تنگه هرمز چگونه می‌تواند اوراق قرضه آمریکا را بدون مشتری کند؟

ایران با اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، نه فقط جریان نفت، که جریان بازگشت دلار به خزانه‌داری آمریکا را نیز مختل می‌کند.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ توافق سال ۱۹۷۴ بین واشنگتن و ریاض فقط «فروش نفت با دلار» نبود؛ حلقه دوم و حیاتی آن، بازگرداندن دلارهای نفتی به اقتصاد آمریکا از طریق خرید اوراق قرضه خزانه‌داری بود؛ چرخه‌ای که به «بازیافت پترودلار» معروف شد.اکنون ایران با تسلط بر تنگه هرمز می‌تواند این زنجیره را از دو سو قطع کند: هم با توقف ورود دلارهای جدید به جیب صادرکنندگان نفت و هم با وادار کردن آن‌ها به فروش دارایی‌های دلاری برای جبران کسری بودجه. نتیجه این گسست تاریخی، تورمی خواهد بود که نه در بازارهای جهانی پخش می‌شود، بلکه در قلب اقتصاد آمریکا می‌ماند و می‌سوزاند.

معمای چرخه و نقطه کور پترودلار

سال ۱۹۷۴، هنری کیسینجر و ملک فیصل پای توافقی را امضا کردند که اقتصاد جهانی را برای نیم قرن شکل داد.بر اساس این معامله بزرگ، عربستان متعهد شد نفت خود را منحصراً با دلار آمریکا قیمت‌گذاری و تسویه کند و در مقابل، واشنگتن امنیت این پادشاهی را تضمین نماید. اما این تمام ماجرا نبود. حلقه دوم این معامله که کمتر از حلقه اول مورد توجه قرار می‌گیرد، «بازیافت پترودلار» نام دارد: مازاد دلارهای نفتی عربستان باید عمدتاً از طریق خرید اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده به اقتصاد آمریکا بازمی‌گشت.

مازاد پترودلار و ۳ فایده حیاتی برای آمریکا

این چرخه، سه فایده حیاتی برای واشنگتن دارد:۱ـ تأمین مالی کسری بودجه: کشورهای عربی با خرید اوراق، عملاً به دولت آمریکا وام می‌دهند.۲ـ سرکوب نرخ بهره: تقاضای دائمی و مصنوعی برای اوراق قرضه، نرخ بهره و در نتیجه تورم را به طور ساختاری پایین نگه می‌دارد.۳ـ تأمین مالی جنگ‌ها: آمریکا می‌تواند با انتشار اوراق که همیشه خریدار آماده دارد، تجاوزهای نظامی خود را بدون تحمل تبعات سیاسی افزایش مالیات تأمین مالی کند.

ابعاد حیرت‌آور یک معامله

ابعاد این معامله حیرت‌آور است. مجموع دارایی‌های تحت مدیریت صندوق‌های ثروت ملی حاشیه خلیج فارس بیش از ۶ تریلیون دلار برآورد می‌شود که عمدتاً در دارایی‌های مرتبط با اقتصاد آمریکا سرمایه‌گذاری شده است.تا دسامبر ۲۰۲۵، مجموع اوراق قرضه آمریکا در اختیار کشورهای عربی به ۳۱۵.۳ میلیارد دلار رسید؛ از این میان، عربستان ۱۴۹.۵ میلیارد دلار، امارات ۹۵.۶ میلیارد دلار و کویت ۶۶.۱ میلیارد دلار سهم داشتند.با قطع و کاهش درآمدهای نفتی این کشورها در پی بحران تنگه هرمز، پرسش راهبردی این است: آیا ایران می‌تواند این چرخه معیوب را قطع کند؟ پاسخ در سه مسیر مستقیم و غیرمستقیم نهفته است.

تنگه هرمز چگونه زنجیره چرخه پترودلار را پاره می‌کند؟

روزانه ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کند، معادل تقریباً یک‌پنجم مصرف جهانی نفت و نزدیک به یک‌سوم تجارت دریایی این کالای استراتژیک. ایران با اعمال حاکمیت بر این گلوگاه، نه فقط جریان نفت، که جریان بازگشت دلار به خزانه‌داری آمریکا را نیز مختل می‌کند. این فرآیند از سه مسیر مکمل اتفاق می‌افتد.

کانال اول: خشک شدن سرچشمه

منطق بنیادین چرخه پترودلار ساده است: برای خرید اوراق قرضه آمریکا، ابتدا باید دلار مازاد وجود داشته باشد. این مازاد، از فروش نفت به دلار به دست می‌آید.وقتی تنگه هرمز بسته یا محدود می‌شود، صادرات نفت این کشورها فلج می‌شود و یا اینکه نفت به ارزی به جز دلار فروخته شود و در نتیجه، هیچ دلار تازه‌ای برای خرید اوراق جدید به دست نمی‌آید. این یعنی تقاضای دائمی و ساختاری برای اوراق قرضه آمریکا که برای دهه‌ها نرخ بهره را بطور مصنوعی پایین نگه داشته، ناگهان از مدار خارج می‌شود.دلارهای چاپ‌شده توسط فدرال رزرو، به جای اینکه در خزانه‌های عربی ذخیره و سپس از طریق خرید اوراق به اقتصاد آمریکا برگردند در خود این کشور باقی می‌مانند و مستقیماً به تورم تبدیل می‌شوند، بی‌آنکه بشکه‌ای نفت با آن‌ها جابه‌جا شود یا برگه‌ای اوراق خریداری گردد.

کانال دوم: فروش از سر ناچاری

کشورهای حاشیه خلیج فارس، برخلاف تصور رایج، اقتصادهایی به‌شدت پرهزینه با بودجه‌هایی بر پایه قیمت نفت ۷۰ تا ۸۰ دلار دارند و وقتی صادرات نفت متوقف می‌شود و یا کاهش می‌یابد، درآمد قطع می‌شود اما هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر از حقوق کارمندان و یارانه‌های داخلی تا پروژه‌های عظیم عمرانی، همچنان ادامه می‌یابد.در این شرایط، آن‌ها برای جبران کسری بودجه چاره‌ای جز فروش ذخایر ارزی و دارایی‌های مالی خود، از جمله اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، ندارند. این فروش اجباری از دو جهت به واشنگتن ضربه می‌زند: در کوتاه‌مدت، عرضه گسترده اوراق در بازار قیمت آن را کاهش می‌دهد و نرخ بهره و البته تورم را بالا می‌برد و در نتیجه هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را گران‌تر می‌کند. در بلندمدت، با قطع جریان مازاد درآمد نفتی، این کشورها دیگر مازاد دلاری برای خرید اوراق جدید ندارند و یکی از بزرگ‌ترین خریداران تاریخی از بازار خارج می‌شود. شکاف تقاضایی که ایجاد می‌شود، پر کردنش در کوتاه‌مدت تقریباً غیرممکن است و تداوم آن می‌تواند ساختار تأمین مالی کسری بودجه آمریکا را برای همیشه متحول کند.

کانال سوم: فروپاشی «معامله امنیت در برابر اوراق»

ستون سوم چرخه پترودلار، یک «قرارداد اجتماعی» نانوشته بود: کشورهای عربی دلارهای نفتی خود را به اوراق قرضه آمریکا تبدیل می‌کردند و در مقابل، واشنگتن امنیت آن‌ها را تضمین می‌نمود.این معامله برای دهه‌ها پایدار ماند، اما جنگ اخیر آن را به طرز مهلکی نقض کرد.حمله به ایران با استفاده از پایگاه‌های مستقر در خاک همین کشورهای عربی، نه فقط پاسخ کوبنده ایران را به همراه داشت، بلکه یک واقعیت ژئوپولیتیک را آشکار کرد: آمریکا نه‌تنها نمی‌تواند امنیت میزبانان خود را تأمین کند، بلکه حضور نظامی‌اش در خاک آن‌ها، خود به بزرگ‌ترین تهدید امنیتی تبدیل شده است.وقتی «امنیت» که کالای مبادله‌شده در این معامله بود، از میان برود، «خرید اوراق» نیز موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

هدف نهایی این راهبرد

نتیجه عملی این گسست اعتماد، روندی است که هم‌اکنون آغاز شده: تنوع‌بخشی به ذخایر و خروج تدریجی از دارایی‌های دلاری. ذخایر طلای بانک مرکزی امارات در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۵ درصد افزایش یافت و به ۳.۱ میلیارد دلار رسید.این افزایش چشمگیر، نه یک نوسان مقطعی، که بخشی از یک استراتژی عمدی برای «کاهش اتکای بیش از حد به هر ارز یا طبقه دارایی واحد» است.در سطح جهانی نیز سهم دلار از ذخایر ارزی جهان به ۵۶.۷۷ درصد، پایین‌ترین سطح در دهه‌های اخیر، کاهش یافته است.وقتی دلارهای چاپ‌شده در خانه می‌مانندهدف نهایی این راهبرد، همان چیزی است که در ابتدا به آن اشاره شد: دلارهای چاپ‌شده توسط فدرال رزرو باید در داخل اقتصاد آمریکا باقی بمانند و مستقیماً به تورم تبدیل شوند، بی‌آنکه بشکه‌ای نفت با آن‌ها معامله شود یا برگه‌ای اوراق قرضه خریداری گردد.

جمع‌بندی

اگر پترودلار در سال ۱۹۷۴ در یک توافق پشت درهای بسته میان واشنگتن و ریاض متولد شد، مرگ تدریجی آن نه فقط با فروش نفت به یوآن، بلکه با قطع زنجیره بازیافت دلارهای نفتی در تنگه هرمز رقم خواهد خورد.معامله‌ای که نیم قرن پیش با یک امضا، آمریکا را به ابرقدرت مالی جهان تبدیل کرد، اکنون می‌تواند با یک «مجوز مشروط عبور» توسط ایران از گلوگاه هرمز، برای همیشه از هم بپاشد.وقتی دلارهای چاپ‌شده نتوانند از مرزهای آمریکا خارج شوند تا نفت بخرند و وقتی نتوانند در قالب اوراق قرضه به خزانه‌داری بازگردند تا کسری بودجه را پوشش دهند، در خانه می‌مانند و می‌سوزانند.این بار، تورم آمریکا صادر نمی‌شود و در خیابان‌های نیویورک و شیکاگو منفجر خواهد شد.با دنبال‌کردن صفحه اقتصادی خبرگزاری فارس در جریان آخرین تحولات اقتصادی ایران و جهان قرار بگیرید.#جنگ #تنگه_هرمز#نفت#پترودلار#پترویوان
23:51 - 28 اردیبهشت 1405
اقتصاد
صنعت و تجارت
نفت و انرژی

5 بازنشر7 واکنش
24٫3k بازدید



4 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌شهروند گمنام‌
@Ba30iji2 ساعت پیش
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌شهروند گمنام‌
شهروند گمنام

@Ba30iji  •  18 اردیبهشت 1405

تقدیر و تشکر

کنترل تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران در جهان

کشور عزیزمان ایران با داشتن قدمتی بیش از ۳ هزار سال و موقعیتی جغرافیایی خاص و منحصربه‌فرد، تا چند ماه اخیر از ظرفیت‌های راهبردی خود به‌صورت کامل بهره‌مند نبود. اما پس از جنگ تحمیلی سوم، کشورمان از حالت صرفاً تدافعی خارج شد و با در دست گرفتن و کنترل تنگه هرمز، یعنی گلوگاه اقتصادی و انرژی جهان، قدرت خود را نه‌ تنها به منطقه بلکه به جهان نشان داد. این اقدام باعث شد ایران به‌ عنوان یک ابرقدرت نوظهور مطرح شود و علاوه بر درآمدزایی از این تنگه و کنترل کشتیرانی بین‌المللی، بتواند در برابر قدرت‌های بزرگ جهان قد علم کند. در نهایت برای جهانیان ثابت شد که در اختیار داشتن یک گذرگاه راهبردی و اثرگذاری آن، می‌تواند حتی فراتر از داشتن بمب اتم باشد. و این سربلندی را مدیون خون شهدای سه جنگ تحمیلی علیه کشورمان هستیم. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

0
100
گزارش از مطالبه

تصویر نمایه‌ی ‌9**0177‌
@ApexIntel2 ساعت پیش
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌9**0177‌
9**0177

@ApexIntel  •  2 ساعت پیش

گفتنِ این چند گوهر، گرچه به ظاهر بایسته است، واقف بر آنکه حدیثِ این سودازده را در دفتر خِرَد، اعتباری نیست.اول، لافِ آن لعین از شمشیرِ برکشیده و ناگهان نیام‌شده، از اسبِ جنگی گفت که یک قدم پیش راند و پس کشید، روشن شد که این بازیِ خاموش، همان «کمینی در لباسِ متارکه» است و تحلیل دیروز ما مهره‌ای درس…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش


@user1772473993421 ساعت پیش
در پاسخ به
انشالله که خیره

@user1775374550148 دقیقه پیش
در پاسخ به
چند نکته:اول اینکه اوراق بهادار در اصل بدهی دولته نه درامد دولت کشورهای با اقتصاد مبتنی بر بازار درامد دولت از طریق دریافت مالیات تامین میشه که سیستم جمع اوری مالیات کارآمدی هم دارندوم اینکه تنوع بخشی به سبد فروش نفت کشورهای تولید کننده نفت چه در اوپک چه در پیمان های دیگه مثل بریکس چند سالی هست ..