یادداشت تحلیلی اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسی
«صیانت از میراث ملی:تحلیل راهبردیِ غنیسازی و مدیریت ژئوپلیتیک در تنگه هرمز»یادداشت تحلیلی اختصاصی اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسینگارنده؛دکتر یوسف رضا ادیب زاده حقوقدان، پژوهشگر، عضو ارشد مرکز وکلای قوه قضائیه و اندیشکده ملّی جزا و جرم شناسی«این یادداشت تحلیلی در مقام بررسی راهبردی ـ حقوقی، بر آن است تا نسبت میان دو متغیر بنیادینِ [قدرت ملی، یعنی "صنعت غنیسازی اورانیوم" بهمثابه موتور توانمندسازی علمی و صنعتی، و "تنگه هرمز" بهعنوان اهرم ژئواستراتژیک انرژی] در نظام معادلات منطقهای را تبیین کند. در پارادایم امنیت ملی، این دو مؤلفه نه صرفاً ابزارهای فنی یا ژئوپلیتیک، بلکه عناصر ساختاری در تثبیت ،بازدارندگی و ارتقای ظرفیت چانهزنی حقوقی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران تلقی میشوند. یادداشت حاضر با تکیه بر پیوند نظری میان توانمندی صلحآمیز هستهای و موقعیت ژئوپلیتیک خلیج فارس، در صدد آن است که نشان دهد چگونه دو سرمایه ملّیِ غنیسازی و کنترل حقوقیِ گذرگاههای بینالمللی در چارچوب حاکمیت دریایی، میتوانند به تحکیم امنیت، حفظ استقلال راهبردی و افزایش قدرت چانهزنی ایران در روابط بینالملل منجر شوند.
یادداشت تحلیلی ،نگارنده ؛ دکتر یوسف رضا ادیب زاده
صنعت غنیسازی اورانیوم برای کشور امری حیاتی و فراتر از یک فناوری صرف است؛ این صنعت دانشی بومی بوده و در واقع بخشی از هویت ملی کشور محسوب میشود.در بُعد اقتصادی و صنعتی نیز ،بسترساز زنجیرهای از صنایع پیشرفته است و از عوامل مهم اشتغالزایی تخصصی، کاهش وابستگی خارجی و توسعه توان داخلی به شمار میآید.این فناوری در تولید برق هستهای، کشاورزی، صنایع غذایی، بخش صنعت کشور و همچنین در تولید رادیوداروها در حوزه درمان و پزشکی کاربردی مهم و اساسی دارد.توسعه این صنعت و فناوری، هزینههای سنگینی برای کشور در پی داشته که از جمله آن میتوان به شهادت دانشمندان صنعت هستهای اشاره کرد.بیتردید، حاصل این فداکاریها و بومیسازی دانش هستهای، غنیسازی را به نمادی از مقاومت و استقلال در عرصه ملی تبدیل کرده است. این دستاورد از جمله افتخارات برجسته جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود و نشاندهنده توانایی علمی و صنعتی کشور در این حوزه ارزشمند است.به بیان دیگر، این فناوری بهعنوان میراثی ملّی و مایه غرور ایرانیان در عرصههای داخلی و بینالمللی شناخته میشود و هیچ دولت خردمندی حاضر نیست بر سر داراییها، توانمندیهای بومی و میراث ملّی خود با بیگانگان مذاکره کند.از دیدگاه اعتقادی نگارنده، مذاکره بر سر صنعت غنیسازی همانند مذاکره بر سر بخشی از خاک کشور است؛زیرا قدرتهای بزرگ و دشمنان قسمخورده انقلاب، اعم از داخلی و خارجی، همواره در تلاش بودهاند که ایران را از دستیابی به فناوریهای پیشرفته بومی، از جمله دانش هستهای، محروم سازند.
برنامه هستهای ایران بر پایه «نهفتگی هستهای» نماد استقلال و بازدارندگی است
در حالیکه حفظ این صنعت به معنای حفظ استقلال و عزّت ملی و عاملی بازدارنده در برابر دشمنان و تضمینی برای امنیت ملی کشور تلقی میشود، باید توجه داشت که اهمیت آن نهتنها از منظر فناوری و علمی، بلکه از جنبه راهبردی و هویتی نیز برای کشور جایگاهی ممتاز دارد. برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران از ابتدا بر پایه مفهوم «نهفتگی هستهای» شکل گرفته است؛ مفهومی که با «حصار هستهای» تفاوت دارد و بر ایجاد توان بالقوه برای ساخت سلاح هستهای )بدون نیاز اولیه به تولید آن ) با تکیه بر اصول و راهبرد انقلاب اسلامی و فتوای امامِ شهیدِ انقلاب، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (رضوانالله تعالی علیه)، استوار است.راهبردهای امامِ شهیدِ انقلاب اکنون ثمرات ارزشمند خود را در ابعاد مختلف نشان داده و به ایران این امکان را بخشیده است که با توسعه فناوری غنیسازی اورانیوم، به قدرتی بالقوه در عرصه هستهای تبدیل شود،بیآنکه الزامی به ساخت سلاح هستهای داشته باشد. این رویکرد حکیمانه نهتنها با پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) مغایرتی ندارد، بلکه کاملاً در چارچوب حقوقی آن قرار دارد. مطابق پیمان NPT، هرچند کشورهای عضو از ساخت سلاح هستهای منع شدهاند، اما حق دارند فناوری هستهای را برای اهداف صلحآمیز توسعه دهند.کشورهایی همچون ژاپن، برزیل، آرژانتین، بلژیک، آلمان و کرهجنوبی نمونههایی از دولتهایی هستند که با اتکا بر مفهوم «نهفتگی هستهای»، توان بالقوه ساخت سلاح هستهای را دارند، ولی با وجود این، از تولید آن خودداری کرده و در عین حال به تعهدات بینالمللی خود ( همانند جمهوری اسلامی ایران ) پایبند ماندهاند.
ایران با اشراف بر تنگه هرمز، قدرت راهبردی خلیج فارس است.
در هر حال، صنعت غنیسازی اورانیوم فناوریای قدرتساز است که به سبب پیچیدگی و اهمیت راهبردی، تنها در اختیار شمار محدودی از کشورها قرار دارد. این صنعت به ایران امکان داده است تا در حوزههای علمی، صنعتی و حتی نظامی به سطحی از خودکفایی نزدیک شود و به یکی از ارکان اصلی تأمین استقلال و تضمین امنیت ملی کشور در ابعاد گوناگون بدل گردد. از سوی دیگر، خلیج همیشه نیلگون فارس به دلیل برخورداری از ارزشهای ویژه اقتصادی، ارتباطی، استراتژیک و فرهنگی، همواره در طول تاریخ مورد توجه قدرتهای بزرگ جهان بوده است. تسلّط ایران بر این آبراه حیاتی موجب تغییر موازنه قدرت میان دولتهای قدرتمند و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است.در این میان، تنگه هرمز نقشی کلیدی در تأمین بیوقفه انرژی جهان ایفا میکند و سهم عمدهای در اقتصاد جهانی و انتقال نفت به بازارهای آسیایی، ایالات متحده و اروپای غربی دارد.تنگه هرمز دومین تنگه بینالمللی پرتردد جهان محسوب میشود و تسلط سیاسی و نظامی ایران بر این گذرگاه مهم، وابستگی شدید اقتصاد منطقه و جهان را به تجارت دریایی از طریق این آبراه رقم زده است.در وضعیت کنونی، این موضوع به برگ برندهای در عرصه بینالمللی برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده و عاملی مؤثر در ثبات امنیت ملی و اقتصادی کشور به شمار میرود.به فرمایش رهبر فرزانه و جدید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای (حفظهالله)، ایران اسلامی با شکرِ عملیِ نعمتِ اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد ساخت و بساط سوءاستفادههای دشمنان متخاصم از این آبراه را برخواهد چید و «فصل نوین» خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.
حفظ غنیسازی و تسلط بر تنگه هرمز، ضرورت راهبردی امنیت ملّی ایران
ایشان تأکید میفرمایند: «یکی از نعمتهای بیبدیل خداوند متعال برای ملتهای مسلمان منطقه ما، بهویژه مردم شریف ایران اسلامی، موهبت خلیج فارس است؛نعمتی فراتر از یک پهنه آبی که بخشی از هویت تمدنی ما را شکل داده و علاوه بر آنکه نقطه اتصال ملتهاست، مسیر حیاتی و بیهمتای اقتصاد جهانی را در تنگه هرمز و پس از آن در دریای عمان ایجاد کرده است. این سرمایه راهبردی، طمع شیاطین بسیاری را در قرنهای گذشته برانگیخته و سابقه تجاوزهای مکرر بیگانگان اروپایی و آمریکایی، ناامنیها، خسارات و تهدیدهای متعدد علیه کشورهای منطقه تنها گوشهای از نقشههای شوم مستکبران جهان علیه ساکنان خلیج فارس است که آخرین نمونه آن، قَدّارهکشیهای اخیر شیطان بزرگ بوده است.»امروز، با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانه آمریکا در پیشبرد نقشههای خود، فصل جدیدی در خلیج فارس و تنگه هرمز در حال شکلگیری است.به عقیده نگارنده، حفظ فرآیند غنیسازی (که موتور توسعه علمی و بهبود معیشت مردم محسوب میشود) و نیز حفظ تسلط بر تنگه هرمز ( که عاملی مؤثر در ثبات اقتصادی و امنیتی کشور به شمار میآید)امری محتوم و ضروری است. رهبر فرزانه و جدید انقلاب نیز در تداوم همان مشی و منویات ارزشمند امام شهید انقلاب، بر صیانت از این ظرفیتهای راهبردی اهتمام دارند.امروزه بیش از هر زمان دیگری کشور به تریبونهایی نیاز دارد که «پل» بسازند، نه «دیوار».ما با تبعیت از رهبری در برابر هر دشمنی ایستادگی خواهیم کرد. دشمنی نظام سلطه، بهویژه آمریکای جنایتکار و رژیم نامشروع صهیونیستی، هرگز صرفاً یک بازی رسانهای نبوده و نیست، بلکه ریشه در لایههای عمیق تاریخی و اعتقادی آنان دارد.
انسجام ملّی در گرو تبعیت از رهبری و ولایت
از اینرو، ضروری است با تمسک به ولایت فقیه و اطاعت از فرامین رهبری، هوشیاری خود را حفظ کنیم و اجازه ندهیم کوچکترین خللی به نظام و کشور وارد شود.در این میان، یکی از مهمترین عوامل حفظ انسجام ملی، توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری است.نهادینهسازی این رویکرد نیز مستلزم طراحی سیاستهایی است که از یکسو مردم را در فرآیندتصمیمسازیها مشارکت دهد و از سوی دیگر، تصویری منسجم از دولت و حاکمیت در برابر ملت ترسیم کند؛تصویری که در مسیر تحقق منویات امام انقلاب و صیانت از این دستاوردها و سرمایه عظیم ملی حرکت نماید."پایان یادداشت تحلیلی"نگارنده؛دکتر یوسف رضا ادیب زاده
17:17 - 14 اردیبهشت 1405