آذربایجان در کانون بازآرایی ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی
• امیر عسگر پژوهشگر ارشد امنیت ، استراتژیک مقدمه ؛ آذربایجان در یکی از پیچیدهترین موقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه قرار گرفته است؛ کشوری که از یک سو با روسیه و ایران هممرز است و از سوی دیگر، بهتدریج به یکی از مسیرهای مهم ارتباطی میان اروپا، قفقاز و آسیای مرکزی تبدیل میشود. جنگهای روسیه و ایران، اگرچه تهدیدهای امنیتی تازهای برای باکو ایجاد کردهاند، همزمان اهمیت مسیرهای ترانزیتی این کشور را افزایش دادهاند.اندیشکده شورای آتلانتیک در یادداشتی به بررسی وضعیت سیاسی و اقتصادی آذربایجان پرداخته است؛ یادداشتی که اگرچه در سطح آشکار بر توصیههای اقتصادی تمرکز دارد، در لایهای عمیقتر حامل ملاحظات و جهتگیریهای امنیتی است. نویسنده سفر خود به باکو را در شرایطی توصیف میکند که ظاهر شهر آرام است، اما در محافل سیاسی و کارشناسی، نگرانی درباره آینده کشور کاملاً محسوس است. آذربایجان تنها کشوری است که همزمان با روسیه و ایران مرز دارد و در نتیجه، تحولات این دو قدرت بزرگ پیرامونی مستقیماً بر امنیت و اقتصاد آن اثر میگذارد.با این حال، وضعیت موجود برای باکو صرفاً تهدیدآمیز نیست. جنگها موجب شدهاند مسیرهای جایگزین تجارت میان اروپا و آسیا اهمیت بیشتری پیدا کنند و آذربایجان، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، ظرفیت ایفای نقش بهعنوان یک پل ترانزیتی را داشته باشد. توسعه مسیر ترانسخزر، نزدیکی تدریجی با ارمنستان و طرح TRIPP از جمله فرصتهایی هستند که میتوانند جایگاه آذربایجان را تقویت کنند.در روابط با روسیه نیز نوعی احتیاط فزاینده در باکو مشاهده میشود. حادثه سقوط هواپیمای آذربایجانی در سال ۲۰۲۴ و عملکرد روسیه در قبال ارمنستان، از جمله عواملی هستند که اعتماد کامل باکو به مسکو را کاهش دادهاند. با این حال، آذربایجان نمیتواند روسیه و ایران را از معادلات خود کنار بگذارد و همچنان بخشی از مسیر تجارت شمال ـ جنوب میان این دو کشور است.از نگاه نویسنده، مسئله اصلی آن است که آذربایجان نمیداند جنگهای روسیه و ایران چه زمانی و با چه نتیجهای پایان خواهند یافت. تداوم جنگها میتواند اهمیت ترانزیتی آذربایجان را افزایش دهد، اما پایان آنها نیز ممکن است بخشی از مزیت مسیرهای جایگزین را کاهش دهد. ازاینرو، باکو نمیتواند راهبرد بلندمدت خود را بر تداوم بحرانهای دیگران بنا کند.
در بخش اقتصادی، نویسنده بر کاهش تدریجی نقش نفت و گاز تأکید دارد. رشد اقتصادی آذربایجان در سال ۲۰۲۵، در مقایسه با ارمنستان، گرجستان و قزاقستان، پایینتر بوده و تولید نفت و گاز نیز در مسیر کاهش قرار گرفته است. به همین دلیل، دولت آذربایجان باید به سمت تنوعبخشی اقتصادی حرکت کند.پیشنهاد اصلی نویسنده، توسعه بخش خدمات، صنایع دانشبنیان، لجستیک و زنجیره ارزش انرژی است. همچنین آذربایجان باید از سرمایهگذاری و همکاری غربی برای توسعه زیرساختهای ترانزیتی بهره گیرد و از فرصتهایی مانند مسیر ترانسخزر و TRIPP برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان پل ارتباطی اروپا و آسیا استفاده کند.در نهایت، نویسنده معتقد است آذربایجان نمیتواند جغرافیای خود یا رفتار مسکو و تهران را تغییر دهد، اما میتواند با اتخاذ تصمیمهای اقتصادی درست، وابستگی خود به نفت و تحولات ژئوپلیتیکی را کاهش دهد و دامنه مانور بیشتری برای سیاست خارجی خود ایجاد کند.تحلیل ؛ این یادداشت را نباید صرفاً مجموعهای از توصیههای اقتصادی و بیطرفانه دانست. توصیه به تعمیق همکاری آذربایجان با آمریکا، اروپا و شرکای منطقهای غرب، در شرایطی مطرح میشود که باکو طی سالهای گذشته عملاً به سمت غرب حرکت کرده و روابط خود را با اسرائیل و آمریکا گسترش داده است.بنابراین، این توصیهها بیش از آنکه پاسخی به فشار سیاسی روسیه یا ایران بر آذربایجان باشند، تلاشی برای تشویق باکو به ادامه و تعمیق همین مسیر است ؛ مسیری که پیامد آن افزایش هرچه بیشتر تنش با ایران و روسیه است.
آذربایجان مدتهاست در زمین غرب بازی میکند و همکاریهای گستردهای با آمریکا، اسرائیل و ترکیه دارد. ازاینرو، نمیتوان وضعیت کنونی را حاصل فشار مسکو یا تهران دانست. روسیه و ایران در سالهای اخیر با وجود اختلافات با رژیم باکو ، تلاش کردهاند روابط خود را در چارچوبهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی مدیریت کنند. مسئله اصلی، تغییر تدریجی جهتگیری باکو در استفاده از حمایت غرب در ازای برآورده کردن خواستههای اسرائیل و آمریکا در منطقه قفقاز جنوبی است . در این چارچوب، توسعه کریدورها و مسیرهای ارتباطی فقط یک پروژه اقتصادی نیست. مسیرهایی مانند ترانسخزر و طرح TRIPP میتوانند آذربایجان را بیش از پیش به شبکهای متصل کنند که از سوی آمریکا، اروپا، ترکیه و اسرائیل پشتیبانی میشود و نقش مسیرهای تحت مشارکت یا نفوذ ایران و روسیه را کاهش میدهد. چنین روندی، وابستگی باکو به غرب را افزایش میدهد و همزمان زمینه را برای فشار سیاسی و امنیتی بیشتر بر تهران و مسکو فراهم میکند.نباید از این روند با عنوان «تقویت فناورانه سایبری و اطلاعاتی آذربایجان» یاد کرد؛ زیرا بخش مهمی از فناوریها و ظرفیتهای امنیتی مورد استفاده باکو اساساً ایرانی یا روسی نیستند و آذربایجان سالهاست از مسیر همکاری با اسرائیل، آمریکا، ترکیه و دیگر شرکای غربی به این حوزهها دسترسی پیدا کرده استبنابراین، مسئله اصلی ایجاد ناگهانی توانمندیهای جدید نیست، بلکه استمرار و تعمیق همکاریهایی است که طی دو دهه گذشته به تقویت ظرفیتهای نظامی، اطلاعاتی، پهپادی، سایبری و نظارتی آذربایجان انجامیدهاند.
همکاری آذربایجان با رژیم صهیونیستی و آمریکا طی بیست سال گذشته، صرفاً جنبه اقتصادی یا دفاعی نداشته است. این همکاریها در حوزههای اطلاعاتی، امنیتی، نظامی، انرژی و فناوری گسترش یافته و در کنار مواضع و اقدامات ضدایرانی باکو، محیط امنیتی پیرامون مرزهای شمالی ایران را پیچیدهتر کرده است. آذربایجان در این مدت بارها با طرح ادعاهای سیاسی و تاریخی، بینالمللی کردن مسائل دوجانبه، ایجاد حساسیت پیرامون مرزها و فراهم کردن زمینه فعالیتهای اسرائیل، به افزایش فشار بر ایران کمک کرده است.از این منظر، حضور اسرائیل در آذربایجان را نمیتوان صرفاً یک رابطه دوجانبه عادی تلقی کرد. نزدیکی جغرافیایی آذربایجان به ایران، همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی با تلآویو و استفاده از ظرفیتهای غربی، این کشور را به یکی از نقاط مهم فشار پیرامونی علیه ایران تبدیل کرده است. رفتارهای باکو نیز نشان میدهد که این همکاریها صرفاً جنبه نمادین ندارند و در عمل به افزایش توان چانهزنی و فشار سیاسی آذربایجان در برابر تهران منجر شدهاند.در مورد روسیه نیز باید از نسبت دادن سادهانگارانه فشار سیاسی مسکو بر باکو پرهیز کرد. روسیه با آذربایجان اختلافات و رقابتهایی دارد، اما این به معنای آن نیست که مسکو عامل اصلی گرایش باکو به غرب بوده یا با فشار خود آذربایجان را به سمت آمریکا و اسرائیل رانده است. برعکس، بخش مهمی از این روند حاصل انتخاب راهبردی خود باکو برای بهرهگیری از حمایت غرب، تقویت موقعیت منطقهای و کاهش محدودیتهای ناشی از همجواری با ایران و روسیه است.
موضوع کریدور زنگزور نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند. این کریدور صرفاً یک مسیر حملونقل میان آذربایجان و نخجوان نیست؛ بلکه در صورت اجرای آن با ترتیباتی که حاکمیت و کنترل ارمنستان را تضعیف کند، میتواند پیامدهای مستقیم ژئوپلیتیکی برای ایران داشته باشد. محدود شدن دسترسی ایران به مسیرهای سنتی قفقاز، تضعیف نقش تهران در معادلات ترانزیتی و ایجاد پیوستگی ژئوپلیتیکی میان آذربایجان، ترکیه و آسیای مرکزی، از جمله نگرانیهای اصلی ایران در این زمینه است.حمایت غرب از مسیرهایی مانند ترانسخزر و TRIPP را نیز نمیتوان صرفاً اقدامی برای تسهیل تجارت دانست. این مسیرها میتوانند بخشی از تلاش گستردهتر برای ایجاد شبکهای ارتباطی باشند که آذربایجان را از مسیرهای سنتی وابسته به ایران و روسیه دور میکند و آن را به حلقهای در زنجیره نفوذ غرب در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی تبدیل میسازد. در چنین شرایطی، افزایش اهمیت ترانزیتی آذربایجان الزاماً به معنای بیطرفی این کشور نیست؛ بلکه میتواند به تقویت نقش آن در رقابت ژئوپلیتیکی علیه ایران و روسیه منجر شود.رفتار آذربایجان طی سالهای گذشته نیز نشان میدهد که این کشور صرفاً در حال حفظ تعادل میان قدرتها نیست. باکو از یک سو از روابط اقتصادی و ترانزیتی با ایران و روسیه بهره میگیرد و از سوی دیگر، در حوزههای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی به غرب و اسرائیل نزدیکتر میشود. این سیاست دوگانه به آذربایجان امکان میدهد از ظرفیت همسایگان خود استفاده کند، اما در عرصه سیاسی و امنیتی، در جهت منافع رقبای آنان حرکت کند.در نتیجه، تحلیل این روند نباید بر این فرض بنا شود که روسیه و ایران با فشار سیاسی، آذربایجان را به سمت غرب سوق دادهاند.
واقعیت آن است که باکو مدتهاست مسیر نزدیکی به غرب و اسرائیل را انتخاب کرده و توصیههای مطرحشده در چنین گزارشهایی، بیشتر برای تثبیت و تعمیق همین جهتگیری است. پیامد این سیاست، نه کاهش تنش، بلکه افزایش چالشهای امنیتی و سیاسی برای ایران و روسیه خواهد بود.در نتیجه، پیام اصلی یادداشت را میتوان اینگونه خلاصه کرد: توصیه به آذربایجان برای تعمیق همکاری با غرب، بهویژه آمریکا و اسرائیل، صرفاً توصیهای برای توسعه اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای تثبیت جایگاه باکو در معماری ژئوپلیتیکی غرب در قفقاز جنوبی و کاهش نقش ایران و روسیه در معادلات منطقه است. آذربایجان طی دو دهه گذشته با همکاری نزدیک با آمریکا و رژیم صهیونیستی، بهتدریج ظرفیتهای نظامی، اطلاعاتی، سایبری و سیاسی خود را در مسیری توسعه داده که بارها علیه منافع ایران به کار گرفته شده است. بنابراین، تحولات آذربایجان باید نه بهعنوان یک پروژه اقتصادی بیطرف، بلکه بهعنوان بخشی از روند تعمیق نفوذ غرب و اسرائیل، افزایش فشار بر ایران و روسیه، تشدید رقابت بر سر کریدورها و شکلگیری چالشهای تازه در قفقاز جنوبی مورد توجه قرار گیرد.
14:46 - 4 مهر 1405