چطور همکاری ایران و چین را راهبردی و تمدنی کنیم؟

در سیاست خارجی، ترکیب هیئت‌های مذاکراتی آیینه ی وزن یک رابطه است. هنگامی که ایران در مذاکرات اسلام‌آباد با دشمن دیرینه‌اش، آمریکا، بیش از ۷۰ کارشناس ارشد را همراه هیئت خود کرد، یا هنگامی که واشنگتن برای گفت‌وگو با چین، کاروانی از متخصصان تراز اول خود را گسیل می‌دارد، این پیامی روشن است: رابطه‌ای که می‌تواند مسیر پیشرفت یا پسرفت یک ملت را رقم بزند، سزاوار بالاترین سطح از توجه کارشناسی است. حال باید پرسید: اگر آمریکا، با همه ی دشمنی‌اش، این اندازه برای تهران اهمیت عملیاتی دارد، چرا شریکی چون چین که کلید توسعه، فناوری و رشد اقتصادی ایران در عصر تحریم است، نباید اولویتی به مراتب بالاتر بیابد؟
پاسخ روشن است: رابطه با چین نه یک گزینه، که ضروری‌ترین بستر پیشرفت ایران است و باید با عمق و گستردگی کارشناسی‌ای حتی فراتر از آنچه در قبال آمریکا به کار گرفته شد، مدیریت شود. از همین رو، پیوند با پکن، امروز دیگر صرفاً برگ برنده‌ای در میز مذاکرات نیست؛ بلکه به زیرساخت بقا و توسعه ایران تبدیل شده است. با این حال، نگاه به این رابطه از دریچه محدود «فروش نفت در برابر کالاهای مصرفی»، ما را در یک منطقه امنِ کم‌بازده متوقف می‌کند. سیاستمداران وطن پرست و عمل‌گرای ایرانی باید این رابطه را از یک همکاری معاملاتی به یک هم‌زیستی راهبردی ارتقا دهد. این مقاله، نقشه راه و چک‌لیست عملیاتیِ همان سیاستمدار برای پیشبرد و ارتقای رابطه با چین در افق‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است.
فاز اول؛ مهار آتش و تثبیت خاکریزها (اقدامات فوری ۱ تا ۲ ساله)در این برهه، اولویت مطلق دستگاه سیاست خارجی ایران، تضمین جریان پیوسته منابع مالی و کالاهای راهبردی است. اقدامات مشخص این فاز عبارتند از:• تأسیس کریدور مالی مصون از تحریم:پیگیری و عملیاتی‌سازی یک شبکه بانکی دوجانبه بر بستر یوان دیجیتال و ریال، کاملاً مستقل از سوئیفت. این شاهرگ حیاتی، تضمین‌کننده وصول درآمدهای ارزی حاصل از صادرات روزانه نفت و گاز به چین خواهد بود.• تضمین سهمیه نفت صادراتی:مذاکره و امضای یک سند الحاقی محرمانه با شرکت‌های دولتی چین برای تثبیت سقف واردات نفت ایران در بلندمدت، حتی در صورت افزایش فشارهای ثالث، و دریافت تضمین‌های لازم برای پایداری این جریان.• انتخاب و رونمایی از سه پروژه نمادین ملی:به جای پراکنده‌کاری، دستگاه سیاست خارجی باید با همکاری وزارت اقتصاد، سه پروژه زیربنایی زودبازده را از توافق ۲۵ ساله انتخاب و با چین برای آغاز عملیات اجرایی آن‌ها تا پایان سال میلادی به توافق برسد. تکمیل راه‌آهن راهبردی زاهدان-چابهار یا فاز دوم میدان آزادگان جنوبی و یا خط سریع السیر تهران مشهد از بهترین گزینه‌ها هستند.• امضای پروتکل تأمین دفاعی-فنی:با توجه به نیاز روز نیروهای مسلح پس از جنگ رمضان، پیگیری و انعقاد موافقتنامه‌ای مشخص در حوزه پدافند هوایی، پهپادهای رزمی و انتقال فناوری تعمیر و نگهداری و هر آنچه مد نظر است، در دستور کار وزارت امور خارجه و دفاع قرار گیرد.
فاز دوم؛ نهادسازی برای توسعه پایدار (برنامه میان‌مدت ۳ تا ۵ ساله)پس از تثبیت شرایط، نوبت به ساختن نهادهایی می‌رسد که رابطه را از گروگان نوسانات سیاسی خارج کند. سیاستمداران ایرانی در این مرحله باید بر دیپلماسی اقتصادی و علمی متمرکز شود:• فعال‌سازی «شورای عالی همکاری‌های راهبردی»:تشکیل جلسات منظم و الزام‌آور در سطح معاون اول رئیس‌جمهور ایران و نخست‌وزیر چین برای رفع تشریفات اداری، تعرفه‌های پنهان و موانع گمرکی.• امضای موافقتنامه تجارت ترجیحی:پیشنهاد و نهایی‌سازی فهرستی از کالاهای کلیدی ایرانی (پتروشیمی، خشکبار، محصولات دانش‌بنیان) و چینی (ماشین‌آلات، قطعات) که تعرفه واردات آن‌ها صفر شود. هدف، جهش صادرات غیرنفتی ایران به چین است.• تأسیس «صندوق توسعه و فناوری ایران و چین»:طراحی و راه‌اندازی یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک با مدیریت ایرانی-چینی برای جذب سرمایه‌های خُرد چینی به پروژه‌های تولیدی، معدنی و استارتاپ‌های فناورانه در ایران.• ایجاد «پارک‌های فناوری مشترک» در دانشگاه‌های برتر:مذاکره با غول‌های فناوری چین (مانند هواوی و شرکت‌های فعال در هوش مصنوعی) برای تأسیس آزمایشگاه‌های تحقیق و توسعه مشترک در دانشگاه‌های تهران، شریف و امیرکبیر، با هدف تربیت نیروی متخصص و انتقال فناوری‌های تحریمی.• تکمیل حلقه مفقوده «کریدور جنوبی»:هماهنگی با کشورهای آسیای مرکزی برای راه‌اندازی قطارهای باری منظم از چین به ایران ظرف مدت ۱۲ روز. این اقدام، ایران را به یک چهارراه ترانزیتی غیرقابل‌چشم‌پوشی در ابتکار کمربند-راه تبدیل می‌کند.
فاز سوم؛ هم‌راستایی برای شکل‌دادن به نظم آینده (بلندمدت ۵ تا ۱۰ ساله)در این مرحله، سیاستمداران ایرانی باید از چارچوب دوجانبه فراتر رود و به دنبال سهم‌خواهی در معماری قدرت منطقه‌ای و بین‌المللی باشد:• ایجاد کانال هماهنگی دائمی در شورای امنیت:برقراری ارتباط مستقیم و محرمانه بین نمایندگان ایران و چین در نیویورک برای هم‌راستایی پیش از رأی‌گیری در مورد پرونده‌های حساس منطقه‌ای و بین‌المللی. چین باید عملاً به سپر دیپلماتیک ایران بدل شود.• پیشنهاد «کارگروه امنیت خلیج فارس» در سازمان شانگهای:استفاده از ظرفیت عضویت مشترک برای ارائه یک طرح ابتکاری امنیت جمعی در منطقه که قدرت‌های فرامنطقه‌ای را از معادلات نظامی خلیج فارس حذف کند.• ارتقای جایگاه چابهار به هاب لجستیکی چین:ارائه بسته سرمایه‌گذاری ویژه به طرف چینی برای توسعه اسکله‌های اقیانوسی در بندر چابهار، با هدف اتصال کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) به ایران و تبدیل چابهار به دروازه ورود کالاهای چینی به غرب آسیا و اروپا.• تقویت دیپلماسی عمومی:تأسیس «بنیاد فرهنگی راه ابریشم» برای مقابله با پروژه‌های ایران‌هراسی و چین‌هراسی در رسانه‌های بین‌المللی، تولید محتوای مشترک و جذب گردشگران و دانشجویان چینی.
فاز چهارم؛ مدیریت هوشمندانه تعارض‌ها و خطرات (اقدامی مستمر)پیشبرد چنین رابطه عمیقی بدون مدیریت حرفه‌ای سوءتفاهم‌ها ممکن نیست. هر سیاستمدار ایرانی باید این اصول را به موازات اقدامات فوق نهادینه کند:• شفاف‌سازی کامل مناقصات:تصویب دستورالعملی که تمام پروژه‌های مشارکتی با چین را ملزم به برگزاری مناقصات شفاف و انتشار عمومی جزئیات قراردادها کند تا هم از فساد جلوگیری شود و هم روایت «فروش ایران به چین» در داخل خنثی گردد.• بازتعریف استقلال راهبردی:به صراحت به طرف چینی و افکار عمومی داخلی و خارجی اعلام شود که این مشارکت «راهبردی» است، نه «پیروی»؛ ایران در قبال همسایگان عرب و مسائل حیاتی خود، کماکان مستقل تصمیم می‌گیرد.• مدیریت انتظارات تجاری:ایجاد میز ویژه رسیدگی به شکایات بازرگانان ایرانی از کیفیت کالاهای چینی یا تأخیر شرکت‌های چینی در اجرای پروژه‌ها، برای جلوگیری از تبدیل شدن نارضایتی‌های کوچک به بحران سیاسی بزرگ.نتیجه‌گیری: از جغرافیای تحمیلی تا سرنوشت انتخابیابزارها و ظرفیت‌ها روی میز است. رمز موفقیت ایران در قبال چین، شجاعت در عبور از الگوهای کهنه «نفت در برابر کالا» و ورود به میدان «هم‌افزایی فناورانه، مالی و تمدنی» است. این چک‌لیست، نه یک نسخه آرمانی، که حداقل اقدام لازم برای تبدیل موقعیت جغرافیایی ایران به ثروتی ژئوپلیتیکی است.
14:30 - 27 اردیبهشت 1405

1 التفاعل
47٫3k من المشاهدات


1 الإجابة

@user177325150949منذ 3 ساعات
تعليقًا على
چین را درافکار عمومی این قدرمهم جلوه ندهید.چین مانندهمه کشورها در عرصه جهانی دنبال تأمین حداکثری منافع ملی است.درروابط و مناسبات جهانی،رابطه راهبردی اصلا وجود نداردچون همه کشورها هدفشان تامین منافع ملی به بهترین وجه و کم هزینه ترین روشها می باشد.درخلا مناسبات چند جانبه هم فرصت طلبی مقوله دیگر است.