عملیات رسانه‌ای اصلاح‌طلبان علیه دکتر سعید جلیلی / چرا نقد مذاکرات شکست‌خورده، غرب‌گرایان را عصبانی کرد؟
در پی اظهارات اخیر دکتر سعید جلیلی و نقد رویکردهای شکست‌خورده در عرصه سیاست خارجی، موجی از واکنش‌های عصبی و هماهنگ از سوی جریان غرب‌گرا شکل گرفت. این واکنش‌ها، که عمدتاً در قالب توییت‌ها و اظهارنظرهای شتاب‌زده چهره‌های مختلف به اصطلاح اصلاح‌طلب بروز یافت، بیش از آن‌که پاسخی منطقی به اصل بحث باشد، نوعی عملیات روانی برای «حاشیه‌سازی، تحریف پیام و فرار از پاسخ‌گویی» به یک نقد راهبردی تلقی می‌شود.برای فهم علل این هجمه، ابتدا باید منظور دکتر جلیلی را به‌درستی درک کرد. ملت ایران پس از عبور از دوران تهدیدات حداکثری، در حالی که شاهد «حمله نظامی دشمن در حین مذاکره» بود، به یک پیروزی راهبردی و بازدارندگی مؤثر دست یافت. با این حال، اکنون عده‌ای، پس از این دستاورد بزرگ، دوباره سخن از بازگشت به همان مسیر شکست خورده مذاکراتی به میان می‌آورند که پیش‌تر نتوانست از تجاوز نظامی دشمن جلوگیری کند.نکته کلیدی در سخنان جلیلی، نقد «جهت‌گیری» است؛ یعنی نقدِ آن طرز تفکری که راه‌حل مشکلات کشور را نه در تکیه بر توان داخلی و دستاوردهای میدانی، بلکه در بازگشت به مسیری می‌بیند که سرانجام آن، وابستگی و پذیرش شروط تحمیلی دشمن است.در مقابل، جریان غرب‌گرا به‌جای پرداختن به اصل این نقد، با عبرت نگرفتن از تجربه پرهزینه دولت روحانی، تجربه‌ای که رهبر معظم انقلاب آن را به‌عنوان «چراغ راه آینده» ترسیم و فرمودند: «در این دولت معلوم شد که اعتماد به غرب جواب نمی‌دهد؛ به ما کمک نمی‌کنند و هر جا بتوانند ضربه می‌زنند»، یک هزینه جبران‌ناپذیر دیگر به کشور تحمیل کرد و همچنان تلاش می‌کند با یک عملیات روانی هماهنگ، صورت‌ مسئله را تحریف کند.
این جریان، با مغالطه‌ای آشکار، تلاش می‌کند چنین القاء کند که اظهارات اخیر دکتر جلیلی، فارغ از منافع ملی و با اغراض شخصی صورت گرفته‌است. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که پس از گذشت بیش از یک‌سال از عمر دولت منتسب به جریان اصلاحات، همچنان برخی از عوامل رسانه‌ای آن، به‌جای پاسخ‌گویی به مطالبات مردم، مسیر تخریب دیگران را در پیش گرفته‌اند. واقعیت آن است که اگر این جریان غرب‌گرا دستاوردی در عملکرد دولت مشاهده می‌کرد، این‌گونه از یک نقد تحلیلی و منطقی برآشفته نمی‌شد.علت اصلی این حجم از عصبانیت و حاشیه‌سازی، دقت و عمق اظهارات دکتر جلیلی است که ماهیت تفکر غرب‌گرا را به‌وضوح افشا می‌کند؛ تفکری که خصومت و بدعهدی طرف‌های غربی را نادیده می‌گیرد و همچنان به دنبال التماس مذاکره با همان دشمنی است که در میانه‌ی مذاکرات به کشور حمله کرده و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان و نخبگان هسته‌ای و جمعی از مردان، زنان و کودکان این سرزمین را به شهادت رسانده است.این همان جریانی است که زمانی می‌پنداشت با تعامل با «کدخدا»، همه‌ مشکلات کشور حل می‌شود، و امروز، با وجود اثبات ناکارآمدی این مسیر، همچنان بر همان رویکرد پافشاری می‌کند.هنگامی که یک جریان سیاسی در برابر نقدی راهبردی و منطقی پاسخی ندارد، ناگزیر به حاشیه‌سازی و حمله به شخص گوینده روی می‌آورد تا اصل بحث به فراموشی سپرده شود.در این میان، یادآوری کلام گهربار امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت ۲۵۹ نهج‌البلاغه روشنگر راه است:«الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ، غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ؛ وَالْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ، وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ.»وفاداری با عهدشکنان، خیانت نزد خداست؛ و بی‌وفایی با عهدشکنان، وفاداری در پیشگاه الهی شمرده می‌شود.
11:53 - 16 مرداد 1404

1245 بازدید