وقتی سمفونی بلندهمتی دانشآموزان اصفهان با سازهای بهار پنجهپور نواخته میشود
در دنیای پرهیاهوی امروز که هر کسی به دنبال مسیری برای ابراز خویشتن است، ملاقات با نوجوانی که ۲۸ ساز موسیقی را در آغوش کشیده، همچون شنیدن یک قطعۀ موسیقی دلنواز در آواز اصفهان است. بهار پنجهپور، دختر ۱۸ سالۀ اصفهانی، نمونهای درخشان از پیوند نظم، استعداد و عشق است. او که در هنرستان هنرهای زیبا تحصیل میکند، نه تنها در دنیای نتها غرق شده، بلکه در تحصیل و ورزش نیز قلههایی را فتح کرده است. در این گفتگوی صمیمی که برای نخستینبار توسط ماهنامۀ پرتو مهر آموزشوپرورش استان اصفهان منتشر میشود همراه ما باشید.
به گزارش ادارۀ اطلاعرسانی و روابط عمومی ادارهکل آموزشوپرورش استان اصفهان، در دنیای پرهیاهوی امروز که هر کسی به دنبال مسیری برای ابراز خویشتن است، ملاقات با نوجوانی که ۲۸ ساز موسیقی را در آغوش کشیده، همچون شنیدن یک قطعۀ موسیقی دلنواز در آواز اصفهان است. بهار پنجهپور، دختر ۱۸ سالۀ اصفهانی، نمونهای درخشان از پیوند نظم، استعداد و عشق است. او که در هنرستان هنرهای زیبا تحصیل میکند، نه تنها در دنیای نتها غرق شده، بلکه در تحصیل و ورزش نیز قلههایی را فتح کرده است. در این گفتگوی صمیمی که برای نخستینبار توسط ماهنامۀ پرتو مهر آموزشوپرورش استان اصفهان منتشر میشود همراه ما باشید.بهار جان، خیلی خوشحالیم که با تو همکلام میشویم. بگذار از همان ابتدا شروع کنیم؛ جرقۀ این مسیر بزرگ از کجا زده شد؟-: من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و خوانندگان خوب نشریۀ پرتو مهر. همه چیز از شش سالگی و از دورۀ «اُرف» در مهدکودک شروع شد. آنجا با سازهای فلوت و بلز آشنا شدم. واقعیت این است که از همان برخورد اول، مجذوب صدا و شکل سازها شدم. آنقدر این علاقه شدید بود که از خانوادهام خواستم اجازه دهند خارج از مهدکودک هم به کلاس موسیقی بروم. خانوادهام هم که همیشه بزرگترین حامی من بودند، این فرصت را برایم فراهم کردند. در واقع، مسیر من با همان فلوت کلیدی که در کنسرتهای آموزشی آموزشگاه دیدم و دلم را برد، بهطور جدی آغاز شد؛ هرچند در آن زمان خیلیها مخالف بودند و میگفتند این ساز سخت است، اما اعتماد خانوادهام به من، راه را باز کرد.
بسیاری تو را با تعدد سازهایی که مینوازی میشناسند. چطور ممکن است یک نوجوان ۱۸ ساله به بیش از ۲۵ ساز مسلط باشد؟-: دقیقترش را بخواهید باید بگویم تا الان ۲۸ ساز شده است. این عدد شاید در ابتدا عجیب به نظر برسد؛ اما حاصل هشت سال تلاش مداوم است. من بسیاری از این سازها را به صورت خودآموز یاد گرفتم. بعد از دورۀ موسیقی کودک، سراغ سازهای جدیتر رفتم. ترتیب یادگیریام هم جالب بود؛ یادگیری موسیقی را از حدود هفتسالگی با ویولن شروع کردم که هنوز هم متعقدم سختترین ساز است و برای یادگیری این ساز، نزد استادان مختلفی در اصفهان و تهران آموزش دیدم. بعد با فلوت کلیدی آشنا شدم و سراغ آن رفتم. بعد به خاطر پدرم در ۹ سالگی نواختن «تار» را یاد گرفتم و به خاطر مادرم نواختن «دف» را. بعد از آن هم سنتور، پیانو، قانون، ویولنسل، گیتار الکتریک و حتی سازهایی مثل عود را تجربه کردم. برای یادگیری ساز قانون هم به تهران میرفتم. صبح حرکت میکردیم، حدود نیمساعت تا یکساعت کلاس داشتم و بعد هم بلافاصله برمیگشتیم.در میان سبکهای مختلف موسیقی مثل جاز، پاپ، کلاسیک و سنتی، کدامیک برایت جذابتر است؟-: سبک ایرانی و بهقول معروف موسیقی سنتی خودمان را بیشتر میپسندم. مخصوصاً ردیف ایرانی را بسیار دوست دارم و با آن ارتباط خوبی برقرار میکنم. دلیلش هم شاید این باشد که ایرانی هستم و فکر میکنم طبیعتاً همۀ ایرانیها هم همینطور باشند.
آیا بین این همه ساز، یکی هست که بیشتر از بقیه در قلبت جا باز کرده باشد؟-: این سختترین سوالی است که میتوان از من پرسید! هر بار که کسی این را میپرسد، بغض میکنم. انتخاب یکی از آنها مثل این است که به مادری بگویند کدام فرزندت را بیشتر دوست داری یا کدام را در موقع خطر نجات میدهی؟ من با تکتک آنها حالم خوب است. وقتی با «قانون» تمرین میکنم یا با «پیانو» ملودی میسازم، هر کدام حس و حال متفاوتی به من میدهند. اگر بخواهم اولین انتخابم را بگویم «تار» است. اما اگر بخواهم از نظر سبکی بگویم، قطعا موسیقی سنتی و ایرانی به دلیل ریشه و اصالتی که دارد، ارتباط عمیقتری با روح من برقرار میکند.بهار، تو دانشآموز موفقی هم هستی. چطور بین تمرینهای فشرده موسیقی و درسهای مدرسه تعادل برقرار میکنی؟-: برنامهریزی، کلید طلایی من است. در واقع مادرم مدیر برنامههای من محسوب میشود و با کمک هم، دقیق مشخص میکنیم که هر روز چه ساعتی درس بخوانم و چه ساعتی تمرین کنم. من روزهایی داشتم که تا خودِ صبح بیدار میماندم تا تمام کارهای لیست آن روز را تیک بزنم. معتقدم اگر کار امروز را به فردا بیندازم، فردا هم تمام نمیشود. یعنی کارها روی هم تلنبار میشود و دیگر نمیتوان به نتیجۀ مطلوب رسید. حتی در مدرسه هم با اینکه نمراتم همیشه عالی بوده، گاهی با مخالفتهایی روبهرو میشدم؛ عدهای میگفتند موسیقی تو را از درس دور میکند، اما من ثابت کردم که این دو مکمل هم هستند. در دوازده سال تحصیل، هیچوقت اجازه ندادم معدلم پایین بیاید.
معمولاْ چقدر برای تمرین موسیقی وقت میگذاری؟-: راستش زمانبندی منظمی ندارد. بعضی روزها هست که حس و حال تمرین کردن را ندارم. بعضی روزها هم ممکن است خیلی کم و در حد نیمساعت یا یکساعت وقت بگذارم. اما گاهی اوقات، ممکن است سازی را دست بگیرم و چهار یا پنجساعت درگیر آن باشم و متوجه گذر زمان هم نشوم. تلاشم بر این است که سازهایی را که بهصورت تخصصی پیش میبرم، بیشتر تمرین کنم که درحال حاضر شامل تار، پیانو، فلوت کلیدی، ویولن، قانون، ویولن سل و عود است.تاکنون تجربۀ آهنگسازی هم داشتهای یا فقط اجرا میکنی؟-: تجربۀ آهنگسازی هم داشتهام و قطعات مختلفی را تاکنون ساختهام. اتفاقاً آخرین قطعهای که ساختم و بیشتر حالت بداههنوازی داشت، با ساز قانون بود که ویدیوی آن را هم در صفحات فضای مجازیام منتشر کردم. آن قطعه، بهنوعی بیانگر حس و حال آن لحظۀ من بود و تلاش داشتم با ساز زدن، حال خودم را خوب کنم. یعنی قصدم آهنگسازی نبود. صرفاً شروع کردم به نواختن و بعد تصمیم گرفتم که ضبطش کنم. نامش را هم «آرزو» گذاشتم.شنیدهایم که موسیقی برای تو چیزی فراتر از هنر است و جنبۀ درمانی هم دارد. درست است؟
-: دقیقا همینطور است. موسیقی برای من سرشار از آرامش است. مثلاً شب قبل از کنکور، برای اینکه استرسم را کنترل کنم، سراغ سازهایم رفتم و قطعاتی زدم که ذهنم را آرام کرد. یا خاطرهای از هنرستان دارم که هیچوقت فراموش نمیکنم؛ یکی از دوستانم حال روحی بسیار بدی داشت و در حال گریه بود. من پشت پیانو نشستم و قطعهای برایش نواختم. وقتی قطعه تمام شد، او نه تنها آرام شده بود، بلکه گفت آن ملودی حالش را کاملاً دگرگون کرده است. به نظرم موسیقی زبانی منحصر به فرد است که فراتر از کلمهها میتواند آدمها را نجات دهد. همین الان هم برای کمک به بهبود بعضی از بیماریها، موسیقیدرمانی داریم و به نظرم موسیقی کلاسیک و ایرانی، هر دو میتوانند باعث آرامش شوند.بسیاری از نوجوانان در انتخاب رشته بین هنر و رشتههای دیگر مردد هستند. تو چطور بین «جراحی قلب» و «موسیقی» یکی را انتخاب کردی؟-: من از بچگی عاشق رشتۀ تجربی و جراحی مغز و اعصاب یا قلب بودم. وقتی به سال دهم رسیدم، واقعاً بر سر دوراهی سختی قرار گرفتم. دو سه ماه تمام فکر کردم. اما بعد با خودم گفتم که من از شش سالگی در دنیای موسیقی بودهام و این هنر بخشی از وجود من شده است. تصمیم گرفتم موسیقی را به صورت حرفهای در هنرستان ادامه دهم تا در آینده بتوانم به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر فعالیت کنم. اگر سمت موسیقی نمیآمدم، شاید الان پزشک میشدم؛ اما موسیقی به من رسالتی داد که با هیچ چیز دیگری عوضش نمیکنم.
آیا مدرسه و معلمهایت در این مسیر حمایتت کردهاند؟-: طبیعتاً در مدرسه هم مخالفتها و هم موافقتهایی درخصوص مدل کاری من وجود داشت. ولی اغلب اوقات تشویقم میکردند و حتی میگفتند برای بیا و برای دوستانت اجرا کن. در زمینۀ همکاری برای امتحانات نیز مسئولین مدرسه درک بسیار خوبی نشان دادند.به عنوان یک هنرمند نوجوان، نگران کمرنگ شدن موسیقی اصیل ایرانی در نسل خودت نیستی؟-: چرا؛ متأسفانه توجه به سازهای ایرانی در حال کمرنگ شدن است. من به نوبۀ خودم، تمام تلاشم را میکنم که در فضای مجازی و اجراهایم، بیشتر از سازها و تصنیفهای ایرانی استفاده کنم تا دوستانم و همنسلانم با این فضا آشنا و به آن علاقهمند شوند. موسیقی ایرانی و کلاسیک، هر دو به آرامش جامعه کمک میکنند و نباید اجازه دهیم این ریشهها خشک شوند.اگر فضای مدرسهها بیشتر با موسیقی غنی و اصیل ایرانی همراه باشد، فکر میکنی چه تحولی در فرهنگ دانشآموزی رخ میدهد؟-: فکر میکنم آشنایی بیشتر دانشآموزان با موسیقی و به ویژه موسیقی اصیل ایرانی، میتواند به غنیتر شدن این موسیقی کمک کند و باعث همهگیری بیشتر آن شود.برای اینکه موسیقی در نظام آموزشی جایگاه بهتری پیدا کند، چه انتظاری از مسئولان آموزشوپروش داری؟-: من خودم چون از مهد کودک با موسیقی آشنا شدم، به نظرم اتفاقات خوبی را در زندگی تجربه کردم. اگر بتوان کودکان را از همان پایههای اول و دوم ابتدایی یا حتی کودکستان با موسیقی آشنا کرد و آموزشهایی را به آنها ارائه داد، به نظرم میتواند باعث پشرفت زیادی شود. چراکه انسان هرچقدر از سنین پایینتری این هنر را شروع کند، بهتر است. البته بدیهی است که نمیخواهم بگویم سنین بالاتر برای شروع موسیقی دیر است یا مناسب نیست.
توصیهات به خانوادههایی که علاقهمند هستند فرزندشان موسیقی یاد بگیرد چیست؟-: پیشنهاد میکنم ابتدا فرزندشان را به جلسات معارفه ببرند تا از نزدیک با شکل و صدای سازها ارتباط برقرار کند. نباید هیچ اجباری در کار باشد. اجازه بدهند بچه با چشم و گوش خود انتخاب کند. وقتی کودک با ساز ارتباط بگیرد، دنیای جدیدی به رویش باز میشود که دیگر دوست ندارد از آن خارج شود.اگر قرار باشد با موسیقیات یک پیام به دنیا برسانی، آن پیام چیست؟-: من خیلی دوست دارم به همه نشان دهم که موسیقی سرشار از آرامش است و به آنها ثابت کنم موسیقی چیزی خشن یا مطربی نیست و به انسان آرامش میدهد.و سخن آخر؟-: خیلی خوب میشود اگر آموزش موسیقی از همان سالهای ابتدایی یا حتی مهدکودک، به صورت آکادمیک و در قالب بازی و سرگرمی (مثل دورۀ اُرف) وارد برنامۀ درسی شود. این کار به یادگیری بهتر درسها و تمرکز دانشآموزان کمک شایانی میکند. موسیقی میتواند خشونت و رفتارهای ناسالم را از فضای دانشآموزی دور کند و روحیۀ نشاط را افزایش دهد.بهار جان، برایت در مسیر تبدیل شدن به یک رهبر ارکستر بزرگ، آرزوی موفقیت داریم.-: ممنونم از شما. امیدوارم روزی برسد که همه به موسیقی به عنوان منبعی برای آرامش و کمال نگاه کنند.گفتنی است این مطلب، نخستینبار در شمارۀ ۲۷۰ ماهنامۀ پرتو مهر (آذرماه ۱۴۰۴) منتشر شده است.مصاحبه و تنظیم: حسین اشراقی؛ کارشناس اطلاعرسانی و روابط عمومی، ادارهکل آموزشوپرورش استان اصفهانانتهای پیام/#گنبد_مینا #آموزش_و_پرورش #استانها #اصفهان #روابط_عمومی 10:45 - 4 ژانویه 2026