتهای دراماتیک و فرآیند قهرمانسازی، درکی نوین از تاریخ مقدس، مفاهیم قهرمانانه و نسبت میان انسان با مفاهیمی چون قدرت، نجات و سرنوشت پدید آوردند.در واقع، هالیوود از طریق این فیلمها، دو رسالت را بهطور همزمان دنبال میکرد: از یک سو، به ایالات متحده نوعی «مشروعیت تمدنی» (Civilizational Legitimacy) میبخشید و از سوی دیگر، خود را وارث روایتهای بزرگ تاریخی، دینی و بشری معرفی مینمود. در حالی که آمریکا کشوری با پیشینه تاریخی کوتاه بود، هالیوود این امکان را برای آن فراهم آورد تا خود را در امتداد تاریخهای کهن، اسطورههای بزرگ و روایتهای جهانی جای دهد. به بیانی دیگر، هالیوود با استفاده از «اسطورهسازی» (Myth-making)، خلأ تاریخی آمریکا را پوشش داد.از همین نقطه میتوان دریافت که چرا هالیوود صرفاً یک صنعت سینمایی ساده نیست، بلکه یک «دستگاه تولید جهان» (World-Producing Apparatus) به شمار میرود؛ سیستمی که نه فقط داستانسرایی میکند، بلکه جهان را آنگونه که خود میخواهد، فهمپذیر، مطلوب و جذاب جلوه میدهد. تصویری که هالیوود از آمریکا ارائه میدهد، تصویر کشوری عادی نیست؛
هالیوود و تصویرسازی قومی
بلکه ترسیمگر قطبی برای نجات، پیشرفت، قهرمانی، اخلاق، فناوری و فرصتهای بیپایان است. این همان شالوده و بنیانِ «هژمونی فرهنگی» (Cultural Hegemony) آمریکاست که از طریق سینما، در ناخودآگاه جمعیِ میلیونها انسان در سراسر جهان رسوخ کرده است.این جریان، ذهنیت عمومی جامعه جهانی را نسبت به «یهود» و «قهرمانان یهود» نیز دگرگون ساخت. به بیانی دیگر، هالیوود فقط به تاریخسازی نپرداخت، بلکه دست به «تصویرسازی قومی» زد. این صنعت، یهودیت را از آن چهرهای که در ادبیات غربیِ پیشامدرن غالباً تیره، حاشیهای، مطرود یا مرموز بود خارج کرد و برای آن هویت تازهای آفرید. این پروژه بعدها در قالب یک «ژانر مستقل» تحت عنوان «ژانر هولوکاست» (Holocaust Genre) تثبیت شد؛ ژانری که دهها فیلم در چارچوب آن ساخته شد و طی آن، روایت ویژهای از «رنج یهود»، «معصومیت قربانی»، «حق مظلومیت تاریخی» و «قهرمانی اخلاقی» بازسازی گردید.کارگردانانی مانند «استیون اسپیلبرگ» (Steven Spielberg) و بسیاری دیگر که غالباً یهودیتبار و نسبت به هویت خویش متعهد هستند، در این زمینه نقشی تعیینکننده ایفا کردند. این فیلمها ذهنیت جهانی را بهتدریج دگرگون ساختند؛ تا جایی که آمریکا در افق ذهنی بسیاری از انسانها، به یک «قبله جهانی» بدل شد؛ قبلهای فراتر از مرزهای آمریکایی، اروپایی یا آسیایی که تمام انسانها بدان چشم میدوزند. این تصویر، ساخته و پرداخته رسانه است. برای فهم چگونگی خلق چنین تصویری، باید «ژانرها» را مطالعه کرد، تحول سینمای آمریکا را از ابتدا بررسی نمود و دید که چگونه سینمای آمریکا از همان روز نخست، برای «کل جهان» هدفگذاری شده بود و نه صرفاً برای داخل کشور.
پرسش دوم: کشورهای رقیب و مخالف آمریکا، معمولاً با چه «کلیشهها» و الگوهایی در آثار هالیوودی بازنمایی میشوند؟یکی از بنیادینترین مباحثی که باید مورد واکاوی قرار گیرد، همین موضوع است.هالیوود در ترسیمِ «شخصیتهای منفی»، «ضدقهرمانها» یا کاراکترهای شرور، بهطور مستقیم از «گفتمان سیاسی» ایالات متحده تغذیه میکند. به عبارت دیگر، در طول تاریخ سیاسی آمریکا، هر گروه، کشور یا هویتی که در سیاست خارجی واشنگتن بهعنوان «تهدید» شناخته شده، در سینمای هالیوود نیز در جایگاه «دیگریِ منفی» قرار گرفته است.در اینباره آثار پژوهشی متعددی وجود دارد. «ادوارد سعید» (Edward Said)، شرقشناس برجسته فلسطینیتبار، در کتابها و سخنرانیهایش بارها تأکید کرده است که سینمای آمریکا، بهویژه در قبال «مسلمانان»، چگونه بر پایه سازوکارِ «دیگریسازی» (Othering) تصویرسازی میکند. سعید نشان میدهد که این تصویرسازی، نه امری تصادفی، بلکه جزء جداییناپذیری از نظام قدرت است.حتی «نوآم چامسکی» (Noam Chomsky) نیز در برخی از آثار تحلیلی خود به این مسئله پرداخته که چگونه رسانههای آمریکا، مسلمانان را در مقام «دیگری» و «تهدید» معرفی میکنند. در هالیوود، مسلمانان غالباً با کلیشههایی نظیر چهرهای خشن، بیمنطق، تروریستگونه، واپسگرا، خطرناک، بیتمدن یا دشمن دموکراسی بازنمایی میشوند؛ کلیشههایی که در دهها فیلم اکشن، جاسوسی، پلیسی و سیاسی تکرار شده و ذهنیت عمومی جهان را شکل داده است.این الگوی «دیگریسازی» منحصر به مسلمانان نیست؛ روسها در دوران جنگ سرد، چینیها در دهههای اخیر، ایران در چندین فیلم امنیتی و حتی برخی دولتهای مستقل جهان سوم، همگی با الگوهای کلیشهای منفی به تصویر کشیده شدهاند.
دیگرسازی در قالب بدمن، غیر متمدن و تهدید کننده
هدفِ این فرآیند، خلق یک «جهان اخلاقی سادهسازیشده» است: جهانی که در یک سوی آن آمریکا بهعنوان ناجی بشر، مظهر عقلانیت، پیشرفت و آزادی قرار دارد و در سوی دیگر، «دیگریِ خطرناک»، «بدمن»، «غیرمتمدن» یا «تهدیدکننده نظم جهانی» جای گرفته است.این تصویرسازی، بخشی از همان «هژمونی فرهنگی» است که آمریکا از طریق سینما، رسانه و تولید محتوا اعمال میکند؛ هژمونیای که فراتر از سیاست خارجی، در ناخودآگاه جمعی مردم جهان نیز رسوخ کرده استدر امتداد همین روند، «شخصیتهای منفی» در هالیوود دقیقاً از میان همان گروهها و ملتهایی انتخاب میشوند که در گفتمان سیاسی آمریکا بهعنوان «دیگریِ تهدیدکننده» تعریف شدهاند. از اینرو، در بسیاری از فیلمها، «بدمنها» یا «مسلمان» هستند، یا «عرب»، یا «سیاهپوست»، یا «سرخپوست»، یا از کشورهای شرقی مانند «چین» و «کره شمالی». این الگو کاملاً با اهداف سیاست خارجی آمریکا همراستاست و هرگز تصادفی نیست؛ بلکه بخشی از یک «مهندسی ادراکی» (Perception Engineering) است که رسانه و سینما اجرای آن را بر عهده دارند.در سالهای اخیر، ایرانیها نیز بهصراحت در همین چارچوب معرفی شدهاند. چندین فیلم با خط داستانی ضدایرانی ساخته شده است؛ از جمله:• «۳۰۰» (300) • «آرگو» (Argo) • «بدون دخترم هرگز» (Not Without My Daughter) • «نَدا ویدات / یا فیلمهای مشابه در این خط تبلیغاتی» در همه این آثار، ایرانیها در قامت «بدمن» ظاهر میشوند: خشن، غیرمنطقی، ضدتمدن، بیرحم یا غیرانسانی. این تصاویر، دقیقاً همان الگوهایی هستند که هالیوود برای ساختن «دشمن» و توجیه سیاستهای خود در سطح جهانی از آنها استفاده میکند.همین الگو درباره «آلمانیها» نیز در دهههای پس از جنگ جهانی دوم دیده میشد؛
همچنین درباره «ژاپنیها» در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، و درباره «چینیها» در دوران جدید. بنابراین مجموعه «بدمنها» چنین شکل میگیرد: «عربها، مسلمانها، ایرانیها، سیاهپوستان، آلمانیها، و در برخی موارد، شرق آسیا»در واقع، مجموعهای از «رقبا و دشمنان ژئوپلیتیکی» آمریکا در قالب شخصیتهای منفی کدگذاری و بازتولید میشود.پایان بخش سوم گفتگوپیوند بخش دوم این گفتگو:https://farsnews.ir/Andishkadeh/1781432805937389254پیوند بخش اول این گفتگو:https://farsnews.ir/Andishkadeh/1780957668414626724
گفتگوی اختصاصی اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسی با دکتر علی اصغر فهیمی فر (بخش دوم)💢بخشی از کارنامه و سوابق علمی استاد؛[-فارغالتحصیل دانشگاه مرکزی انگلستانUniversity ofCentral England – Birmingha-رشته دکترای تاریخ و فلسفه هنر-عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس-چهره سال هنر انقلاب و عضو هیئت تحری…
پیوند مخاطبان با اندیشکده ملی جزا و جرم شناسی در پیام رسان داخلی ایتا
«از تمامی دانشپژوهان، دانشجویان، علاقهمندان و فعالان حوزههای علوم حقوقی، قضایی، جرمشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و فرهنگی دعوت میشود با استفاده از پیوند زیر در پیامرسان ایتا عضو شده و جهت برقراری ارتباط، به شناسۀ مدیر پیام دهند.»به ما از طریق پیوند زیر در پیام رسان ایتا ملحق شوید؛https://eitaa.com/joinchat/3476358810Cd8877daa3c