مرگ دیپلماسی هنجاریِ و ظهور عصر تقابل عریان
نویسنده: امین جهانشاهی نسبپژوهشگر و تحلیلگر محور مقاومت و غرب آسیا گفتارِ اول: تبارشناسیِ فروپاشیِ نظمِ لیبرال و انتحارِ نهادیِ غرببرایِ درکِ حقیقتِ سهمگین و چندلایهیِ آنچه در این برههیِ تاریخیِ خاص در حالِ وقوع است ما نیازمندِ عبور از سطحِ تحلیلهایِ ژورنالیستی و ورود به لایههایِ زیرینِ «فلسفهیِ تاریخ» هستیم تا دریابیم که نظمِ بینالمللیِ برآمده از کنفرانسهایِ یالتا و سانفرانسیسکو که بر پایهیِ هژمونیِ بلامنازعِ ایالاتِ متحده و دلار به عنوانِ «ذخیرهیِ ارزشِ جهانی» بنا شده بود اکنون دچارِ یک «ایستِ قلبیِ ساختاری» شده است و جهان در حالِ تجربهیِ دورانِ «فترت» یا همان وضعیتی است که آنتونیو گرامشی آن را «اینترگنوم» مینامید یعنی زمانی که نظمِ کهن مرده است اما نظمِ جدید هنوز متولد نشده و در این فاصلهیِ تاریک و پرآشوب است که هیولاها بیدار میشوندو آنچه در وین رخ داد دقیقاً تجلیِ بیداریِ یکی از همین هیولاهاست یعنی تبدیلِ نهادهایِ بینالمللی از «داورِ بیطرف» به «جلادِ سیاسی» چرا که غربِ سیاسی به رهبریِ تروئیکایِ اروپایی و هدایتِ پنهانِ واشنگتن با درکِ این واقعیت که ابزارهایِ سنتیِ قدرتِ نرم و سختِ خود را از دست داده است اکنون به «دیپلماسیِ انتحاری» و «جنگِ حقوقی» یا همان «لوفر» روی آورده است تا با استفادهیِ ابزاری از مفاهیمِ مقدسی همچون «عدمِ اشاعه» و «پادمان» آخرین تلاشهایِ مذبوحانهیِ خود را برایِ حفظِ وضعِ موجود و مهارِ قدرتهایِ تجدیدنظرطلب سامان دهد
تصویبِ قطعنامهیِ اخیرِ شورایِ حکام که با آرایِ شکنندهیِ نوزده رأیِ موافق در برابرِ دوازده رأیِ ممتنع و سه رأیِ مخالف به تصویب رسید فراتر از یک رویهیِ اداریِ معمول بود و باید آن را به مثابهِ «اعلامِ رسمیِ وضعیتِ استثنا» در روابطِ بینالملل تفسیر کرد مفهومی که کارل اشمیت فیلسوفِ آلمانی آن را وضعیتی تعریف میکند که در آن حاکم برایِ حفظِ قدرتِ خود قانون را تعلیق میکندآژانس بینالمللی انرژی اتمی با سیاسی کردن پرونده هستهای ایران، به بازوی اطلاعاتی ناتو تبدیل شده است. این تغییر نشان میدهد غرب در مواجهه با بحران مشروعیت خود، با زبان زور و تهدید سخن میگویدگزارش مدیرکل آژانس حاکی از "کوری راهبردی" آژانس در نظارت بر برنامه هستهای ایران است ذخایر اورانیوم 60 درصد ایران در حجم 440 کیلوگرم تثبیت شده و فاصله تا غنای 90 درصد، تنها "روز و هفته" است این امر غرب را در برابر "پذیرش ایران هستهای" یا "ریسک جنگ ویرانگر" قرار داده استفعالسازی مجدد سایتهایی مانند "طالقان 2" و آزمایشهای مرتبط با متالورژی اورانیوم، نشاندهنده تغییر دکترین امنیت ملی تهران به "بازدارندگی فعال و تهاجمی" است ایران دریافته که تنها زبان موثر در برابر قدرتهای سلطهگر، "زور" و "موازنه وحشت" است. لذا، گزینههایی مانند خروج از NPT و اخراج بازرسان، "سناریوهای عملیاتی روی میز" هستند
ژئوپلیتیک، قدرت ملتها دیگر نه با وسعت خاک، بلکه با "میزان اتصال" به شبکههای کالا، انرژی و داده سنجیده میشود. ایران برای "امنیت وجودی" خود نیازمند تبدیل شدن به "معبر" ترانزیتی است، وگرنه به "مانع" تبدیل خواهد شد. رقبای منطقهای و جهانی با طرحهایی مانند "راه توسعه" و "کریدور میانی" به دنبال تبدیل ایران به "بنبست لجستیکی" هستندراهبرد مقابله ایران باید مبتنی بر "وابستگی متقابل نامتقارن" باشد با تکمیل فوری کریدورهای ریلی شمال-جنوب و شرق-غرب و مدرنسازی ناوگان، ایران میتواند چنان چسبندگی راهبردی میان خود و قدرتهای اوراسیا (روسیه، هند، چین) ایجاد کند که حذف ایران از معادلات ترانزیتی، به "سکته اقتصادی" برای آنها منجر شود. این کریدورها زمان و هزینه ترانزیت را به شکل چشمگیری کاهش میدهند که یک "مزیت رقابتی ابدی" است این همبستگی منافع اقتصادی، بالاترین سطح "بازدارندگی غیرنظامی" را برای ایران به ارمغان میآورد و تحریمهای غرب را بیاثر میکند، زیرا تجارت ریلی و تهاتری خارج از نظارت دلاری و دریایی آمریکا است در این دیدگاه، "ریل" از "موشک" مهمتر است، زیرا ریل تولید قدرت، ثروت و امنیت پایدار میکندآنچه یمن به جهان آموخت این بود که دورانِ «جبرِ تکنولوژیک» به سر آمده است و میتوان با ترکیبِ «تکنولوژیهایِ ارزانقیمت» و «تاکتیکهایِ منعطف» برتریِ هوایی و دریاییِ دشمن را خنثی کرد و استفاده از پهپادهایِ انتحاریِ بیست هزار دلاری برایِ از کار انداختنِ سامانههایِ راداری و کشتیهایِ چند صد میلیون دلاری نمادِ این «انقلابِ در امورِ نظامی» است که منجر به «عدمِ تقارنِ هزینهیِ وحشتناک» برایِ غرب شده است
به طوری که نیرویِ دریاییِ آمریکا برایِ رهگیریِ یک پهپادِ سادهیِ یمنی مجبور به شلیکِ موشکهایِ استانداردِ دو میلیون دلاری است و این یعنی «ورشکستگیِ لجستیک» و شکستِ راهبردی در یک نبردِ فرسایشیعملکرد یمن تغییرات بنیادین در دکترینهای نظامی و امنیتی جهان را رقم زده و بر استراتژی منطقهای ایران تأثیرگذار بوده است۱. انقلاب در امور نظامی (شکستِ جبر تکنولوژیک): یمن ثابت کرد که برتری نظامی دیگر وابسته به تکنولوژیهای گرانقیمت نیست این امر با استفاده از عدم تقارن هزینه (مانند پهپادهای ۲۰ هزار دلاری در برابر موشکهای ۲ میلیون دلاری) محقق شده، که غرب را دچار «ورشکستگی لجستیک» کرده است استراتژی جدید یمن، یعنی ترکیب تکنولوژی ارزان با تاکتیکهای منعطف، توانسته است برتری کلاسیک هوایی و دریایی دشمن را خنثی سازد۲. مرگ دکترین ماهان (پایانِ حکومت دریاها): دکترین قدیمی «آلفرد تایر ماهان» (سیادت دریایی با ناوگانهای بزرگ) با استراتژی «ممانعت از دسترسی» یمن شکست خورده استیمن بدون نیروی دریایی کلاسیک، تنها با تسلط بر سواحل و موشکهای بالستیک، نشان داد که میتواند شریانهای حیاتی جهان (مانند بابالمندب) را کنترل کنداین به معنای پایان «تالاسوکراسی» یا حکومت مطلق ناوگانهای دریایی بر آبهاست
آسیب شناسی ساختار اداری و بازیابی سرمایه اجتماعی و تصویه ساختار های فساد زابزرگترین دشمن دیوانسالاری ناکارآمد داخلی مبتنی بر رانت نفت است فساد اداری خیانت راهبردی است که سرمایه اجتماعی را هدف قرار میدهدبازسازی رابطه ملت و حاکمیت بر پایه صداقت راهبردی حیاتی است دوران پروپاگاندای دروغین سر آمده مردم تبعیض تحقیر و دروغ را تحمل نمیکنند اداره کشور در عصر هوش مصنوعی و کوانتوم با ذهنیت قجری و کاغذبازی اداری قرن بیستمی منجر به شکست قطعی خواهد شدبازسازی اعتماد و استراتژی صداقت رادیکال حیاتیترین رکن مانیفست بازسازی رابطه ملت و حاکمیت بر پایه صداقت راهبردی است مردم واقعیتهای تلخ را میفهمند و اگر با آنها صادقانه سخن گفته شود و حاکمان در سختیها شریک باشند حاضرند بزرگترین فداکاریها را انجام دهند آنچه تحملش برای جامعه غیرممکن است احساس تبعیض تحقیر و دروغ است راهبرد مقابله با جنگ شناختی دشمن نه فیلترینگ بلکه جهاد تبیین صادقانه و کارآمدی ملموس است باید با احیای اصول قانون اساسی فضایی فراهم شود که هر ایرانی با هر سلیقه سیاسی احساس کند در سرنوشت کشورش سهیم است
در آستانهیِ طلوعِ ققنوسسخنِ آخر اینکه ما در لبهیِ یک پیچِ تاریخیِ سرنوشتساز ایستادهایم که شاید هر چند قرن یکبار رخ دهد نظمِ کهن در حالِ فروپاشی است و نظمِ نوین در حالِ زایش و ایرانِ عزیزِ ما با تکیه بر «عمقِ راهبردیِ تمدنی» «موقعیتِ بینظیرِ جغرافیایی» «سرمایهیِ عظیمِ انسانی» و «ایمانِ راسخِ دینی» تمامِ مؤلفههایِ لازم برایِ تبدیلشدن به یکی از قطبهایِ اصلیِ قدرت در جهانِ آینده را در اختیار دارد مشروط بر اینکه از دامِ روزمرگی و انفعال خارج شویم دست به «تصمیماتِ کلان» بزنیم و با اتحادی مقدس میانِ ملت و حاکمیت از این گردنهیِ سخت عبور کنیم تا ققنوسِ ایران بارِ دیگر بر بامِ جهان پرواز کند و این وعدهیِ تخلفناپذیرِ خداوند است که آینده از آنِ صالحان و صابران خواهد بود
09:15 - 1 آذر 1404