دفاع در نیمه خاموش معادلات

یادداشت‌|‌ معماری جنگ ترکیبی که غرب پیش‌تر در نمونه‌های تاریخی مشابه، آن را علیه کشورهای هدف به کار گرفته است امروز برای ایران در حال اجراست. این جنگ ترکیبی را باید شناخت و راهبردهای مقابله با آنرا بررسی و کشف کرد.
۱. لیبی‌سازی ایران در سکوتدر نیمه‌ی خاموش معادلات، الگوی تکراری اما هرگز افشا نشده‌ای در حال تکرار است؛ همان سناریویی که لیبی را به ورطه فروپاشی کشاند و سوریه را سال‌ها در آتش فرسایش نگه داشت. امروز، نشانه‌های این الگو در ایران کاملاً بازطراحی شده اما کاملاً فعال است: فشار اقتصادی بی‌سابقه، جنگ روانی امیدزدا، ناامنی گسل‌محور و فرسایش تدریجی زیرساخت‌ها.این کشف تلخ اما ضروری، به ما می‌گوید که آمریکا دیگر به دنبال تغییر حکومت از طریق مداخله‌ی نظامی مستقیم نیست؛ او «جنگ ترکیبی» را به مثابه یک معماری چندلایه طراحی کرده تا سه رکن تاب‌آوری ملی یعنی تاب‌آوری اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی را همزمان هدف قرار دهد.
۲. مقابله با معماری چندلایه دشمن‌شناخت معماری دشمن، فقط نقطه‌ی شروع است، نه پایان دفاع. دفاعِ راهبردی در جنگ ترکیبی، یک واکنش ساده نیست؛ یک طراحی فعالانه برای معادله‌سازی قدرت است. در واقع دفاع، خلق یک معادله‌ی جدید است، نه حل معادله‌ی دشمن.کیفیت این دفاع در چهار مؤلفه‌ی متصل به هم خلاصه می‌شود:اول: دفاع روایتی – شکستن جنگ روانی از دروننه با انکار، بلکه با روایتِ متقن و امیدبخش از تاب‌آوری واقعی. رسانه‌های ملی باید به جای تکرار شعار، مستندهای مردمی از مقاومت‌های روزمره تولید کنند. هر باور نادرستی که خنثی نشود، یک سنگر از دست رفته است.دوم: دفاع اقتصادی – شبکه‌های موازی تاب‌آوریبه جای انتظار برای گشایش‌های بیرونی، باید «اقتصاد خُرد مقاوم» را در سطح محلات، صنایع کوچک و تعاونی‌های مردمی طراحی کرد. قطع زنجیره‌های وابسته به نفت و ارز، مهم‌ترین ضربه به فشار اقتصادی دشمن است.سوم: دفاع زیرساختی – معماری توزیع‌شدهتمرکززدایی از زیرساخت‌های حیاتی (آب، برق، ارتباطات) و جایگزینی با شبکه‌های غیرمتمرکز و پشتیبان، کار فرسایش را بی‌اثر می‌کند. دشمن وقتی موفق است که یک نقطه‌ی مرکزی را هدف بگیرد.چهارم: دفاع اجتماعی – بازتولید انسجام در مقیاس محلهایجاد شوراهای محلی تاب‌آوری، تقویت نهادهای مردمی و طراحی جشنواره‌های مقاومت، سرمایه‌ی اجتماعی را به یک سپر زنده تبدیل می‌کند. در جنگ ترکیبی، تنها چیزی که فرو نمی‌پاشد، «ما»ی جمعی است.
۳. دفاع نظامی نامتقارندر کنار دفاع روایتی، اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی، یک رکن حیاتی وجود دارد: دفاع نظامی نامتقارن. دشمن در جنگ ترکیبی، از مداخله‌ی کلاسیک نظامی پرهیز می‌کند، اما این به معنای حذف تهدید نظامی نیست؛ بلکه تغییر شکل آن است. بمباران سایبری، ترور دانشمندان، انفجار در تأسیسات حساس، و تحریک گروه‌های معارض، همگی اشکال جدیدی از تهاجم نظامیِ غیررسمی هستند.دفاع نظامی نامتقارن یعنی:_‌ بازدارندگی فعال در فضای سایبری با طراحی سامانه‌های تهاجمی-تدافعی که پیش از هر حمله، چشم دشمن را کور کند._‌ شبکه‌های مقاومت مردمیِ آموزش‌دیده (بسیج‌های محلیِ زبده) که در بحران‌های امنیتی، بدون فرماندهی متمرکز و قابل هدف، بتوانند امنیت محله‌ها و تأسیسات کلیدی را تأمین کنند._‌ توسعه‌ی سلاح‌های هوشمند و ارزان‌قیمت (موشک‌های نقطه‌زن، پهپادهای انتحاری، سامانه‌های جنگ الکترونیک) که بازدارندگی را با هزینۀ بسیار کمتر از تجهیزات متعارف ممکن می‌سازد._‌ عملیات روانی معکوس علیه پایگاه‌های دشمن در منطقه؛ افشای حضور پنهان، تحریک افکار عمومی کشورهای همسایه و طراحی ناآرامی در معادلات امنیتیِ خودِ دشمن.در جنگ ترکیبی امروز، غفلت از بازوی نظامی نامتقارن، بزرگ‌ترین خطای راهبردی است؛ چراکه دشمن تا زمانی که هزینه‌ی حمله‌ی نظامیِ پنهان را بیش از منافع آن ببیند، هرگز وارد فاز نظامیِ آشکار نخواهد شد. پس دفاع نظامی نامتقارن، موتور محرک همه‌ی لایه‌های دیگر دفاع است.
01:59 - 31 فروردین 1405

1 Reactions
169.9k Views