اول آمریکا ، پایان یک توهم

نگاهی کوتاه به سند امنیت ملی آمریکا «اول آمریکا» و پایان یک توهم: کالبدشکافی دکترین جدید امنیت ملی ایالات متحدهامیر عسگر ، پژوهشگر حوزه امنیت مقدمهانتشار راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکا را باید یکی از صریح‌ترین و بی‌پرده‌ترین اسناد سیاست خارجی واشنگتن در دهه‌های اخیر دانست. این سند نه فقط یک به‌روزرسانی راهبردی، بلکه اعلام رسمی پایان یک دوره است: پایان رهبری ایدئولوژیک آمریکا بر نظم جهانی و آغاز دوره‌ای که در آن «منافع عریان ملی» تنها قطب‌نمای سیاست خارجی ایالات متحده محسوب می‌شود.دکترین «اول آمریکا» به‌مثابه ستون فقرات سیاست خارجیدر این سند، سیاست خارجی آمریکا دیگر نه بر پایه دموکراسی، حقوق بشر ادعایی یا نظم لیبرال، بلکه بر اساس «قدرت، ثروت و امنیت آمریکا» تعریف می‌شود. این یعنی حذف عملی مفاهیمی که دهه‌ها توجیه‌گر مداخله‌گری آمریکا در جهان بودند. واشنگتن رسماً اعلام می‌کند که فقط آنچه برای خودش سودمند است، معیار اقدام خواهد بود؛ بدون تعارف‌های ارزشی گذشته.چین؛ دشمن واقعی و بلندمدتبرخلاف تمام شعارها درباره «محور شرارت» در دو دهه گذشته، این سند به‌وضوح چین را تهدید شماره یک معرفی می‌کند. رقابت با چین دیگر صرفاً اقتصادی یا فناورانه نیست، بلکه یک رویارویی تمام‌عیار ژئوپلیتیکی تلقی می‌شود. مهار زنجیره‌های تأمین، کنترل فناوری‌های پیشرفته و تسلط بر اقیانوس آرام، هسته سخت راهبرد آمریکا را شکل می‌دهد.
اروپا؛ از شریک راهبردی تا بار اضافیاروپا در دکترین جدید، نه یک متحد ممتاز، بلکه شریکی پرهزینه و کم‌مسئولیت تصویر می‌شود. آمریکا صراحتاً اعلام می‌کند که دیگر بار امنیت قاره اروپا را به دوش نخواهد کشید. لحن تحقیرآمیز سند نسبت به بحران هویتی، مهاجرت و ضعف راهبردی اروپا، نشانه یک شکاف جدی در روابط فراآتلانتیکی است؛ شکافی که می‌تواند ناتو را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از تزلزل کند.خاورمیانه و ایران؛ از مرکز توجه به حاشیه مدیریت‌شدهخاورمیانه در این راهبرد به سطح یک «منطقه درجه دو» تنزل یافته است. پروژه دموکراسی‌سازیی که مدعی آن بودند رسماً دفن شده و چهره حقیقی آمریکا آشکار شده است, حکومت‌های اقتدارگرا، مادامی که با منافع آمریکا همسو باشند، از فشار سیاسی مصون خواهند بود. ایران نیز دیگر «تهدید اول» نیست، بلکه به‌عنوان یک بازیگر اخلال‌گر منطقه‌ای در کنار روسیه و کره شمالی تعریف شده که باید مهار ششود، نه اینکه سرنگون گردد. این تغییر، همزمان فرصت و تهدید برای تهران محسوب می‌شود. اقتصاد به‌عنوان سلاح جنگییکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این سند، تبدیل اقتصاد به ابزار مستقیم امنیت ملی است. بازصنعتی‌سازی، کنترل منابع حیاتی و مأمور شدن سفارتخانه‌ها برای پیشبرد منافع شرکت‌های آمریکایی، نشان می‌دهد که واشنگتن وارد مرحله‌ای از «جنگ اقتصادی سازمان‌یافته» شده است. در این چارچوب، تجارت دیگر یک رابطه برد–برد نیست، بلکه میدان نبرد جدید قدرت‌هاست.
نظم جهانی بدون رهبر !!دکترین ۲۰۲۵ آمریکا در یک جمله خلاصه می‌شود: «واشنگتن دیگر رهبر نظم جهانی نیست، بلکه یک قدرت خودمحور است.» پیامد این تغییر، ورود جهان به دوره‌ای پرتنش‌تر، بی‌ثبات‌تر و رقابتی‌تر خواهد بود. جایی که اتحادها شکننده‌اند، ارزش‌ها کم‌رنگ شده‌اند و قدرت عریان، زبان اصلی سیاست بین‌الملل است. این سند نه وعده صلح می‌دهد و نه تضمین ثبات؛ بلکه نقشه راه یک جهان سخت‌تر و پرریسک‌تر را ترسیم می‌کند.این آغاز دوره جدیدی از بلوک بندی ها برای شکل دادن یک نظم جدید است.
05:21 - 17 آذر 1404