لیست اهداف ایران
لیست اهداف ایران برای انتقام و بازدارندگی؛ از شریانهای انرژی تا نیروگاههایی که چراغ پایگاههای آمریکا را روشن نگه داشتهاند
معماری یک بازدارندگی هوشمنددر دنیای سیال سیاست بینالملل، بازدارندگی زمانی کارآمد است که دشمن به یقین برسد هر اقدامی، هزینهای بسیار سنگینتر از هرگونه دستاورد احتمالی به همراه دارد. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر راهبرد خود را از یک الگوی صرفاً تدافعی، به الگوی «بازدارندگی تهاجمی و چندلایه» ارتقا داده است. بهگونهای که هرگونه خطای محاسباتی در ترور مقامات عالی یا تعرض به زیرساختهای ملّی، با پاسخی مواجه خواهد شد که دایره آن فراتر از مرزهای جغرافیایی و حتی فراتر از خطوط مقدم جبهههای نظامی کشیده شده است. در این گزارش، بر اساس اسناد راهبردی و تحلیلهای مراکز معتبر بینالمللی، فهرستی مستدل از اهدافی که میتواند در سناریوی «انتقام متقارن و بازدارنده» مورد اصابت قرار گیرد، در چهار سطح راهبردی تدوین شده است. نکته کلیدی آنکه بخشی از این اهداف، نیروگاههایی هستند که چراغ پایگاههای نظامی آمریکا را در منطقه روشن نگه داشتهاند؛ هدفی که همزمان دارای ارزش اقتصادی (زیرساخت برق کشورهای میزبان) و ارزش نظامی (تغذیهکننده پایگاههای دشمن) است.
سطح اول؛ شریانهای حیاتی انرژی (گلوگاههای صادراتی و تولید)بیشک، نخستین و حساسترین هدف در هر رویارویی، «جعبه سیاه اقتصادی» منطقه یعنی تأسیسات انرژی است. کشورهای حوزه خلیجفارس با اتکا به ۴۰٪ صادرات الانجی و ۳۰٪ نفت جهان، عملاً روی تیغ اقتصاد تکمحصولی حرکت میکنند.۱. تنگه هرمز؛ نه یک نقطه، که یک گلوگاه جهانی. عبور ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این آبراه، آن را به اولویت مطلق بازدارندگی تبدیل کرده است. مختل شدن این مسیر، اگر با کنترل شرایط روانی، سیاسی و محاسبه ذخایر استراتژیک صورت گیرد ظرف چند روز قیمت نفت را می تواند به مرز ۱۵۰ دلار برساند. اینکه در چند ماه اخیر این امر محقق نشد بخاطر برنامه ریزی بسیار منسجم دشمن و بی برنامگی کامل سیاستمداران داخلی در کنترل شرایط روانی و سیاسی بازار انرژی دنیا به صورت همزمان ، توانست قیمت نفت را زیر 120 دلار حفظ کند و جا دارد همانطور که نظامیان ایرانی همه ی جوانب کنترل نظامی تنگه هرمز را از قبل برنامه ریزی کرده بودند سیاسیون نیز برای این شرایط برنامه منسجم خود را ارایه دهند.۲. مجتمع راسلافان قطر؛ قلب تپنده گاز جهان. کشوری که با صادرات سالانه ۷۷ میلیون تن الانجی، انرژی قدرتهای اروپایی و آسیایی را تأمین میکند. و وقتی در پاسخ به هدف قرار گرفتن یکی از فازهای عسلویه به آتش کشیده شد جنگ زیرساختهای نفتی متوقف شد.۳. خط لوله شرق غرب عربستان (پترولاین)؛ تنها راه نجات نفت سعودی از تنگه هرمز. ضربه به این خط، تمام صادرات غربی پادشاهی را با بحران مواجه میکند.
۴. تأسیسات آبشیرینکن و نیروگاههای اصلی برق؛ بهویژه نیروگاه اتمی براکه (امارات) و راسالخیر (عربستان). وابستگی ۱۰۰٪ این کشورها به آب شیرین، این تأسیسات را به «مختصات دقیق ناامنی» تبدیل کرده است.سطح دوم؛ هابهای نظامی و نیروگاههای تغذیهکننده آنها (شکاف راهبردی پنتاگون)در این سطح، ایران نه تنها پایگاههای نظامی، بلکه شبکه برق متصل به آنها را هدف قرار میدهد. وابستگی ۱۰۰٪ پایگاههای راهبردی آمریکا به نیروگاههای کشورهای میزبان، یک نقطهضعف کلیدی در معادلات دفاعی واشنگتن محسوب میشود که هرگونه اختلال در آن، عملیاتهای هوایی و فرماندهی سنتکام را فلج میکند.۱) امارات متحده عربی – پایگاه هوایی الظفرهقلب عملیات هوایی جنوب خلیجفارس؛ میزبان جنگندههای F-35 و پهپادهای استراتژیک آمریکا.• نیروگاه تأمینکننده: الطویله با ظرفیت ۶,۰۰۰ مگاوات (۱۲٪ از کل مصرف برق امارات). این نیروگاه در فاصله کمتر از ۵۰ کیلومتری پایگاه قرار دارد و هیچ مسیر جایگزینی برای تأمین برق اضطراری در آن تعریف نشده است.۲) امارات متحده عربی – پایگاه المنهاد (دبی)مرکز لجستیک جنوبی و یکی از گرههای اتصال هوایی نیروهای آمریکایی.• نیروگاه تأمینکننده: دیوا در دبی با ظرفیت ۹,۶۵۰ مگاوات (۸۵٪ از کل مصرف برق دبی). این وابستگی تقریباً کامل نشان میدهد که خاموشی این نیروگاه نه تنها پایگاه، بلکه کل شهر دبی را با بحران بیسابقهای مواجه میکند.۳) قطر – پایگاه هوایی العدیدبزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در غرب آسیا و مرکز فرماندهی هوایی سنتکام؛ میزبان بیش از ۱۰ هزار نیرو
.• نیروگاه تأمینکننده: راس لفان با ظرفیت ۴,۵۱۱ مگاوات (تأمینکننده اصلی برق کل کشور قطر). خاموشی این نیروگاه، فرماندهی هوایی آمریکا را در کل منطقه فلج میکند.۴) عربستان سعودی – پایگاه هوایی شاهزاده سلطان (الخرج)محور دفاع موشکی و هوایی پادشاهی؛ میزبان سامانههای تاد (THAAD) و پاتریوت.• نیروگاه تأمینکننده: ریاض با ظرفیت ۹,۶۳۶ مگاوات (تأمینکننده اصلی برق پایتخت). این نیروگاه در قلب پایتخت قرار دارد و هدف قرار دادن آن، علاوه بر پایگاه، کل شبکه دفاعی عربستان را مختل میکند.سطح سوم؛ شرکتهای پیمانکار دفاعی و فناوری اطلاعات (والاستریت جنگ)ایران نشان داده که میان سهامداران واشنگتن و تلآویو در منطقه مرزی قائل نیست. در این سطح، شرکتهایی هدف قرار میگیرند که با قراردادهای چنددهمیلیاردی، اراده جنگ را تغذیه میکنند.• لاکهید مارتین، ریتون، بوئینگ، نورثروپ گرامن؛ تأمینکنندگان جنگندههای F-35، سامانههای پاتریوت و تاد، و تجهیزات پیشرفته.• آمازون (AWS)، گوگل، مایکروسافت؛ با دیتاسنترها و دفاتر منطقهای در بحرین، دبی و ابوظبی که زیرساخت ابری و ارتباطات نظامی را پشتیبانی میکنند.• انویدیا؛ با بزرگترین مرکز تحقیق و توسعه خود در حیفا (اسرائیل) و مشارکت در پروژههای هوش مصنوعی ارتش رژیم صهیونیستی.
سطح چهارم؛ مؤسسات مالی، لابیگری و اهداف سیاسی (هزینهزایی برای نخبگان حاکم)برخلاف تصور عمومی، سناریوی «حذف فیزیکی» رهبران کشورهای حوزه، به دلیل ساختار قبیلهای و موروثی، نهتنها بازدارنده نیست که ممکن است به اجماعی علیه ایران منجر شود. بر این اساس، راهبرد ایران بر «شکافافکنی سیاسی» و «متزلزلسازی اعتماد عمومی» طراحی شده است. فعال سازی گروه های مقاومت در کشورهای میزبان پایگاه های آمریکایی و حمایت موثر از این گروه ها، این پیام را به کشورهای منطقه مخابره می کند که همکاری با دشمنان ایران، می تواند به بهای از دست دادن تخت پادشاهی باشد که بر پایه های زور و پول بنا شده است و هدف با ارزشی برای جبهه آزادگان خواهد بود علاوه بر آن همکاران این کشورکها در غرب نیز می تواند اهدافی برای جبهه مقاومت جهانی باشد موسساتی که وقتی برنامه ای برای نا امن کردن ایران می ریزند و آن را تامین مالی می کنند از بابت عدم تغییر زندگی روزمره شان کاملا مطمئن هستند جا دارد هر کس که با جایگاه سیاسی یا اقتصادی یا رسانه ای علیه منافع ملت ایران قدم بر می دارد از سالم ماندن پاهایش در این مسیر مطمئن نباشد به عنوان مثال چند مجوعه که در این مسیر هستند عبارتند از:• جیپی مورگان چیس، بانک آو امریکا، سیتیگروپ؛ تأمینکنندگان مالی شبکه نظامی اقتصادی منطقه.• کیتو اینتگریتی و افینیتی پارتنرز (وابسته به جرد کوشنر) که میلیاردها دلار از صندوقهای ثروت ملی عربستان، قطر و امارات دریافت کردهاند.• کمیته امور عمومی آمریکا اسرائیل (AIPAC) و کمیته یهودی آمریکا (AJC)؛ گروههای لابی قدرتمند که سیاستهای طرفدار اسرائیل را در کنگره پیش میبرند.
• هدف نهایی سیاسی؛ نشان دادن نفوذ اطلاعاتی در کاخهای قدرت، ضربه به نمادهای اقتصادی سیاسی خاندانهای سلطنتی و تحریک افکار عمومی برای زیر سوال بردن کارایی دولتهای میزبان.
نتیجهگیری؛ نقشه راه بازدارندگی چندلایهآنچه در این فهرست مشهود است، خروج ایران از بازی سنتی «پاسخ به مثل» و ورود به عرصه «بازدارندگی مبتنی بر شوک سیستمیک» است. در این الگو، دشمن دیگر نمیتواند هزینههای حمله به ایران را صرفاً در یک سانتریفیوژ یا یک پادگان محاسبه کند؛ بلکه باید معادلات پیچیدهای از انسداد مسیرهای انرژی، تعطیلی هابهای نظامی از طریق قطع برق نیروگاههای کلیدی، انهدام زیرساختهای ابری و حتی بحرانهای سیاسی در پشت جبهه را پیشبینی نماید.نکته راهبردی آنکه نیروگاههایی مانند الطویله، دیوا، راس لفان و ریاض، نه فقط تأسیسات غیرنظامی، بلکه حلقههای اتصال حیات نظامی آمریکا به خاک منطقه هستند. هدف قرار دادن این نیروگاهها، بدون شلیک یک گلوله، چراغ هزاران فروند جنگنده، پهپاد و سامانه راداری را خاموش میکند. این همان نوع بازدارندگی هوشمندانهای است که معادلات قدرت را از میدان نبرد به اتاقهای کنترل شبکه برق منتقل مینماید.ایران با ترسیم این لیست، آشکارا اعلام می کند که «امنیت خلیجفارس» بدون در نظر گرفتن «امنیت ملّی ایران» مفهومی پوچ است. پنتاگون و متحدان منطقهای آن اگر خواهان آزمون این قواعد جدید هستند، باید پاسخ این سؤال را پیشاپیش داشته باشند که آیا برای سناریوی خاموشی همزمان چندین پایگاه استراتژیک خود برنامه جایگزینی دارند؟ پاسخ در سکوت راهبردی واشنگتن و حسرتبار بودن گزینههای جایگزین نهفته است. بازدارندگی، زمانی کارآمد است که دشمن به یقین برسد هر اقدامی، هزینهای بسیار سنگینتر از هرگونه دستاورد احتمالی به همراه دارد. لیست فوق، دقیقاً تصویرگر همین واقعیت است.#ایران #بازدارندگی #خلیج_فارس #امنیت_انرژی #انتقام_سخت #جنگ_ترکیبی #محور_مقاومت 11:05 - 6 مرداد 1405